موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13400
صنعت خودرو، روايتي از انحصار، گراني و نارضايتي عمومي

 

 

صنعت خودرو ايران سال‌هاست يکي از بحث‌برانگيزترين بخش‌هاي اقتصادي کشور به شمار مي‌رود. صنعتي که دهه‌ها از حمايت‌هاي گسترده دولتي، تعرفه‌هاي سنگين واردات، تسهيلات بانکي، امتيازات انحصاري و محدوديت براي رقبا بهره برده، اما همچنان با بحران‌هايي چون زيان انباشته، کيفيت پايين، قيمت‌هاي نجومي و نارضايتي عمومي دست و پنجه نرم مي‌کند.

صنعت خودرو ايران امروز با مجموعه‌اي از مشکلات ساختاري، مديريتي و اقتصادي روبه‌رو است. کارشناسان معتقدند ادامه روند فعلي نه تنها به بهبود وضعيت منجر نخواهد شد، بلکه مي‌تواند زيان‌هاي بيشتري را به مصرف‌کنندگان، توليدکنندگان و اقتصاد کشور تحميل کند. براي خروج از اين وضعيت، مجموعه‌اي از اقدامات همزمان و هماهنگ ضروري است.

بازار خودرو در ايران ديگر فقط يک بازار اقتصادي نيست، به نماد آشکار ناکارآمدي مديريتي، انحصار مزمن، رانت سازمان‌يافته و شکست سياست‌گذاري تبديل شده است. صنعتي که قرار بود موتور محرک توليد ملي باشد، امروز به يکي از بزرگ‌ترين منابع نارضايتي عمومي بدل شده، بازاري که در آن مردم هم بايد پول خودروهاي روز دنيا را بپردازند و هم کيفيت خودروهاي متعلق به دو دهه قبل را تحمل کنند.

امروز خودرو براي بخش بزرگي از جامعه ديگر يک کالاي مصرفي نيست، بلکه به آرزويي دور از دسترس تبديل شده است. خانواده‌هايي که تا چند سال پيش مي‌توانستند با چند سال پس‌انداز صاحب خودرو شوند، اکنون با قيمت‌هايي مواجه هستند که خريد يک خودروي داخلي را به برنامه‌اي غير عملي تبديل کرده است.

در هيچ‌نقطه‌اي از دنيا نمي‌توان نمونه‌اي يافت که صنعتي بيش از چهار دهه از حمايت مستقيم دولت، تعرفه‌هاي سنگين، ممنوعيت واردات، تسهيلات بانکي و انحصار کامل برخوردار باشد اما همچنان از زيان‌دهي، کمبود نقدينگي و ناتواني در رقابت سخن بگويد. صنعت خودروي ايران اکنون دقيقاً در چنين وضعيتي قرار دارد، صنعتي که نه رضايت مصرف‌کننده را جلب کرده، نه توان صادرات جدي دارد و نه حتي موفق شده بحران قيمت را مهار کند.

خودروي داخلي، گران‌تر از توان مردم، ضعيف‌تر از انتظار مصرف‌کننده

در شرايطي که درآمد خانوارها به شدت کاهش يافته، قيمت خودرو با سرعتي سرسام‌آور افزايش پيدا کرده است.امروز بسياري از خودروهاي داخلي که تا چند سال پيش نماد خودروهاي اقتصادي محسوب مي‌شدند، به مرز يک ميليارد تومان نزديک شده‌اند. اما پرسش اساسي اينست که آيا کيفيت، ايمني و خدمات اين خودروها نيز هم‌پاي قيمت رشد کرده است؟پاسخ بسياري از مصرف‌کنندگان منفي است. همچنان شکايت‌ها درباره مصرف سوخت بالا، نقص فني، کيفيت پايين قطعات، ضعف خدمات پس از فروش و ايمني نامناسب ادامه دارد. نکته تلخ اينست که مردم مجبورند براي محصولي با فناوري قديمي و استانداردهاي پايين، هزينه‌اي معادل خودروهاي به‌روز خارجي بپردازند.

