موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13387
براي شکل‌گيري ايران جديد

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

با قطع‌ نظر از قضاوت‌هاي تماماً مثبت بين‌المللي درباره تفاهم‌نامه ايران و آمريکا براي پايان دادن به جنگ و ترتيبات بعد از آن که آن را به نفع ايران مي‌دانند، نمي‌توان از اين واقعيت صرفنظر کرد که با اتفاقات يکسال اخير دوران جديدي از تاريخ ايران آغاز شده است. ايران جديد محصول مستقيم مقاومت يکپارچه مردم و مسئولين در برابر دو قدرت اتمي است که يکي خود را ابرقدرت جهاني مي‌داند و آن ديگري مدعي است قدرت برتر نظامي منطقه است. از کارزار تحميل شده توسط ارتش‌هاي تروريست و بي‌رحم اين دو مدعي قلدري و باج‌خواهي موفق بيرون آمدن آنهم بعد از 40 شبانه‌روز جنگ شديد اهميت تاريخي زيادي دارد. اينکه اين روزها در سرتاسر جهان چشم‌ها متوجه ايران هستند و گوش‌ها منتظرند مطلبي از تهران بشنوند به اين دليل است که ايران توانسته در يک نبرد تن به تن، پشت اين دو زورگير جهاني و منطقه‌اي بدنام و بدخيم و منفور را به خاک بمالد و آنها را زمين‌گير کند.

ملت‌ها بيش از آنکه از پهلواني ايران در اين کارزار خشنود باشند از گوشمالي دادن به آمريکا و رژيم صهيونيستي خوشحالند. در طرف مقابل هم اين واقعيت قابل توجه و چشمگير است که رئيس‌جمهور آمريکا با به راه انداختن جنگ عليه ايران، به شکل‌گيري يک قدرت جديد در سطح جهاني کمک کرد بطوري که اين روزها نويسندگان و فعالان رسانه‌اي و سياسي غرب از جمله آمريکا مي‌نويسند و مي‌گويند دونالد ترامپ بدون آنکه خود بخواهد ايران را به يک قدرت جهاني تبديل کرده است.

بهتر است به جاي اينکه گفته شود ترامپ ايران را به يک قدرت جهاني تبديل کرده، بگوئيم ترامپ با اشتباه بزرگ تحميل جنگ بر ايران، به ظهور و بروز ايران به عنوان يک قدرت جهاني کمک کرده است. تفاوت در اينست که برداشت دوم مي‌گويد ايران به صورت بالقوه يک قدرت جهاني بوده و حالا با اين جنگ همان قدرت به فعليت رسيده و ظاهر شده است. اين قدرت، در نيروي انساني توانمند ايران، در سرزمين پهناور ايران، در تمدن کهن ايران، در اعتقادات اسلامي مردم ايران و در امکانات کم‌نظير ايران نهفته است. آنچه مهم است اراده‌اي است که بايد با پيوند زدن اينهمه ثروت خدادادي به همديگر اين قدرت بالقوه را به عرصه فعليت و ظهور برساند که خوشبختانه در جنگ تحميلي سوم اين اتفاق افتاد.

رسيدن به اين مرحله در عين حال که يک موفقيت بزرگ محسوب مي‌شود، يک مسئوليت بزرگ‌تر نيز به همراه دارد. ايران در دوران شاهان پهلوي و قاجار به دليل استبداد داخلي و استعمار خارجي عقب نگهداشته شد. انتظار اين بود که نظام جمهوري اسلامي به عنوان يک نظام مردمي با محتواي مترقي ديني آن عقب‌ماندگي‌ها را جبران کند و با بکارگيري امکانات فراوان اين کشور، راه را براي ظهور ايران قدرتمندي که در سطح جهاني بتواند حرف اول را بزند و براي عموم ملت‌ها جاذبه داشته باشد هموار سازد. اين اتفاق به دلايل مختلف نيفتاد ولي حالا که در اثر ناداني ترامپ زمينه ظهور ايران جديد فراهم شده، زمان به فعليت درآوردن قدرت بالقوه اين کشور فرا رسيده است. مسئوليت بزرگ حکمرانان امروز ايران اينست که جامعه را به سطحي فراتر از منازعات جناحي و جنگ قدرت‌ها ببرند و براي ارتقاء فرهنگي، اقتصادي، صنعتي، دفاعي و اجتماعي به ويژه در بخش آزادي‌هاي مشروع و مشارکت واقعي مردم در مديريت کشور و تعيين سرنوشت خود برنامه‌ريزي کنند. همزمان بايد مراقب شيطنت و بدعهدي دشمن هم باشند ولي همت اصلي بايد مصروف برنامه‌هاي مرتبط با شکل‌گيري ايران جديد باشد.