غلامرضا بني اسدي
بهشتي، آيتالله شهيد بهشتي، يک نام نبود بلکه او را بايد نشاني خواند که آدمي را به زيستِ درست رهنمون ميشود. او خيلي بزرگتر از آن است که تنها در يک قاب، جا بگيرد حتي اگر «کلان قابِ» رئيس عدليه ايران باشد. اين تنها يکي از مظاهر ظهور او در قامتي رفيع است که تا هميشه به چشم خواهد آمد. او را بايد چون آلبومي با دقت ورق زد و در هر تصوير تامل کرد. او را بايد چون کتابي داراي فصلهاي پر شمار خواند. سطر به سطر هم خواند و با تامل در کلمه به کلمه اش، درس گرفت. شايد بتوان گفت تنها قابي که فراخي گنجايش او را در خويش دارد همين «آيتالله شهيد» باشد. او نه تنها به لحاظ شئون علمي که بيشتر به خاطر شئون عملي و مشرب زيستي خود «آيتالله» بود. رفتارش آدرس بندگي خدا ميداد. نسبت به خلق خدا نگاهي سرشار از مروت داشت و با دشمنان خدا نيز شيوهاي در رفتار داشت که به شاغول عدالت تراز ميشد. به همين خاطر دشمنانش هم در باور به عدالت او و بلکه مروت او به احساس امنيتي رسيده بودند که براي جسارت خود هيچ حد و مرزي نميشناختند. او در مرزي ايستاده بود که «ايمان» نام داشت. با ماموريتي که از اين آيه قرآن گرفته بود «إِنَّ الله يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الله لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ خدا مؤمنان را از هر مکر و شر دشمن نگاه ميدارد که خدا هرگز خيانتکار کافر ناسپاس را دوست نميدارد». او زيستي «آمنوا»وار را برگزيده بود و تکليف خويش را در تحرير عملي ايمان در زندگي فردي و اجتماعي و سياسي و زيست بوم مسئوليتي ميديد. باور داشت که خداوند خود تکليف خويش را ميداند. و خوب هم خداوندگار عليم و حکيم موضع خود را نسبت به «خَوَّانٍ كَفُورٍ» روشن کرد. به «كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ». آنچه امروز عظمت نام آيتالله شهيد بهشتي را هر روز جلوهاي تازهتر ميدهد همين دفاع است. درسي که به امروز هم بايد خواند و بايد بخوانند کساني که در جايگاه مسئوليت هستند. ايمان بياورند و ايمان مردم را با کار درست تعميق و توسعه بخشند. از تير طعنه و زخم زبان نترسند و مطمئن باشند که خداوند هنوز و هميشه «يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا» است. رفتاري چنين است که هم نامها را به نشان راه تبديل ميکند و هم راه را براي پيشرفت امن مينمايد. ما امروز هم بيش از هميشه به تکرار سلوک بهشتي در جامعه و به ويژه در ميان مسئولان نياز داريم. سلوکي که از راه امن کردن فضا براي مخالفان، جرات انتقاد را فزوني ميبخشد. سازندگي نقد هم آنقدر هست که در کنارش بتوان برخي تخريبهاي جهتدار را تاب آورد. تاب آوري در برابر تندگوييها، جامعه را هم صبورتر ميکند...