قيمت‌گذاري دستوري، سياستي که نه مردم را راضي کرد نه خودروسازان را

دولت سال‌هاست با سياست قيمت‌گذاري دستوري تلاش مي‌کند قيمت خودرو را کنترل کند، اما نتيجه، شکل‌گيري بازاري دو‌نرخي و رانت عظيم بوده است. اختلاف شديد قيمت کارخانه و بازار آزاد باعث شده خودرو از کالاي مصرفي به ابزار سوداگري تبديل شود. براي مثال، طبق برخي گزارش‌ها، در مقاطعي براي فروش50 هزار خودرو، بيش از يک ميليون نفر ثبت‌نام کردند، نه براي مصرف، بلکه براي کسب سود از اختلاف قيمت. اين وضعيت، دلالي را تقويت و مصرف‌کننده واقعي را قرباني کرده است. ازسوي ديگر، خودروسازان نيز مدعي هستند به دليل قيمت‌گذاري دستوري، توليد هر خودرو برايشان زيان‌ده شده است. نتيجه اين چرخه معيوب، بازاري آشفته است که نه توليدکننده از آن راضي است و نه خريدار.

حتي برخي مسئولان سابق وزارت صمت نيز به ناکارآمدي اين شيوه اذعان کرده‌اند و از ضرورت اصلاح تدريجي قيمت‌ها سخن گفته‌اند. در اين ميان مصرف‌کننده واقعي حذف شد،دلالي افزايش يافت،بازار ملتهب‌تر شد،و فساد گسترده‌تري شکل گرفت.

انحصار، ريشه بسياري از مشکلات

کارشناسان اقتصادي معتقدند مهم‌ترين بيماري صنعت خودرو ايران، انحصار است.در شرايطي که بازار خودرو در بسياري از کشورها محل رقابت ده‌ها شرکت بزرگ و کوچک است، بازار ايران عملاً در اختيار چند خودروساز محدود قرار دارد.در غياب رقابت واقعي، انگيزه براي کاهش هزينه‌ها، افزايش کيفيت و نوآوري نيز کاهش مي‌يابد. نتيجه آن چيزي است که امروز مردم با آن مواجهند، خودروهايي با فناوري قديمي، کيفيت مورد انتقاد و قيمت‌هاي بالا.در بسياري از کشورهاي جهان، اگر خودروسازي نتواند رضايت مشتري را جلب کند، بازار را از دست مي‌دهد. اما در ايران مصرف‌کننده اغلب حق انتخاب گسترده‌اي ندارد.

کيفيت، حلقه گمشده صنعت خودرو

بخش بزرگي از نارضايتي مردم به کيفيت خودروها بازمي‌گردد. بسياري از خودروهاي داخلي هنوز با پلتفرم‌هاي قديمي توليد مي‌شوند. مصرف سوخت بالا، نقص فني، خرابي زودهنگام قطعات و ايمني پايين همچنان از مهم‌ترين انتقادهاي مصرف‌کنندگان است. در سال‌هاي اخير بارها گزارش‌هايي درباره نقص فني، مشکلات ترمز، کيفيت پايين قطعات و حتي خطرات ايمني برخي خودروها منتشر شده است. اما واکنش خودروسازان معمولاً به چند اطلاعيه يا فراخوان محدود ختم شده است. درحالي که در بسياري از کشورهاي دنيا کوچک‌ترين نقص ايمني مي‌تواند ميلياردها دلار خسارت و عذرخواهي رسمي شرکت‌ها را به دنبال داشته باشد، در ايران مصرف‌کننده اغلب راهي جز تحمل مشکلات ندارد.

