رشد اخلاقي جامعه و عادت دادن مردم به رعايت ارزشهاي الهي و متصف شدن انسانها به خصال متعالي، بخش مهمّي از رسالت پيامبران و امامان معصوم عليهمالسلام است و بهترين آموزگاران اخلاق و معلمان نمونه هم معصومين عليهمالسلام هستند. اين اولياي الهي در کنار تعليمات گفتاري، با رفتار و عملکرد و پايبندي خويش به اخلاق، اسوه و الگو شدهاند و بهترين عملکننده به دستور "کونوا دعاة الناس بغير السنتکم" هستند. امام حسين(ع) نيز در تبعيت از اين دستور، در جريان قيام عليه ظلم، اصول اخلاقي را در برابر دشمن زير پا نگذاشت و نهضت او با همه ابعادي که دارد، جلوه گاه خلق وخوي متعالي و مکارم اخلاق است.
رفتارها و سخنان امام حسين(ع) و خانواده و ياران او در جريان نهضت، و خُلق و خويي که تاريخ از حماسه سازان واقعه عاشورا گزارش کرده، منبع ارزشمندي براي آموزش اخلاق و الگوگيري در زمينه خودسازي، سلوک اجتماعي، تربيت ديني و کرامت انساني است. صفات ارزشمندي چون عاطفه، دلسوزي، مهرورزي، حيا، عفت، صبوري، ايثار، جوانمردي، وفا، توکّل، خداجويي، همدردي و بزرگواري و... جلوههايي از اخلاق متعالي عاشورائيان هستند و در سراسر نهضت جاويدان حسيني، ميتوان اين جلوههاي اخلاق را مشاهده کرد.
امام حسين(ع) مظهر اسم رحيم و شفيق خداست و با همه انسانها حتي دشمنان خود مهربان است و دلسوز آنهاست. به همين جهت او نتوانست دشمن خود و حتي اسبانشان را تشنه ببيند و آنان را سيراب نسازد. امام حسين(ع) از منزلگاه "شراف" که حرکت کردند به جوانان دستور دادند آب بردارند. آنان آب فراواني برداشتند. کاروان حرکت کرد. نيم روز راه که پيموده شد، صداي يکي از همراهان به اللهاکبر بلند شد. امام(ع) هم فرمود: اللهاکبر و از آن شخص علت تکبير را پرسيد... ابتدا خيال ميکردند نخلستاني پيش رو ميبينند، لحظاتي بعد معلوم شد سپاه حرّ است که از طرف عبيدالله زياد مامور کنترل کاروان امام حسين(ع) است. امام با مشورت، کاروان را به سمت بلنديهاي "ذوحسم" هدايت کردند تا فقط از يک طرف با دشمن رو در رو باشند. حرّ با هزاران سوار رسيد. امام حسين(ع) وقتي حال آنها و اسبانشان را ديد و دريافت که تشنه و خستهاند، به ياران جوان خود فرمود: آنها و اسبانشان را سيراب کنيد! علي بن طعان محاربي که از سپاهيان دشمن است، نقل کرده من آخرين نفري بودم که به آن محل رسيدم و از پذيرايي عقب مانده بودم. امام حسين(ع) چون مرا ديد و متوجه تشنگي من و اسبم شد، با کمال محبت مرا فرزند برادر خطاب کرد و فرمود: «شتري را که بار آب دارد بخوابان»! وقتي خواباندم، فرمود: بياشام! من شروع به نوشيدن کردم (ولي در اثر خستگي نميتوانستم به خوبي مشک آب را تنظيم کنم تا آب بيرون نريزد و راحت بنوشم)، امام(ع) خود برخاست و لب مشک را برگرداند تا من و اسبم نوشيديم و سيراب شديم.(فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)، ص395- 397).
کجاي عالم و از چه کسي مشابه اين رفتار را سراغ داريم؟ آيا جز انسان آراسته به اخلاق الهي ميتواند چنين رفتاري داشته باشد؟ تنها حسين(ع) که مظهر کامل اخلاق الهي است نسبت به دشمن به حرمت انسانيت و نسبت به حيوانات به حرمت حق حيات، چنين احساسي را دارد و رحم و شفقت خود را شامل آنها قرار ميدهد.
