موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13384
طلاي سياه جنوب در بن‌بست رکودفرار جوانان از ميراث آبا و اجدادي؛ چرا نخل‌داري ديگر «جذاب» نيست؟نخل و

طلاي سياه جنوب در بن‌بست رکودفرار جوانان از ميراث آبا و اجدادي؛ چرا نخل‌داري ديگر «جذاب» نيست؟نخل و خرما از ديرباز يکي از ارکان اصلي کشاورزي و معيشت مردم در استان بوشهر و ديگر مناطق جنوبي ايران بوده است. اين درخت که نماد استقامت در برابر گرما و کم‌آبي است، قرن‌ها نقشي تعيين‌کننده در اقتصاد محلي و فرهنگ اين مناطق ايفا کرده است. با اين حال، بررسي‌هاي آماري نشان مي‌دهد که تعداد نخل‌هاي استان بوشهر طي حدود چهار دهه، تقريباً در عدد شش ميليون اصله ثابت مانده و ميزان صادرات نيز تغيير چشمگيري نداشته است. اين ثباتِ طولاني‌مدت، نشان‌دهنده رکودي نسبي در توسعه نخلستان‌هاست که ريشه در عدم استقبال از اين صنعت غني دارد.درحال حاضر، وسعت استان بوشهر بيش از دو ميليون و 274 هزار هکتار برآورد مي‌شود که پتانسيل‌هاي بالقوه کشاورزي، به‌ويژه در حوزه نخلداري، در سراسر آن وجود دارد. متأسفانه با وجود اين ظرفيت‌ها، تنها دو درصد از اين مساحت (35 هزار هکتار) زير کشت نخل رفته است. درحالي که همگان از کمبود آب سخن مي‌گويند، سالانه سه الي شش ميليون مترمکعب آب‌هاي سطحي و رودخانه‌هاي فصلي استان به خليج فارس مي‌ريزد. با اين همه امکانات و پتانسيل‌هاي بالقوه، متأسفانه تنها حدود 20 هزار نفر به‌صورت مستقيم و حدود 70 هزار نفر به‌صورت غيرمستقيم از جمعيت بيش از يک ميليون و 200 هزار نفري استان به کار باغداري و نخلداري اشتغال دارند که نشان‌دهنده استقبال بسيار پايين مردم از اين حرفه است.اين پرسش مطرح است که چرا پس از گذشت چهل‌وهفت سال از انقلاب اسلامي، رکودي ناباورانه بر توسعه نخلستان‌هاي استان حاکم است و چرا مردم نسبت به اين شغل آبا و اجدادي بي‌رغبت شده‌اند؟نخل‌داري در بسياري از مناطق استان، بخش مهمي از معيشت مردم را تشکيل مي‌دهد، اما کشاورزان همواره با کمبود زيرساخت‌هايي مانند تأمين آب کشاورزي، سيستم‌هاي نوين آبياري، تسهيلات بانکي مناسب و خدمات فني و آموزشي مواجه‌اند. نبود سياست‌هاي منسجم براي نوسازي نخلستان‌هاي فرسوده، توزيع محدود تسهيلات بانکي براي توسعه باغ‌هاي جديد و ضعف در ايجاد صنايع وابسته، موجب شده است که اين بخش از ظرفيت‌هاي بالقوه خود فاصله بگيرد.ازسوي ديگر، نبود برنامه‌هاي بلندمدت براي ايجاد ارزش‌افزوده در زنجيره توليد، از مشکلات اساسي است. در بسياري از موارد، کشاورز محصول خود را به‌صورت خام و با قيمت پايين عرضه مي‌کند، درحالي که توسعه صنايع بسته‌بندي، فرآوري و صادرات مي‌تواند درآمد نخلداران را افزايش داده و انگيزه سرمايه‌گذاري را تقويت کند. عدم توجه کافي به اين حوزه‌ها، فعاليت در نخلداري را از نظر اقتصادي براي بهره‌برداران غيرجذاب کرده است.در کنار اين مسائل، تغيير نگرش اجتماعي نيز تأثيرگذار بوده است؛ به‌گونه‌اي که بخشي از جوانان و خانواده‌ها تمايل کمتري به ادامه فعاليت در حرفه‌هاي سنتي دارند. بنابراين، بايد با طرح‌هاي تشويقي، مردم را به اين شغل سودآور هدايت کرد.البته نمي‌توان از تأثير پيامدهاي جنگ تحميلي، فشارهاي اقتصادي، محدوديت‌هاي ناشي از تحريم‌هاي بين‌المللي، مشکلات آب و خاک و خشکسالي‌هاي متوالي سال‌هاي اخير بر روند توسعه کشاورزي چشم‌پوشي کرد. چنين شرايطي معمولاً منجر به کاهش سرمايه‌گذاري، دشواري در واردات فناوري و تجهيزات کشاورزي و محدود شدن دسترسي به بازارهاي جهاني مي‌شود.با اين حال، حتي در شرايط دشوار اقتصادي نيز مي‌توان با مديريت و برنامه‌ريزي هدفمند گام‌هاي مؤثري برداشت. وضعيت فعلي نشان‌دهنده نوعي خلأ مديريتي است؛ تسهيلات بانکي ارائه‌شده نه‌تنها پاسخگوي نياز واقعي نخلداران نبوده، بلکه به دليل نرخ‌هاي بالا، سخت‌گيري در وثيقه و سهم بالاي آورده کشاورز، عملاً از دسترس بسياري خارج شده است. همچنين مسئله آب، همچنان چالش‌برانگيز است؛ طرح‌هاي آبياري نوين تنها در بخش کوچکي اجرا شده و پروژه‌هاي انتقال يا شيرين‌سازي آب به دليل کمبود بودجه بي‌نتيجه مانده‌اند. برگزاري جشنواره‌ها و دوره‌هاي آموزشي کوتاه‌مدت، هرچند مفيد است، اما در برابر مشکلات ساختاري، اثر قابل‌توجهي ندارد.اين درحالي است که کشورهاي عربي حوزه خليج فارس با سرمايه‌گذاري جدي در فناوري و صنايع فرآوري، از ايران که پيشينه طولاني‌تري در اين حوزه دارد، پيشي گرفته‌اند. اگر قرار است معيشت نخلداران بهبود يابد و براي جوانان اشتغال‌زايي شود، بايد صنعت خرما به جايگاه شايسته خود بازگردد. با اعلام آمارهاي تکراري و اقدامات مقطعي، راه به جايي نخواهيم برد. براي خنثي‌سازي آثار تحريم‌ها و دستيابي به استقلال اقتصادي، بايد به مسائل راهبردي استان توجهي ويژه کرد.در نهايت، توجه به صادرات و بازارهاي منطقه‌اي، فرصتي بزرگ پيش روي ماست. با برنامه‌ريزي جهت ارتقاي کيفيت بسته‌بندي و استانداردسازي، مي‌توان سهم بيشتري در بازارهاي بين‌المللي به دست آورد. ما مي‌توانيم با تلاش بيشتر و تدبير مديريتي، باغداري را به شغلي محبوب، پردرآمد و عامه‌پسند تبديل کرده و جوانان بااستعداد را به سوي اشتغال پايدار سوق دهيم.بوشهر – خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي