پاداش فدراسيون فوتبال به کادر فني تيم مليامير قلعهنويي در جام ملتها هم ماندني استپس از جام جهاني ب
پاداش فدراسيون فوتبال به کادر فني تيم مليامير قلعهنويي در جام ملتها هم ماندني استپس از جام جهاني به نظر ميرسيد چوب خط کادر فني تيم ملي روي نيمکت يوزها پر شده اما ظاهرا فدراسيون فوتبال چنين اعتقادي ندارد.تيم ملي فوتبال در جام جهاني با 3 تساوي حذف شد و برخلاف وعدههاي پرشمار و قاطع کادر فني مبني بر کسب 4 امتياز و تعطيلي يک هفتهاي ايران، در يکي از آسانترين گروههاي جام جهاني نتوانست به دور بعد راه پيدا کند و به انتظارات پاسخ دهد. آن هم در شرايطي که 8 تيم سوم هم به مرحله بعدي رفتند و تيمهايي صعود کردند که نخستين حضور خود را در جام جهاني تجربه ميکردند.هر چند کادر فني قصد دارد که تساوي برابر بلژيک و مصر را جاي دستاورد جا زده و کارنامه خود را موفق جلوه دهد اما همه حتي بازيکنان تيم ملي هم ميدانند که اين دستاورد اهميت چنداني ندارد و فاقد اعتبار است. همانطور که عليرضا جهانبخش کاپيتان باسابقه تيم ملي به درستي به آن اشاره کرد و تأکيد نمود صعود از گروه در جام جهاني دستاورد محسوب ميشد و صرف نباختن هرگز دستاورد نيست.با اين کارنامه به نظر ميرسيد چوب خط کادر فني تيم ملي روي نيمکت يوزها پر شده. بعد از ناکامي در جام ملتهاي آسيا و جام جهاني، به نظر ميرسد اين کادر فني هر آنچه که داشته را نشان داده و ديگر چيز تازهاي ندارد و نبايد به آنها فرصتي تازه داد. به ويژه اينکه از منظر فني تيم ملي مشکلات گل درشتي در جام ملتهاي آسيا و جام جهاني داشت که غيرقابل کتمان است.با اين وجود رئيس فدراسيون فوتبال باز هم بر همان مدار باطل از تمديد قرارداد کادر فني ناکام تيم ملي براي جام ملتها خبر ميدهد. اين يعني اينکه دور باطل و ناکامي در تيم ملي کماکان ادامه خواهد داشت. تصميمي که چشم بستن روي عملکرد تيم ملي در 4 سال اخير و دهنکجي آشکار به منطق فوتبال است. پرسش روشن از مهدي تاج اين است: فدراسيون دقيقاً روي کدام دستاورد مهر تمديد ميزند؟عيار هر مربي با نتايجش سنجيده ميشود. آمار کاملاً مشخص است، امير قلعهنويي در 2 مقطع حضورش در تيم ملي، تا به حال در دو جام ملتهاي آسيا و يک جام جهاني روي نيمکت تيم ملي نشسته و در هر 3 تورنمنت بزرگ نتيجه لازم نگرفته است. وقتي 3 بار در مهمترين رويدادها ناکام بودهايم، اين کارنامه خالي براساس کدام منطق مستحق پاداش است؟فاجعه اصلي فراتر از اين نتايج است، ما آينده را هم باختيم. فوتبال ايران تشنه خون تازه بود اما با محافظهکاري کادر فني، جوانان مستعد پشت خط ماندند تا بار تيم روي دوش همان نسل گذشته بماند.تمديد قرارداد، پاداش موفقيت است نه ابزاري براي استمرار ناکامي. اين امضا چيزي جز حراج سرمايه فوتبال ايران و تکرار يک مسير بنبست نيست. تيم ملي به جراحي عميق نياز دارد، نه تمديد حسرت.نکته فاجعه بارتر اينکه اين کادر فني کماکان بر ايدههاي غلط خود استوار است و سر سوزني از آن عقب نشيني نکرده. آنچه از مصاحبههاي طلبکارانه دستياران و البته دفاعيه سرمربي تيم ملي در اينستاگرام هويداست، آنجا که بدون عذرخواهي ساده بابت ناکامي ميگويد: «اگر به عقب برگرديم باز هم همين مسير را ميروم و همين تصميمات را اتخاذ ميکنم.»اين يعني مسير غلط در تيم ملي کماکان ادامه دارد و تداوم غلط يعني يک ناکامي ديگر.