نهضت عاشورا بايد در همه اعصار استمرار يابدمروري بر کلام امام خميني پيرامون اهميت زنده نگه داشتن نهضت
نهضت عاشورا بايد در همه اعصار استمرار يابدمروري بر کلام امام خميني پيرامون اهميت زنده نگه داشتن نهضت عاشورااشارهامام خميني رضوانالله تعالي عليه که با اتکا به خداي لايزال و تکيه بر فرهنگ و قيام حسيني توانستند با رهبري نهضت مردم مسلمان ايران آن را به پيروزي برسانند، هم پيروزي انقلاب را مديون قيام حسيني ميدانستند و هم استمرار آن را متکي به زنده ماندن فرهنگ حسيني و نهضت عاشورا دانستهاند. امام خميني در رهنمودهاي عالمانه و هوشمندانه خويش تأکيد مينمودند که نهضت عاشورا منحصر به عصر دهه شصت هجري قمري نيست و بايد در همه اعصار بخصوص در عصر ما استمرار يابد و بر همين اساس تأکيد ميفرمودند: «هر روزي عاشورا و هر سرزميني کربلاست.» در مکتب امام خميني، انقلاب اسلامي ايران با الگوپذيري از نهضت حسيني آغاز شد و به پيروزي رسيد و ادامه و استمرار اين حرکت نيز در سايه تکيه بر اين فرهنگ تداوم خواهد يافت. کما اينکه در جريان حملات دشمنان آمريکايي – صهيونيستي به خاک ميهن مشاهده کرديم که ملت غيور و حسيني ايران اسلامي با تکيه بر بازوان سربازان دلاور خود و نيز حضور عالمانه و مقاوم خود در خيابانها، استمرار فرهنگ حسيني مقابله با ظلم را معني کردند. دقيقاً به همين علت بود که امام خميني محرم و صفر را زنده نگهدارنده اسلام ميدانستند و بر حفظ عزاداريهاي حسيني طبق سنتهاي گذشته تأکيد ميفرمودند. آنچه مطالعه ميفرمائيد، گزيدهاي از بيانات امام خميني در اين زمينه است.***حضرت سيدالشهدا - سلاماللهعليه - به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه بايد کرد. با اينکه از اول ميدانست که در اين راه که ميرود، راهي است که بايد همه اصحاب خودش و خانواده خودش را فدا کند و اين عزيزان اسلام را براي اسلام قرباني کند، لکن عاقبتش را هم ميدانست. اگر نبود اين نهضت؛ نهضت حسين - عليهالسلام - يزيد و اتباع يزيد اسلام را وارونه به مردم نشان ميدادند. و از اول، اينها اعتقاد به اسلام نداشتند و نسبت به اولياي اسلام حقد و حسد داشتند. سيدالشهدا با اين فداکاري که کرد، علاوه بر اينکه آنها را به شکست رساند و اندکي که گذشت، مردم متوجه شدند که چه غائلهاي و چه مصيبتي وارد شد. و همين مصيبت موجب به هم خوردن اوضاع بني اميه شد، علاوه بر اين، در طول تاريخ آموخت به همه که راه همين است. از قلّت عدد نترسيد، عدد، کار پيش نميبرد، کيفيت اعداد، کيفيت جهاد، اعداي مقابل اعدا، آن است که کار را پيش ميبرد. افراد ممکن است خيلي زياد باشند، لکن در کيفيت ناقص باشند يا پوچ. و افراد ممکن است کم باشند، لکن در کيفيت توانا باشند و سرافراز. تاريخ، اين نهضت ايران را و اين انقلاب را فراموش نخواهد کرد، و اين فداکارياي که در همه قشرهاي ملت اسلامي است در ايران، فراموش نخواهد کرد. و اين وحدتي که بين اقشار ملت از هر طبقه هستند، بين برادران اهل سنت و برادران شيعي مذهب، تحقق پيدا کرده است و اين اخوت اسلامي فراموش نخواهد شد و اين انقلاب به خواست خداي تبارک و تعالي شکست نخواهد خورد. گو اينکه همه قدرتهاي بزرگ دنيا و آنهايي که در بلوک شرق و غرب هستند، با انقلاب ما دشمن باشند، گو اينکه همه رسانههاي گروهي دنيا بر ضد اين نهضت قلمفرسايي کنند و دروغپردازي؛ آنچه حقيقت است، روشن خواهد بود و روشن خواهد شد. آن روزي هم که حضرت سيدالشهدا را مظلوم شهيد کردند، بعضي از اشخاصي که بودند، او را به اسم خارجي و اينکه در حکومت حق وقت، قيام کرده است، اينطور معرفي کردند. لکن نور خدا ميدرخشد و خواهد درخشيد و عالم را خواهد از نور پر کرد.