واردات خودرو، تهديد يا ضرورت؟

هر بار که بحث واردات خودرو مطرح مي‌شود، خودروسازان از «ضربه به توليد داخلي» سخن مي‌گويند. اما منتقدان مي‌پرسند، توليدي که دهه‌ها حمايت شده اما همچنان نتوانسته رضايت مردم را جلب کند، تا چه زماني بايد پشت ديوار تعرفه‌ها پنهان بماند؟بسياري از اقتصاددانان معتقدند واردات کنترل‌شده و رقابتي مي‌تواندانحصار را بشکند،کيفيت را افزايش دهدو قيمت‌ها را متعادل کند.اما تجربه نشان داده واردات محدود و رانتي نيز خود مي‌تواند به منبع جديد فساد تبديل شود به‌ويژه زماني که مجوزها در اختيار گروه‌هاي خاص قرار گيرد.

خصوصي‌سازي، شعاري که هنوز عملي نشده

خصوصي‌سازي صنعت خودرو سال‌هاست مطرح مي‌شود، اما در عمل همچنان دولت و نهادهاي شبه‌دولتي نقش اصلي را در مديريت خودروسازان ايفا مي‌کنند. کارشناسان معتقدند تا زماني که ساختار مديريتي و مالکيتي اصلاح نشود، بحران فعلي ادامه خواهد داشت. بسياري از تحليلگران مي‌گويند خودروسازان نه کاملاً دولتي‌ هستند و نه خصوصي، بلکه در وضعيتي خاکستري قرار دارند که نه پاسخگويي بخش خصوصي را دارند و نه شفافيت لازم براي مديريت دولتي.

مردم، قربانيان اصلي بازار خودرو

بررسي ميداني خبرنگار ما از بازار خودرو نشان مي‌دهد فاصله ميان درآمد خانوارها و قيمت خودرو به شکل بي‌سابقه‌اي افزايش يافته است. در بازار، خريداران اغلب تنها يک سؤال دارند «چرا خودرو اين‌قدر گران است؟»

يکي از کارمندان بخش خصوصي که براي خريد يک خودروي داخلي به نمايندگي مراجعه کرده بود، به خبرنگار ما مي‌گويد:«حقوق ماهانه من حدود 30 ميليون تومان است. براي خريد يک خودروي معمولي بايد چند سال هيچ هزينه‌اي نکنم. خودرو ديگر کالاي مصرفي نيست، تبديل به آرزو شده است.»

يک جوان 32 ساله که قصد خريد نخستين خودرو خود را داشت، مي‌گويد«سال‌ها کار کردم تا بتوانم خودرو بخرم، اما هر بار که پول جمع مي‌کنم قيمت‌ها جلوتر مي‌روند.»

 در گفتگوي خبرنگار ما چند شهروند، تقريباً همه بر اين نکته تأکيد داشتند که کيفيت خودروهاي داخلي متناسب با قيمت آنها نيست.

در نهايت، اين مردم هستند که هزينه ناکارآمدي صنعت خودرو را مي‌پردازند، مردمي که بايد براي خريد يک خودروي معمولي، سال‌ها پس‌انداز کنند يا زير بار وام‌هاي سنگين بروند.امروز خودرو براي بسياري از خانواده‌ها ديگر يک وسيله رفاهي نيست، بلکه به آرزويي دور تبديل شده است. بازار خودرو به‌جاي آنکه نشانه‌اي از توسعه صنعتي باشد، به نمادي از تورم، انحصار و ناکارآمدي اقتصادي بدل شده است.

تناقض بزرگ، خودرو گران است اما خودروساز زيان مي‌دهد

يکي از عجيب‌ترين تناقض‌هاي صنعت خودرو اين است که درحالي که مردم مجبورند خودرو را با قيمت‌هاي بسيار بالا خريداري ‌کنند، خودروسازان از زيان‌هاي سنگين سخن مي‌گويند.