قرآن کريم بارها سفارش به صبر کرده و آن را رمز پيروزي و موفقيت شمرده است. استادان اخلاق اسلامي به پيروي از قرآن، همواره شاگردان را به آراسته شدن به اين صفت ارزشمند سفارش ميکنند. قرآن ميفرمايد: «وَ استَعِينُوا بِالصبرِ وَ الصلَوةِ وَ إِنهَا لَکَبِيرَةٌ إِلا عَلي الخَْشِعِينَ، الَّذِينَ يظنُّونَ أَنهُم مُّلَقُوا رَبهِمْ وَ أَنهُمْ إِلَيهِ رَجِعُونَ»؛ از صبر و نماز کمک بجوييد و آن بسي سنگين است مگر براي خشوع پيشه گان که يقين دارند به پيشگاه پروردگار خويش ميروند و نزد او باز ميگردند. (بقره/ 45-46) علامه طباطبايي در اين باره ميفرمايد: «کلمه استعانت به معناي ياري خواستن است و اين در وقتي صورت ميگيرد که انسان به تنهايي نميتواند مشکل و حادثهاي را که پيش آمده بر وفق مصلحت خود بر طرف سازد... صبر، هر بلا و حادثه عظيمي را کوچک و ناچيز ميکند، و نماز که اقبال به خدا و التجا به اوست، روح ايمان را زنده ميسازد و به آدمي ميفهماند که به جايي تکيه دارد که انهدام پذير نيست و به سببي دست زده که پاره شدني نيست. (ترجمه الميزان، ج1، ص229) آنچه حماسه کربلا را به اوج ماندگاري و تأثيرگذاري وفتح معنوي رساند، صبر امام حسين(ع)وياران وهمراهان او بود. امام(ع) همواره بر صبر تکيه ميفرمود و از همان آغاز گوشزد ميکرد که هر کس صبر و تحملش کم است از سپاه او جدا شود. در يکي از منزلگاههاي ميان راه، فرمود: «اَيها الناسُ! فمنْ کانَ منکمْ يصبرُ عَلي حَدِّ السَّيفِ وَ طَعنِ الاَْسِنَّةِ فَلْيقُمْ مَعَنا وَ اِلاّ فَلْينْصَرِفْ عَنّا؛اي مردم! هر کدام از شما که تحمّل تيزي شمشير وزخم وضربت نيزهها را دارد همراه ما بماند، والاّ باز گردد». (ينابيع الموده، ص406.)
امام حسين(ع) صبر را شرط لياقت همراهي و بيصبران را شايسته همراهي نميدانست. روز عاشورا، در اوج سختي کارزار ياران خويش را به صبر دعوت فرمود: (صَبْراً بَني الْکِرام ! فمَا الْمَوتُ اِلاّ قَنطَرَةٌ تَعْبُرُ بِکم عَنِ الْبُؤ سِ وَ الضَّرّاءِ اِلي الجَن انِ الْواسِعَةِ وَ النَّعيمِ الدّائِمَةِ)؛ صبر و مقاومت کنيد،اي بزرگ زادگان! چرا که مرگ، تنها پلي است که شما را از رنج وسختي عبور ميدهد و به سوي بهشت گسترده و نعمتهاي هميشگي ميرساند. (نفس المهموم، ص 135) جملات آن حضرت در مورد صبر بر داغ عزيزان وشهادت همراهان بسيار است و از آغاز نيز خود را براي تحمل اين پيشامدها آماده کرده بود. هنگام خروج از مکّه در خطبهاي که خواند واشاره به آينده حوادث و پيشگويي شهادت خويش داشت، فرمود: "نصبِرُ عَلي بَلائِهِ وَ يوَفّينا اُجُورَ الصّابِرينَ؛ ما به رضاي خدا رضاييم، بر بلاي اوصبر ميکنيم، اونيز پاداش صابران را به ما ميدهد" (بحارالانوار، ج44، ص367).
امام حسين(ع) در عين حال از جنگ و خون ريزي متنّفر است. در جريان نهضت هم بسيار سعي کرد تا خون کسي ريخته نشود. يکي از اصول مهم در ميدانهاي نبرد از نظر اسلام، پيش دستي نکردن در جنگ است. اسلام دين جنگ نيست و تا دعوت و موعظه کارساز باشد، هرگز با کسي جنگ نخواهد کرد. امام حسين(ع) با وجود گرفتار شدن در تنگنا و اطلاع از بدتر شدن اوضاع در صورت تاخير در نبرد با سپاه حرّ، با اينکه بعضي از ياران توصيه به جنگ ميکردند، حاضر نشدند آغاز گر جنگ و يا حتي تحريککننده بر آن باشند. حرّ کاروان امام(ع) را، با همه محبتي که به او کرده بود، روز دوم محرم در منطقه نينوا، دور از فرات و در بيابان بيآب فرود آورد و اجازه حرکت نداد. زهير بن قين به امام عرض کرد: من آينده را سختتر ميبينم، خوب است هم اينک جنگ را آغاز کنيم؛ زيرا جنگ با اين گروه آسانتر از جنگ با سپاهياني است که از پي ميآيند! امام(ع) فرمود: من آغاز گر جنگ نخواهم بود. و با گفتگو حرّ را راضي کرد که در کربلا و نزديک فرات فرود آيند. (فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)، ص418 – 420) رجوع به مقاتل و کتب تاريخ نشان ميدهد که امام(ع) بارها حرّ و عمر سعد را نصيحت کرد تا از جنگ و خون ريزي جلوگيري کند. حضرت روز عاشورا بارها سخنراني کرد و براي جلوگيري از جنگ تلاش کرد. آن حضرت به شدت تلاش ميکرد تا از جهنمي شدن آن مردم جلوگيري نمايد. امام حسين(ع) در هيچ حالي حاضر نبودند حقالناس پايمال شود. وقتي امام(ع) وارد کربلا شدند، از اطرافيان در مورد مالکان زمينها پرسيدند و بعد از يافتن مالکان که از مردم نينوا و غاضريه بودند، آن زمينها را به مبلغي خريدند تا قبرشان در ملک غير نباشد. حضرت بعد از خريد، آن زمينها را به صاحبانشان صدقه داد و از آنها خواست تا زائرانش را راهنمايي کنند و از آنان سه روز پذيرايي نمايند. (مجمع البحرين، ج4، ص28، کربلا).