تکليف ما در شهر محرم الحرام چيست؟ تکليف علماي اعلام و خطباي معظّم در اين شهر چيست؟ در اين شهر محرم، تکليف ساير قشرهاي ملت چي هست؟ سيدالشهدا و اصحاب او و اهلبيت او آموختند تکليف را؛فداکاري در ميدان، تبليغ در خارج ميدان. همان مقداري که فداکاري حضرت ارزش پيش خداي تبارک و تعالي دارد و در پيشبرد نهضت حسين - سلامالله عليه - کمک کرده است، خطبههاي حضرت سجاد و حضرت زينب هم به همان مقدار يا قريب آن مقدار تأثير داشته است. آنها به ما فهماندند که در مقابل جائر، در مقابل حکومت جور، نبايد زنها بترسند و نبايد مردها بترسند. در مقابل يزيد، حضرت زينب - سلامالله عليها - ايستاد و آن را همچو تحقير کرد که بني اميه در عمرشان همچو تحقيري نشنيده بودند، و صحبتهايي که در بين راه و در کوفه و در شام و اينها کردند و منبري که حضرت سجاد - سلامالله عليه - رفت و واضح کرد به اينکه قضيه، قضيه مقابله غير حق با حق نيست؛ يعني، ما را بد معرفي کردهاند؛ سيدالشهدا را ميخواستند معرفي کنند که يک آدمي است که در مقابل حکومت وقت، خليفه رسولالله ايستاده است. حضرت سجاد اين مطلب را در حضور جمع فاش کرد و حضرت زينب هم...تکليف همه روحانيون، چه خطبايي که منبر تشريف ميبرند، يا ائمه جمعه و جماعت و هرکس که با مردم سروکار دارد و با آنها صحبت ميکند، اين است که وضعيت قيام حضرت سيدالشهدا را به مردم درست بفهمانند که قيام براي چي بود، چه بود و با چه عدهاي قيام شد و با تحمل چه مصايبي آن قيام به آخر رسيد - که به آخر نخواهد رسيد.اين را بايد همه گويندگان توجه بکنند، و ما بايد همه متوجه اين معنا باشيم که اگر قيام حضرت سيدالشهدا - سلامالله عليه - نبود، امروز هم ما نميتوانستيم پيروز بشويم. تمام اين وحدت کلمهاي که مبدا پيروزي ما شد، براي خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگواري و اين مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد. سيد مظلومان يک وسيلهاي فراهم کرد براي ملت که بدون اينکه زحمت باشد براي ملت، مردم مجتمعند. اسلام مساجد را سنگر قرار داد و وسيله شد از باب اينکه از همين مساجد، از همين جمعيتها، از همين جمعات، از همين جمعهها و جماعات، همه اموري که اسلام را به پيش ميبرد و قيام را به پيش ميبرد، مهيا باشد و بالخصوص حضرت سيدالشهدا از کار خودش به ما تعليم کرد که در ميدان وضع بايد چه جور باشد و در خارج ميدان وضع چه جور باشد و بايد آنهايي که اهل مبارزه مسلحانه هستند چه جور مبارزه بکنند، و بايد آنهايي که در پشت جبهه هستند چطور تبليغ بکنند. کيفيت مبارزه را، کيفيت اينکه مبارزه بين يک جمعيت کم با جمعيت زياد بايد چطور باشد، کيفيت اينکه قيام در مقابل يک حکومت قلدري که همه جا را در دست دارد، با يک عده معدود بايد چطور باشد، اينها چيزهايي است که حضرت سيدالشهدا به ملت آموخته است و اهلبيت بزرگوار او و فرزند عاليمقدار او هم فهماند که بعد از اينکه آن مصيبت واقع شد، بايد چه کرد. بايد تسليم شد؟ بايد تخفيف در مجاهده قائل شد؟ يا بايد همانطوري که زينب - سلامالله عليها - در دنباله آن مصيبت بزرگي که تُصَغَّرُ عِنْدَهُ الْمَصائِبُ،(1) ايستاد و در مقابل کفر و در مقابل زندقه صحبت کرد و هر جا موقع شد، مطلب را بيان کرد و حضرت علي بن الحسين - سلامالله عليه - با آن حال نقاهت، آنطوري که شايسته است تبليغ کرد. اسلام يک امري است که انبيا، که نبي اکرم، که اولاد نبي اکرم و اصحاب متعهد نبي اکرم براي او جانفشانيها کردند و براي او زحمتها کشيدند. اسلام چيزي است که از [سوي] خدا آمده است و بايد حفظ بشود و اگر - خداي نخواسته اين پيروزي که دنبال اين انقلاب به دست شماآمده است، به واسطه سستي ما، به واسطه ضعف تبليغ ما، به واسطه ضعف حضور ملت ما، به شکست - خداي نخواسته - برسد، بدانيد که اسلام تا قرنها ديگر نميتواند سربلند کند. تکليف، بزرگ است و همه بايد اين تکليف بزرگ را بپذيريم. آخر مطلب شهادت است و وصول به لقاءالله و حضور در محضر حضرت سيدالشهدا و امثال او، و اين غايت آمال اشخاصي است که عشق به خدا دارند. و ما ميبينيم در جبههها، براي ما نقل ميکنند از جبههها که اين جوانهاي عزيز در جبههها شب چه حالي دارند؛ چه ذکر و فکر و دعايي دارند و نمازي و روز با چه نشاطي به جبههها ميروند. اين چيزي است که خداي تبارک و تعالي، نعمتي است که خداي تبارک و تعالي به اين ملت عطا فرموده است. اين نعمت را حفظ کنيد... شما بايد تبليغ کنيد آقا! محرم است. اين محرم را زنده نگه داريد. ما هرچه داريم از اين محرم است و از اين مجالس. مجالس تبليغ ما هم از محرم است، از اين قتل سيدالشهداست و شهادت اوست. ما بايد به عمق اين شهادت و تأثير اين شهادت در عالم برسيم و توجه کنيم که تأثير او امروز هم هست. اگر اين مجالس وعظ و خطابه و عزاداري و اجتماعات سوگواري نبود، کشور ما پيروز نميشد. همه در تحت بيرق امام حسين - سلامالله عليه - قيام کردند. الآن هم ميبينيد که در جبههها وقتي که نشان ميدهند آنها را، همه با عشق امام حسين است که دارند جبههها را گرم نگه ميدارند. لکن در اين اجتماعاتي که در محرم و صفر ميشود و در ساير اوقات، مبلغين عزيز و علماي اعلام وخطباي معظّم بايد مسائل روز را، مسائل سياسي را، مسائل اجتماعي را و تکليف مردم [را] در يک همچو زماني که گرفتار اينهمه دشمن ما هستيم، معين کنند؛ به مردم و به کشور بفهمانند که ما در بين راه هستيم و بايد تا آخر راه انشاءالله، برويم. ما با اين ترتيبي که تاکنون بوده است و کشور ما و افراد کشور ما بحمدالله، حاضر بودند، با اين ترتيب اگر پيش برويم، آخر کارمان به پيروزي مطلق ميرسد. لکن نبايد سست بشويم.(صحيفه امام، ج 17، صص 52 تا 59)اين مطلبي که الآن القا کردهاند به جوانهاي ما که تا کي گريه و تا کي روضه و اينها!؟ بياييد تظاهر کنيم. اينها نميفهمند روضه چيست؛ و اين اساس [را] کي تا حالا نگه داشته است، اين را نميفهمند، و نميشود هم بهشان بفهمانيم. اينها نميفهمند که اين روضه و اين گريه آدم ساز است؛ انسان درست ميکند. اين مجالس روضه، اين مجالس عزاي سيدالشهداء اين آن تبليغات بر ضد ظلم، اين تبليغ بر ضد طاغوت است. بيان ظلمي که به مظلوم شده تا آخر بايد باشد. همينها در عين حالي که جوانهاي خودشان که کشته شدند برايشان فرياد ميزنند و چه ميکنند، لکن بازي خوردند ميگويند آن جوانها را از ياد ببريد! براي اينکه آنهايي که به اينها تلقين ميکنند اساس را سيدالشهداء ميدانند. اساسي که همه چيز را تا حالا نگه داشته، اوست. پيغمبر هم فرمود که انَا مْن حُسَينٍ(2) يعني ديانت را او نگه ميدارد، و اين فداکاري ديانت اسلام را نگه داشته است، و ما بايد نگهش داريم. اين جوانها توجه ندارند، البته يک دستهاند [که] تزريق به اينها شده از [طرف[ اشخاصي که ميخواهند نباشد، اين اساس [نباشد] ميخواهند