براساس گزارش‌هاي منتشر شده، زيان انباشته دو خودروساز بزرگ کشور به حدود 330 هزار ميليارد تومان رسيده و فاصله قيمت کارخانه‌اي محصولات و بازار به حدود 660 هزار ميليارد تومان برآورد شده است. ازسوي ديگر برخي فعالان صنعت قطعه‌سازي مجموع بدهي‌ها و زيان‌هاي انباشته اين صنعت را حدود 700 هزار ميليارد تومان اعلام کرده‌اند. اين اعداد تنها يک آمار اقتصادي نيستند، بلکه نشانه‌اي روشن از ناکارآمدي ساختاري در صنعتي هستند که دهه‌ها تحت حمايت مستقيم و غيرمستقيم دولت بوده است. اين ارقام اين پرسش جدي را ايجاد مي‌کنند که چگونه صنعتي که محصولاتش هر سال گران‌تر مي‌شود، همچنان زيان‌ده است؟اگر قيمت‌ها واقعي نيست، چرا اصلاح ساختار انجام نمي‌شود؟اگر مشکل فقط قيمت‌گذاري است، چرا با وجود افزايش‌هاي مکرر قيمت، بحران مالي ادامه دارد؟

واقعيت اين است که مشکل صنعت خودرو تنها قيمت نيست، بلکه ساختاري است که سال‌ها بدون اصلاح اساسي باقي مانده است.

مديريت، حلقه مفقوده صنعت خودرو

يکي از انتقادهاي جدي کارشناسان، ساختار مديريتي صنعت خودرو است.تغيير مکرر مديران، تصميمات کوتاه‌مدت، نبود برنامه‌ريزي بلندمدت و دخالت‌هاي متعدد در فرآيندهاي مديريتي از جمله مشکلاتي است که بارها مطرح شده است. در بسياري از کشورهاي موفق، خودروسازي بر پايه تحقيق و توسعه، رقابت و بهره‌وري اداره مي‌شود. اما در ايران بخش قابل توجهي از انرژي مديران صرف حل بحران‌هاي روزمره و تأمين نقدينگي مي‌شود. نتيجه آن شده که صنعت خودرو بيش از آنکه به آينده فکر کند، درگير بقا در شرايط فعلي است.

تحريم‌ها، عامل بحران يا تشديدکننده آن؟

هيچ ترديدي وجود ندارد که تحريم‌ها بر صنعت خودرو تأثير گذاشته‌اند. محدوديت در انتقال فناوري، دشواري تأمين قطعات و کاهش همکاري‌هاي بين‌المللي از پيامدهاي تحريم بوده‌اند. اما بسياري از کارشناسان معتقدند تحريم‌ها تنها بخشي از مشکل هستند. بخش ديگري از بحران به ساختارهاي ناکارآمد، بهره‌وري پايين، مديريت نامناسب و نبود رقابت بازمي‌گردد. به بيان ديگر، تحريم‌ها بحران را تشديد کرده‌اند اما تمام بحران را ايجاد نکرده‌اند.

 

راهکارها، چگونه مي‌توان بازار خودرو را نجات داد؟

دو کارشناس صنعت خودرو در گفتگو با خبرنگار ما براي اصلاح وضعيت موجود چند راهکار اساسي را پيشنهاد مي‌کنند

1. پايان تدريجي قيمت‌گذاري دستوري.قيمت‌گذاري دستوري بايد به‌صورت تدريجي و همراه با نظارت دقيق حذف شود تا رانت بازار از بين برود.

2. شکستن انحصار در بازار خودرو.مهم‌ترين گام براي اصلاح بازار خودرو، پايان دادن به انحصار چند دهه‌اي است.تا زماني که چند شرکت محدود بخش عمده بازار را در اختيار داشته باشند، انگيزه‌اي براي ارتقاي کيفيت، کاهش قيمت و افزايش بهره‌وري وجود نخواهد داشت.ايجاد فضاي رقابتي از طريق تسهيل ورود سرمايه‌گذاران جديد، حمايت از خودروسازان خصوصي و توسعه همکاري‌هاي مشترک مي‌تواند موتور تحول در اين صنعت باشد. ورود خودروسازان جديد و تسهيل واردات رقابتي مي‌تواند بازار را از انحصار خارج کند.

