سيام تيرماه سالروز درگذشت آيتالله شيخ حسن صانعي، يکي از نزديکترين ياران امام خميني است. آيتالله صانعي را ميتوان از وفادارترين يارن امام خميني ناميد و در مقابل، علاقه و ارادت امام به اين مرد بزرگ را نيز منحصر به فرد دانست. او که در سال 1313ش در شهرستان شهرضا به دنيا آمد و در نوجواني تحصيلات حوزوي را آغاز کرد، از اوان دهه چهل شمسي ملازم رکاب امام خميني شد و تا زمان حيات امام نيز آن را ادامه داد، بلکه تا زمان رحلت خود در سال 1402 بر آن عهد باقي ماند. ابراز علاقه امام خميني به آيتالله صانعي نيز منحصر به فرد است و در ميان آن، دو نامه فوقالعاده است که در گراميداشت آن عالم رباني ولي گمنام ارائه ميگردد.
بسمالله الرحمن الرحيم
الحمد للَّه رب العالمين، و الصلاة على محمد و آله الطاهرين.
انگيزه اين جانب در نوشتن اين چند سطر، اداى حق اخوت نسبت به شخصى كه از جمله سابقهدارترين دوستان وفادارم بوده و اكنون نيز مىباشد. و چون احتمال قريب مىدهم كه پس از درگذشت من كسانى كه با من نظر بىمهرى دارند با بعض دوستان عزيزم بدرفتارى نمايند و مورد تهمت غير اسلامى- انسانى قرار گيرند احتمال تكليف دادم كه اداى شهادت بنمايم، و بيشتر كسى كه از دوستان من ممكن است مورد هجوم شود برادر و فرزند عزيزم آقاى آقا شيخ حسن صانعى- حفظه الله- است كه در امور مالى و وجوه شرعيه از ديگران بيشتر دخالت داشته، و شايد از اين ناحيه خداى نخواسته به ايشان تهمتى وارد شود.
لهذا من، بيْنى و بينالله شهادت مىدهم كه از اول زمانى كه با من آشنا شده و متصدى امور مالى گرديدهاند چه قبل از 15 خرداد و تبعيد من به خارج، و چه پس از بازگشت از تبعيد، و چه اوقاتى كه انفرادى متصدى بودند، و چه پس از آنكه به واسطه زيادى كار و بعض مصالح با شركت جنابان آقاى حاج سيد هاشم رسولى و آقاى رحيميان- حفظهماالله تعالى- متصدى شدهاند- با كمال صداقت و امانت و صميميت بوده و هستند، و دينارى تجاوز و تعدى به وجوه شرعيه ننمودهاند، و با تمام همت و جديت و حسن نيت، اين جانب را اعانت نموده، و هر گز چشمداشت مادى نداشته و ندارند. و اكنون نيز كه با آقايان مذكور به اعانت اين جانب صرف عمر مىنمايند، تمام اين آقايان امين و صالح و خدمتگزار به اسلام مىباشند.
خداوند تعالى اينان و همه خدمتگزاران به اسلام را از شرّ بدخواهان و منحرفان حفظ فرمايد، و توفيق اطاعت از خداوند تبارك و تعالى و خدمت به بندگان او مرحمت فرمايد.
و السلام على عبادالله الصالحين. دوشنبه 15 آذر 1361/ 20 صفر 1403 (صحيفه امام، ج17، ص132).
بسمالله الرحمن الرحيم
جناب حجتالاسلام آقاى حاج شيخ حسن صانعى- دامت بركاته
نمىدانم از كجاى آشنايىام با تو بنويسم. تو يكى از قديميترين افرادى هستى كه در كنار من بودهاى. هنوز سبزهاى بر رخسار نداشتى كه صميمىات يافتم. سالها قبل از شروع مبارزات پانزدهم خرداد. تو سرباز گمنام اين انقلابى، و خودت مىدانى كه هيچ چيز بهتر از گمنامى نيست. تو فردى هستى كه از گذشتههاى دور خاطرات تلخ و شيرين مبارزات را با خود دارد. زيركى و كم حرف، دانايى و محتاط. در گرداب مبارزات هميشه دلسوخته بودهاى. كينهات را نسبت به شاه در كمتر كسى ديده بودم. در بحرانها و فشارها هيچ گاه نسبت به من ترديد نداشتى، گرچه گاهى خسته مىشدى و افسرده.
در كوران فشار دستگاه شاه، تو كه مسئول اداره شهريه طلاب بودى، وقتى در محاصره دشمن قرار مىگرفتى براى اينكه هيچ گونه اطلاعى به دشمن ندهى كم نبود مواقعى كه قبوض رسيد پولهاى اخيار را- در پانزده سال مبارزه- چون غذايى گوارا مىخوردى. پاداشت عندالله نيز گوارايت باد. استعدادت، لطافت روحت، صداقتت چيزى نيست كه فراموشم شود. تندخويى و عاقل. از خدا مىخواهم عقلت را به تندخويىات پيروز كند. من كاملاً به تو اطمينان دارم. لذا وكيل من مىباشى در تمامى زمينههاى شرعى. اين چند سطر را نوشتم تا كمى از بسيار حقى كه به گردن من و انقلاب دارى را ادا كرده باشم.
خداوند يار و نگهدارت باد.
مرا از دعاى خير فراموش مكن. و السلام عليكم و رحمةالله و بركاته.
2/ 12/ 67 - روحالله الموسوي الخمينى (صحيفه امام، ج21، ص272).