روضه را از بين ببرند: روضه نخوانيد ديگر! روضه خواني نکنيد ديگر؛ صحبت کنيد. اينها نميدانند که روضه خواني است که عواطف مردم را همچو تهييج ميکند که براي همه چيز حاضرند. وقتي مردم ديدند که سيدالشهداء جوانهايش را آنطور قطعه قطعه کردند و آنطور جوانهاي خودش را داد، براي مردم آسان ميشود که جوان بدهند. و با اين حس شهادت دوستي اين معني را ملت ما پيش برد. و رمز همين معنايي بود که از کربلا منعکس شد به همه جهاتي که ما داشتيم، به همه ملت ما؛ و همه آرزوي شهادت ميکردند؛ همان شهادتي که سيدش سيدالشهداء بود. اينها نميفهمند که اينهاست که نگه داشته است. آنهايي که ميفهمند تزريق ميکنند و ديگران را گول ميزنند... اساس را بايد حفظ بکنيم. اساس اسلام است، و جمهوري اسلامي با محتواي اسلامي. بايد کوشش کنيد تا حفظ بشود اين مجالس و مجامع اسلامي را بايد حفظ بکنيد. هر دو جهت بايد باشد. نه آنطوري که سابق بود و اصلش کاري به دستگاه ظلم نداشتند. آن هم با يک تبليغاتي که شده بود. نه آنکه ما بياييم نمازمان را بخوانيم، و برويم سراغ کارمان توي خانهمان بنشينيم؛ اهل منبر هم بروند و چهار تا کلمه روضه بخوانند، و فوقش هم چهار تا کلمه اخلاق بگويند و بروند تو خانههاشان بنشينند. بايد در مقابل ظلم، در مقابل ستم، بايستند. اين کلمه «کُلُّ يوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ اَرْضٍ کَرْبَلاء» (3) يک کلمه بزرگي است که اشتباهي ميفهمند. آنها خيال ميکنند که يعني هر روز بايد گريه کرد! لکن اين محتوايش غير از اين است. کربلا چه کرد، ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشي را بازي کرد، همه زمينها بايد آنطور باشند. نقش کربلا اين بود که سيدالشهداء - سلاماللهعليه - با چند نفر جمعيت و عدد معدود، آمدند کربلا و ايستادند در مقابل ظلم يزيد و در مقابل دولت جبار. در مقابل امپراتور زمان ايستادند و فداکاري کردند و کشته شدند، لکن ظلم را قبول نکردند، و شکست دادند يزيد را. همه جا بايد اينطور باشد. همه روز هم بايد اينطور باشد. همه روز بايد ملت ما اين معنا را داشته باشد که امروز روز عاشوراست و ما بايد مقابل ظلم بايستيم؛ و همين جا هم کربلاست و بايد نقش کربلا را ما پياده کنيم، انحصار به يک زمين نداشته؛ انحصار به يک افراد نداشته. قضيه کربلا منحصر به يک جمعيت هفتاد و چند نفري و يک زمين کربلا نبوده. همه زمينها بايد اين نقشه را اجرا کنند، و همه روزها غفلت نکنند.(صحيفه امام، ج 10، صص 120 تا 123)ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1- "مصيبتها، پيش آن کوچک ميشود"2- حسين از من است و من از حسينم. المستدرک؛ ج، 3 ص 177 و بحارالانوار، ج 43، ص 261.3- هر روز عاشورا و هر زميني کربلاست.*حضرت سيدالشهدا - سلامالله عليه - به همه آموخت که در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر چه بايد کرد. اگر نبود نهضت حسين - عليهالسلام - يزيد و اتباع يزيد اسلام را وارونه به مردم نشان ميدادند*تمام اين وحدت کلمهاي که مبدا پيروزي ما شد، براي خاطر اين مجالس عزا و اين مجالس سوگواري و اين مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد*ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشي را بازي کرد، همه زمينها بايد آنطور باشند. نقش کربلا اين بود که سيدالشهداء - سلامالله عليه - با چند نفر جمعيت و عدد معدود، آمدند کربلا و ايستادند در مقابل ظلم يزيد و در مقابل دولت جبار و پيروز شدند