دکتر یدالله حبیبی
بدون هيچ مقدمه و توضيح، آشنائي با نظريات شهيد مظلوم آیتالله بهشتی خود، نشان دهنده اين است که چه گنجينه بينظيري در اوايل پيروزي انقلاب توسط جريان نفاق ازجمع ياران امام حذف شد واگر حضور داشت بيشک شرايط امروز ما متفاوت بود. جسم او نيست ولي روحش حاضر است و نظرياتش چراغ روشني است براي حوزه و دانشگاه در پيمودن راه باقي مانده و تحقق نظام و جامعه اسلامي، جامعه هدفي که بهشتي عزيز در آن تحقق عدالت اجتماعي را ميديد ودر سالهاي اوليه پيروزي انقلاب موانع و آسيبها را هشدار ميداد ودل نگران جريانهاي نفوذ و بيگانه بود. درباره بزرگي بهشتي شهيد همين جمله امام خميني بس که فرمود «بهشتي يک ملت بود برای ملت ما».
1- درنامهاي به امام خميني نوشت: «دوگانگي موجود ميان مديران کشور بيش از آن که جنبه شخصي داشته باشد، به اختلاف دو بينش مربوط ميشود.يک بينش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادي که در عين زنده و پويا بودن بايد سخت ملتزم به وحي و تعبد در برابر کتاب و سنت باشد، بينش ديگر در پي انديشهها و برداشتهاي بينابين، که نه به کلي از وحي بريده است و نه آن چنان که بايد و شايد در برابر آن متعبد و پايبند، و گفتهها و نوشتهها و کردهها بر اين موضع بينابين گواه است.
بينش اول در برابر بيگانگان و هجوم تبليغاتي و سياسي و اقتصادي و نظامي آنها سخت به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکيه بر توان امت اسلامي و پرهيز از گرفتار شدن در دام داوريها يا دلسوزي بيگانگان معتقد و ملتزم و بينش ديگر هر چند دلش همين را ميخواهد و زبانش همين را ميگويد و قلمش همين را مينويسد اما چون همه مختصات لازم براي پيمودن اين راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.
بينش اول به نظام و شيوهاي براي زندگي امت ما معتقد است که در عين گشودن راه به سوي همه نوع پيشرفتها و ترقي، مانع حل شدن مسلمانها در دستاوردهاي شرق يا غرب باشد و آنان را به فرهنگ و نظام ارزش اصيل و مستقل اسلام استوار دارد. بينش ديگر با حفظ نام اسلام و بخشي از ارزشهاي آن، جامعه را به راهي ميکشاند که خود به خود درها را به رويارزشهاي بيگانه از اسلام و بلکه ضد اسلام ميگشايد.
بينش اول روي شرايطي در گزينش مسئولان تکيه ميکند که جامعه را به سوي امامت متقين و گسترش اين امامت بر همه سطوح راه ميبرد بينش ديگر، بيشتر روي شرايطي تکيه ميکند که خود به خود راه را براي نفوذ بيمبالاتها يا کم مبالاتها در همه سطوح مديريت امت اسلامي و حاکم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب هموار ميسازد...».
2- شخصي ازايشان سؤال ميکند: درمطالعه مسائل اقتصادي اسلام آيا نبايدآخرين نتايج اقتصادي موجود نظيرمارکسيسم مطالعه شود؟ ميفرمايد: بدون شک هرقدرمطالعات ما درزمينه مسائل گوناگون و آگاهي مابرآراء وعقايد گوناگون درتمام زمينههاي عقيدتي و عملي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و فلسفي بيشتر باشد و با اين آگاهي بيشتر به ماخذ اسلامي و کتاب و سنت مراجعه کنيم برداشتهاي روشنتر وجاافتاده تروکاملتري از اسلام خواهيم داشت اما به يک شرط و آن اينکه نخواهيم اسلام را بر هيچ چيزي تطبيق کنيم،به شرط اينکه اسلام را بخاطر جور شدن با هيچ چيز نخواهيم دستکاري کنيم، به شرط اينکه آيات قران را تفسير به راي نکنيم و...
3- ...آنچه در قانون اساسي آمده به اعتبار اعمال ولايت است.تشخيص تنظيم کنندگان قانون اساسي اين بوده است که در اين مقطع زماني در ايران اگر بصورت کلي گفته بشود که بيمه دولتي باشد به سودجامعه خواهدبود.اين تشخيص انان بوده است اگر روزي معلوم شود که در تشخيص شان اشتباه کردهاند طبيعي است که بايد در اين امر تجديد نظر کنيم.
4- آنان که اموال حلال وحرام جمع کردهاند ماليات گرفتن ازآنان،ولوتصاعدي چارهاي نميکند.بايد کل آنچه داردازآنها گرفته شود.