بني هاشم، غيرتمندان روزگار خويش بودند. جوانان بني هاشم پيوسته اهلبيت امام حسين(ع) را در طول سفر به کربلا، محافظت ميکردند. شبها نيز با حراست اين جوانان، زنان حرم آسوده و بيهراس ميخوابيدند. امام حسين(ع) در رجز حماسي خويش روز عاشورا بر حمايت از خانواده پدرش تأکيد ميفرمود: «اَحْمي عِيالاتِ اَبي، اَمْضي عَلي دينِ النَّبي»؛ من از خانواده پدرم حمايت ميکنم، من پيرو دين پيامبر(ص) هستم. (بحارالانوار، ج45، ص49) روز عاشورا آن حضرت، خانواده، دختران وخواهر خود را به اجتناب از گريبان دريدن وچهره خراشيدن توصيه کرد وآنان را از آه و زاري و واويلا سر دادن بر حذر داشت تا مبادا بدن آنها را دشمن ببيند يا صدايشان را بشنود. در واپسين لحظات هم که مجروح بر زمين افتاده بود، وقتي شنيد که گروهي از سپاه دشمن قصد حمله به خيمهها وتعرّض به زنان وکودکان دارند، بر سرشان فرياد کشيد: «اِنْ لَمْ يکنْ لَکمْ دينٌ وَ کنتمْ لاتخافونَ الْمَعادَ فَکُونُوا اَحْراراً في دُنياکمْ...» (بحارالانوار، ج45، ص51)؛اي پيروان آل ابوسفيان، اگر دين نداريد واز معاد نميترسيد، پس در دنيايتان آزاده باشيد... من با شما ميجنگم وشما با من ميجنگيد، به زنان که نبايد تعرّض کرد، تا وقتي من زندهام، طغيان گرانتان را از تعرّض نسبت به حرم من باز داريد: (فاْمنعوا عتاتِکُم عَنِ التَّعرُّضِ لِحَرَمي ما دُمْتُ حياً) (همان).
طرفداران امام حسين(ع) هم مردماني با غيرت بودند. عبدالله عفيف ازدي در کوفه بر ضد ابن زياد اعتراض کرد و اسير گرفتن خانواده حسين(ع) و عترت پيامبر را خلاف غيرت اسلامي ميديد. زينب کبري(س) در شام و مقرّ حکومت يزيد اعتراض کرد که چرا اهلبيت پيامبر را در معرض ديد وتماشاي مردم کوچه و بازار قرار داده است. (حياة الامام الحسين، ج3، ص378)، غيرت زينب اجازه نميداد که ناموس رسولالله(ص) در معرض نگاه اجنبي باشد. کرامت انساني زن، در سايه عفاف او تأمين ميشود. اسلام براي حفظ عفت و پاکدامني زن وحفظ جامعه از آلودگيهاي اخلاقي قوانين محکمي تشريع کرده است. نهضت عاشورا براي احياي ارزشهاي ديني بود و در سايه آن عفت زن مسلمان نيز جايگاه خود را يافت وامام حسين(ع) و زينب کبري و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خويش، براي حفظ گوهر ناب اخلاق اسلامي کوشيدند.
*رفتارها و سخنان امام حسين(ع) و خانواده و ياران آن حضرت در جريان نهضت، و خُلق و خويي که تاريخ از حماسه سازان عاشورا گزارش کرده، منبع ارزشمندي براي آموزش اخلاق و الگوگيري در زمينه خودسازي، سلوک اجتماعي، تربيت ديني و کرامت انساني است
*امام حسين(ع) عليرغم گرفتار شدن در تنگنا و اطلاع از بدتر شدن اوضاع در صورت تأخير در نبرد با سپاه حرّ، با اينکه بعضي از ياران توصيه به جنگ ميکردند، حاضر نشدند آغازگر جنگ و يا حتي تحريککننده بر آن باشند
*نهضت عاشورا براي احياي ارزشهاي ديني بود و در سايه آن عفت زن مسلمان نيز جايگاه خود را يافت و امام حسين(ع) و زينب کبري و دودمان رسالت، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خويش، براي حفظ گوهر ناب اخلاق اسلامي کوشيدند