موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13408
درمان شخصي‌سازي‌شده، راهبردي براي افزايش بقا و کاهش عوارض سرطان کودکاننجات جان کودک مبتلا به سرطان،

درمان شخصي‌سازي‌شده، راهبردي براي افزايش بقا و کاهش عوارض سرطان کودکاننجات جان کودک مبتلا به سرطان، پايان درمان نيست. آغاز مسئوليتي است که سال‌ها پس از خاموش شدن بيماري ادامه پيدا مي‌کند. کودکي که سرطان را پشت سر گذاشته، بايد بتواند بدون عوارض ناتوان‌کننده به زندگي عادي بازگردد. هدفي که امروز در کنار افزايش نرخ بقا، به يکي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي متخصصان سرطان کودکان در جهان تبديل شده است. افزايش ميزان بقاي کودکان مبتلا به سرطان، تنها به معناي نجات جان آنان نيست، کيفيت زندگي پس از درمان نيز به همان اندازه اهميت دارد.دکتر ميترا قاليبافيان، متخصص راديوانکولوژي، در سخنراني خود در کنگره ساليانه کلينيکال انکولوژي که تيرماه امسال برگزار شد، به نقش درمان شخصي‌سازي‌شده در مديريت مدولوبلاستوما، يکي از شايع‌ترين تومورهاي مغزي دوران کودکي، پرداخت.وي در رابطه با محور سخنراني خود در کنگره ساليانه کلينيکال انکولوژي گفت: با توجه به حرکت سازمان بهداشت جهاني از سال 2018، هدف اين است که تا سال 2030 ميزان بقاي کودکان مبتلا به سرطان در کشورهاي با درآمد کم و متوسط، حداقل به 60 درصد برسد. درحال حاضر اين ميزان در اينگونه کشورها حدود 10 تا 30 درصد است.قاليبافيان افزود: بنابراين تا سال 2030 با جمعيت قابل‌توجهي از افرادي مواجه خواهيم بود که در کودکي به سرطان مبتلا شده و بهبود يافته‌اند؛ افرادي که در اصطلاح به آن‌ها «بازماندگان سرطان» يا survivors گفته مي‌شود. اين افراد ممکن است در سال‌هاي بعد با عوارض ديررس و جانبي ناشي از درمان دست‌وپنجه نرم کنند. به همين دليل بايد از هم‌اکنون براي آن زمان آماده باشيم.وي گفت: نخستين گام آمادگي، به خود روند درمان بازمي‌گردد. از آنجا که بسياري از عوارض به علت درمان ايجاد مي‌شوند، درمان‌هاي امروزي بايد کاملاً حساب‌شده باشند و براساس سطح تهاجم بيماري انجام شوند. به اين رويکرد، درمان مبتني بر ريسک يا Risk-adapted Therapy گفته مي‌شود.قاليبافيان افزود: بيماري که در گروه پرخطر قرار دارد، احتمال عود بيشتري دارد يا بيماري‌اش تهاجمي‌تر است، بايد درمان قوي‌تري هم دريافت کند. طبيعي است که اين فرد در آينده ممکن است با عوارض بيشتري مواجه شود، اما اين عوارض قابل توجيه هستند؛ زيرا براي حفظ جان بيمار ناچار به استفاده از درمان شديدتر بوده‌ايم. با اين حال، بايد براي آينده اين کودکان و مراقبت از عوارض احتمالي نيز برنامه داشته باشيم.وي گفت: در مقابل، بيماري که در گروه کم‌خطر قرار دارد و احتمال عود بيماري در او کمتر است، بايد درمان متعادل‌تري دريافت کند تا با عوارض کمتري روبه‌رو شود؛ به‌ويژه اينکه شانس بهبودي او نيز بيشتر است. پس درمان بايد متعادل باشد و در کنار افزايش بقا، ارتقاي کيفيت زندگي بيمار را نيز به دنبال داشته باشد؛يعني فرد بتواند به شرايط عادي و پايه زندگي خود بازگردد.قاليبافيان ادامه داد: بدين ترتيب هدف سخنراني، بررسي نقش درمان شخصي‌سازي‌شده در يکي از شايع‌ترين تومورهاي مغزي کودکان است؛ توموري که درمان آن به مشارکت سه روش اصلي، يعني جراحي، پرتودرماني و شيمي‌درماني، نياز دارد. بايد اين روش‌ها را به‌گونه‌اي به کار بگيريم که براساس رفتار تومور، علاوه بر درمان بموقع بيماري، کودک با عوارض کمتري به جامعه بازگردد.در مؤسسه محک، براي تحقق چنين رويکردي، چند سال است که هم موضوع درمان چندتخصصي و هم راهبرد تحول درمان پيگيري مي‌شود.وي در رابطه با راهکارهايي براي اجراي اين رويکرد در کشورهاي کم‌درآمد و با درآمد متوسط، از جمله ايران، گفت: نکته ديگري هم وجود دارد که باعث شده است اين موضوع فقط براي ما اهميت نداشته باشد و کشورهاي ديگر نيز به آن علاقه‌مند باشند. البته دليل علاقه ما بيشتر محدوديت امکانات است، اما کشورهاي پيشرفته نيز از زاويه ديگري به اين موضوع نگاه مي‌کنند.دکتر قاليبافيان گفت: نخستين چالش، زمان شروع درمان است. اين موضوع فقط به ايران محدود نمي‌شود و براي کشورهاي ديگر نيز اهميت دارد. آن‌ها هم تمايل دارند تا زمان آماده شدن نتيجه NGS، که ممکن است يک ماه طول بکشد، منتظر نمانند و درمان راديوتراپي در بازه زماني يک ماه پس از جراحي آغاز شود. در واقع، آن‌ها نيز با همين مسئله روبه‌رو هستند. زمان معمول براي شروع راديوتراپي از مرحله شبيه‌سازي تا آغاز درمان در بسياري از مراکز درماني بزرگسالان، حدود يک ماه است و همين مسئله اهميت تصميم‌گيري سريع و استفاده از روش‌هايي را که بتوانند روند درمان را تسهيل و تعجيل کنند، دوچندان مي‌کند.وي در پايان در رابطه با بهترين شرايط زمان آماده‌سازي درمان راديوتراپي گفت: اگر همه مراحل را با حداکثر سرعت هم پيش ببريم، باز هم حداقل حدود دو هفته زمان نياز داريم. به همين دليل هر روشي که بتواند روند تصميم‌گيري درماني را سريع‌تر و دقيق‌تر کند، ارزشمند است؛ زيرا در چنين بيماري‌هايي، زمان يکي از عوامل بسيار مهم در موفقيت درمان محسوب مي‌شود.در نهايت، رويکرد درمان شخصي‌سازي‌شده نه تنها يک انتخاب علمي، بلکه يک ضرورت براي آينده بيماران مبتلا به سرطان است. عبور از درمان‌هاي «يک‌نسخه براي همه» به سمت درمان‌هاي دقيق و مبتني بر ريسک، تلاشي است براي اينکه «بقا» تنها يک عدد در آمار نباشد، بلکه به معناي بازگشت بيماران از جمله کودکان مبتلا به سرطان به آغوش زندگي و آرزوهايشان باشد.