3. خصوصي‌سازي واقعي خودروسازان. يکي از مشکلات اصلي صنعت خودرو، ساختار پيچيده و نيمه‌دولتي آن است.خصوصي‌سازي واقعي بايد به‌گونه‌اي انجام شود که مديريت شرکت‌ها به بخش خصوصي توانمند و متخصص واگذار شود، نه اينکه صرفاً مالکيت از يک نهاد دولتي به يک مجموعه شبه‌دولتي منتقل شود.تجربه جهاني نشان داده است که بنگاه‌هاي خصوصي رقابت‌پذير معمولاً عملکرد بهتري در کنترل هزينه‌ها و افزايش کيفيت دارند.

4. شفاف‌سازي مالي خودروسازان.يکي از مطالبات جدي افکار عمومي، شفاف شدن وضعيت مالي شرکت‌هاي خودروسازي است.انتشار عمومي اطلاعات مربوط به هزينه‌هاي توليد،قراردادهاي خريد و فروش،حقوق و مزاياي مديران،شرکت‌هاي زيرمجموعه،ميزان بدهي‌ها و زيان‌ها مي‌تواند زمينه افزايش اعتماد عمومي و کاهش فساد احتمالي را فراهم کند.

5. توسعه واردات هدفمند و رقابتي.واردات خودرو نبايد به ابزاري براي رانت يا واردات خودروهاي لوکس تبديل شود. واردات مديريت‌شده خودروهاي اقتصادي و کم‌مصرف مي‌تواند فضاي رقابتي ايجاد کرده و خودروسازان داخلي را به ارتقاي کيفيت وادار کند.

6. مقابله با دلالي و سوداگري.بازار خودرو بايد از بازار سرمايه‌اي بودن به بازار مصرفي تبديل شود. ايجاد سامانه‌هاي شفاف فروش، ماليات بر معاملات مکرر و نظارت بر خريد و فروش‌هاي غيرمصرفي مي‌تواند نقش واسطه‌ها را کاهش دهد.

7. ارتقاي کيفيت و ايمني.خودروسازان بايد از سياست افزايش قيمت بدون ارتقاي کيفيت فاصله بگيرند. سرمايه‌گذاري در تحقيق و توسعه، استفاده از فناوري‌هاي نوين، ارتقاي استانداردهاي ايمني و کاهش مصرف سوخت بايد به اولويت اصلي صنعت تبديل شود.توليد محصول باکيفيت، تنها راه حفظ بازار در بلندمدت است.

8. حمايت از مصرف‌کننده واقعي.فروش خودرو بايد به‌گونه‌اي طراحي شود که دست دلالان را کوتاه کند و به جاي آن، مصرف‌کننده واقعي منتفع شود.

9. افزايش بهره‌وري مديريتي.بخش مهمي از مشکلات صنعت خودرو ناشي از هزينه‌هاي سربار و ضعف مديريتي است. کاهش هزينه‌هاي غيرضروري، چابک‌سازي ساختارها و انتخاب مديران متخصص و پاسخگو مي‌تواند بهره‌وري اين صنعت را افزايش دهد.مديراني که سال‌ها عملکرد ضعيف داشته‌اند بايد پاسخگو باشند، نه اينکه فقط جابه‌جا شوند.

10.حمايت از قطعه‌سازان توانمند.صنعت قطعه‌سازي ستون فقرات صنعت خودرو محسوب مي‌شود.پرداخت به‌موقع مطالبات قطعه‌سازان، توسعه فناوري در اين بخش و جلوگيري از وابستگي بيش از حد به واردات مي‌تواند به افزايش کيفيت و کاهش هزينه‌هاي توليد کمک کند.