5- ثروتهاي انباشته ازحرام بايد با اجراي اصل 49قانون اساسي ونيزثروتهاي بزرگ حلال را بامالياتهاي تصاعدي بر اموال حلال براي نيازهاي ضروري جامعه اسلامي وبرنامههاي لازم حل گردد.
5- انسان فطرتش نه تاريک تاريک است و نه روشن روشن،آن وقتي که بوجودمي آيد موجودي است درسپيده دم هستي،تاريک –روشن.ودر اين سپيده دم انتخاب او تعيينکننده است تاريکي و روشني هردو ساخته خودش و نتيجه انتخاب خودش است،نگاه اسلام به انسان نه بدبينانه است و نه خوشبينانه بلکه واقع بينانه است.
- اسلام زيباست و هنر براي بيان زيبايي.چرا دشمنان خدا از اين حربه استفاده ميکنندولي دوستان خدا براي ارائه مفاهيم اسلامي از زبان هنر استفاده نميکنند؟
- هيچ زيربناي اجتماعي ازآن زيربناي شوم خطرناکترنيست که انساني يا انسانهايي بتوانند هر چه ميخواهند بکنند بيآنکه بشود بر آنها خرده گرفت و بيآنکه بشود از آنها بازخواست کرد.
- يک ملت زنده حتي يک لحظه هم در دفاع از خودش و تلاش براي به زانو در آوردن دشمن نبايد درنگ کند.پاسخ قطعي به مسائل روز، يکي ديگر از عوامل موفقيت نهضت است.رسول اکرم از اول تا آخرنهضت، هميشه به سؤالات، جواب قطعي، قانعکننده و روشن ميداد و اين جزو عوامل موفقيت نهضت اسلام است
- ما در زير بار سختيها و مشکلات و دشواريها قد خم نميکنيم، ما راست قامتان جاودانه تاريخ خواهيم ماند، تنها موقعي سرپا نيستيم که کشته شويم و يا زخم بخوريم و بر خاک بيفتيم و الا هيچ قدرتي پشت ما را نميتواند خم کند.
- اگر در جامعهاي حزب و تشکيلات رسمي نباشد، گروهها پيدا نميشود؟ دوروبر هرآقايي، دوروبر هر شخصيتي و دوروبر هرصاحب نفوذي، پنجاه نفر جمع ميشوند و تبديل به باندهاي قدرت ميشوند. بهجاياينکه در مملکت احزاب و سازمانهاي متشکل باشند، باندهاي خطرناک فاقد تشکل و مسئوليت وانضباط تشکيلاتي وحدت راچندين درجه بدتر به خطر خواهند انداخت.
- ما به يک تشکيلات نيرومند خلاقِ هماهنگِ منسجم نيازمند هستيم که در آن استعدادها يکديگر را بيابند؛ محل تلاقي استعدادها، محل شناسايي متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمينه شکوفايي پيدا کنند و محيطي مناسب براي همکاري هماهنگ پيدا کنند.
- در زمينه حق گذشت نکنيد چون اين فقط خيانت به يک مورد معين نيست اين کمکي است به ضعيف شدن روح حقيقتجوئي وحق پرستي در جامعه و تاريک ميکند جامعه را و نميگذارد چهره حق درخشندگي و گيرائي و جذابيت خود را داشته باشد.
- ما براي اينکه جمهوري اسلامي جمهوري اسلامي بماند بايد "اجتهاد انقلابي" داشته باشيم، يعني اجتهادي که محافظه کارانه نباشد، اجتهادي که در همه مسائل با همه نهادها با روحيه انقلابي برخورد کند.
- ما اينطور فکر ميکنيم و معتقديم که اسلام از روز اول يک انقلاب بودوبايد همچنان بعنوان يک آئين انقلابي تا ابد بماند.
- احکام و دستورات حکومت، همچون احکام خداوقوانين واجب الاطاعه است،ولي ابديت ندارد و جعل و فتح آن هردو به دست حکومت است.
- جهان وانسان بر پايه عدل واعتدال وهماهنگي آفريده شده است وقانون تکويني خداوند قانون عدل است وانسان درجهان مسئول اقامه عدل است وبايد درپرتو قرآن و بيانات الهي قسط را به پادارد بنابراين درجامعه اسلامي هيچ چيزي که ضد عدل باشد نبايد وجود داشته باشد.
- تا زندهام تحمل نخواهم کرد نظامي را که در آن انسانهاي بسيار کم درآمد در کنار انسانهاي پردرآمد زندگي کنند. من اين را تحمل نخواهم کرد، اسلام هم اين را نميپسندد. والسلام.