11.تدوين سند راهبردي بلندمدت.صنعت خودرو بيش از هر چيز به ثبات نياز دارد. تغيير مداوم سياست‌ها، مقررات و تصميمات موجب سردرگمي توليدکنندگان و مصرف‌کنندگان شده است. تدوين يک برنامه 10 تا 20 ساله با مشارکت دولت، بخش خصوصي، دانشگاه‌ها و متخصصان مي‌تواند مسير آينده اين صنعت را مشخص کند

جمع‌بندي

بازار خودرو در ايران امروز نمونه‌اي روشن از اقتصادي است که در آن سياست‌گذاري‌هاي متناقض، انحصار، رانت و ضعف نظارت، مصرف‌کننده را به حاشيه رانده است. مي‌توان گفت بازار خودرو با تصميمات مقطعي و راهکارهاي کوتاه‌مدت اصلاح نخواهد شد.خودروسازان سال‌ها از حمايت دولت بهره برده‌اند، اما خروجي اين حمايت نه رضايت مردم بوده و نه صنعتي رقابت‌پذير.اگر اصلاحات اساسي در ساختار صنعت خودرو انجام نشود، گراني خودرو تنها ادامه يک بحران بزرگ‌تر خواهد بود، بحراني که هر روز فاصله مردم با داشتن يک خودروي مناسب را بيشتر مي‌کند.صنعت خودرو بيش از هر زمان ديگري به اصلاحات ساختاري، شفافيت، رقابت و پاسخگويي نياز دارد. در غير اين صورت، فاصله ميان مردم و خودرويي که روزي کالايي عادي بود، هر روز بيشتر خواهد شد.

*گروه گزارش

* بازار خودرو در ايران ديگر فقط يک بازار اقتصادي نيست، به نماد آشکار ناکارآمدي مديريتي، انحصار مزمن، رانت سازمان‌يافته و شکست سياست‌گذاري تبديل شده است

* صنعت خودرو ايران امروز با مجموعه‌اي از مشکلات ساختاري، مديريتي و اقتصادي روبه‌رو است. کارشناسان معتقدند ادامه روند فعلي نه تنها به بهبود وضعيت منجر نخواهد شد، بلکه مي‌تواند زيان‌هاي بيشتري را به مصرف‌کنندگان، توليدکنندگان و اقتصاد کشور تحميل کند

* امروز خودرو براي بخش بزرگي از جامعه ديگر يک کالاي مصرفي نيست، بلکه به آرزويي دور از دسترس تبديل شده است

* در نقطه‌اي از دنيا نمي‌توان نمونه‌اي يافت که صنعتي بيش از چهار دهه از حمايت مستقيم دولت، تعرفه‌هاي سنگين، ممنوعيت واردات، تسهيلات بانکي و انحصار کامل برخوردار باشد اما همچنان از زيان‌دهي، کمبود نقدينگي و ناتواني در رقابت سخن بگويد

* براساس گزارش‌هاي منتشر شده، زيان انباشته دو خودروساز بزرگ کشور به حدود 330 هزار ميليارد تومان رسيده و مجموع فاصله قيمت کارخانه‌اي محصولات و بازار به حدود 660 هزار ميليارد تومان برآورد شده است

* کارشناسان براي اصلاح وضعيت موجود چند راهکار اساسي را پيشنهاد مي‌کنند1. پايان تدريجي قيمت‌گذاري دستوري2. شکستن انحصار در بازار خودرو3. خصوصي‌سازي واقعي خودروسازان4. شفاف‌سازي مالي خودروسازان5. توسعه واردات هدفمند و رقابتي6. مقابله با دلالي و سوداگري7. ارتقاي کيفيت و ايمني8. حمايت از مصرف‌کننده واقعي9. افزايش بهره‌وري مديريتي10.حمايت از قطعه‌سازان توانمند11.تدوين سند راهبردي بلندمدت

* صنعت خودرو بيش از هر زمان ديگري به اصلاحات ساختاري، شفافيت، رقابت و پاسخگويي نياز دارد. در غير اين صورت، فاصله ميان مردم و خودرويي که روزي کالايي عادي بود، هر روز بيشتر خواهد شد