موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13375
گزارش روزنامه جمهوري اسلامي از گراني دارو و نگراني بيماران از عدم دسترسي

گزارش روزنامه جمهوري اسلامي از گراني دارو و نگراني بيماران از عدم دسترسي
دولت براي رفع مشکل دارو به ياري مردم بشتابد

 

دارو در هر کشوري بخشي از امنيت ملي و سلامت عمومي محسوب مي‌شود، کالايي که نبود يا گراني آن مي‌تواند مستقيماً جان انسان‌ها را تهديد کند. اما در ايران، طي سال‌هاي اخير بازار دارو از يک حوزه درماني به بحراني اقتصادي و اجتماعي تبديل شده است. افزايش شديد قيمت‌ها، کمبود برخي اقلام حياتي، کاهش توان خريد مردم و ناتواني بيمه‌ها در پوشش هزينه‌ها باعث شده بسياري از بيماران در تأمين ابتدايي‌ترين داروهاي خود دچار مشکل شوند.

اين روزها کافي است پاي درد دل بيماران، داروخانه‌داران و حتي پزشکان بنشينيد تا متوجه شويد بحران دارو ديگر فقط يک هشدار رسانه‌اي نيست بلکه به بخشي از زندگي روزمره مردم تبديل شده است. دارويي که بايد ساده‌ترين و در دسترس‌ترين کالاي درماني باشد، حالا براي بسياري از خانواده‌ها به کابوس اقتصادي بدل شده است. افزايش قيمت‌ها، کمبود اقلام حياتي، حذف برخي داروها از پوشش بيمه و سرگرداني بيماران ميان داروخانه‌ها، تصويري از يک بحران خاموش را ترسيم مي‌کند، بحراني که مستقيما با جان مردم گره خورده است.

در کشوري که مسئولان سال‌ها از «دسترسي گسترده مردم به دارو» به‌عنوان يکي از دستاوردهاي نظام سلامت ياد مي‌کردند، حالا بسياري از بيماران براي تهيه ساده‌ترين داروها بايد ميان چند داروخانه سرگردان شوند، نسخه‌هاي خود را نصفه‌ونيمه تهيه کنند يا از درمان صرف‌نظر کنند.

امروز ديگر گراني دارو فقط يک دغدغه بيماران خاص نيست، خانواده‌هاي عادي نيز هنگام مراجعه به داروخانه با نسخه‌هايي روبه‌رو مي‌شوند که هزينه آن‌ها از توان مالي‌شان خارج است. مسئله‌اي که به گفته کارشناسان، اگر براي آن چاره‌اي جدي انديشيده نشود، مي‌تواند به بحراني فراگير در حوزه سلامت عمومي منجر شود.

بازار داروي ايران اين روزها ديگر شباهتي به يک نظام درماني منظم ندارد، بيشتر به ميدان بحراني شبيه است که در آن بيماران، داروخانه‌ها و حتي پزشکان سردرگم و درمانده‌اند. قيمت دارو هر روز بالا مي‌رود، برخي اقلام حياتي ناياب مي‌شوند و بيماران ميان هزينه درمان و هزينه زندگي، ناچار به انتخاب مي‌شوند. در اين ميان، مسئولان همچنان از «کنترل بازار» و «پايداري تأمين دارو» سخن مي‌گويند، اظهاراتي که براي مردمي که ساعت‌ها دنبال يک داروي ساده مي‌گردند، بيشتر شبيه شوخي تلخ است تا واقعيت.

امروز ديگر گراني دارو فقط يک مسئله اقتصادي نيست، نشانه آشکار فرسودگي نظام سلامت و نتيجه سال‌ها تصميم‌گيري اشتباه، سياست‌هاي ناپايدار و بي‌توجهي به معيشت مردم است.

تا چند سال پيش، گراني بيشتر در بازار مسکن، خودرو يا مواد غذايي ديده مي‌شد، اما امروز يکي از حياتي‌ترين نيازهاي مردم يعني «دارو» نيز به بحران اقتصادي تبديل شده است. بيماراني که براي ادامه زندگي به چند قرص، آمپول يا انسولين نياز دارند، حالا بايد ميان درمان و هزينه‌هاي روزمره زندگي يکي را انتخاب کنند. در بسياري از خانواده‌ها، خريد دارو ديگر بخشي از هزينه درمان نيست، تبديل به بحراني براي بقا شده است.

نسخه‌اي که ديگر قابل خريد نيست

داخل يکي از داروخانه‌هاي شلوغ تهران، مرد ميانسالي نسخه همسر بيمارش را در دست گرفته و با نااميدي به خبرنگار ما مي‌گويد:«حقوق من 15 ميليون تومان است، فقط يک قلم داروي همسرم شده 9 ميليون. يعني بايد نصف حقوقم را بدهم فقط براي زنده ماندن.»

يک بازنشسته نيز که براي تهيه داروي همسرش به داروخانه آمده بود، مي‌گويد:«هزينه دارو از حقوق بازنشستگي ما بيشتر شده. مجبوريم از خوراک و لباس بزنيم تا دارو بخريم.»

چند قدم آن‌طرف‌تر، مادري که کودک مبتلا به صرع دارد، با چشماني اشک‌آلود مي‌گويد:«داروي بچه‌ام پارسال 400 هزار تومان بود، الان نزديک دو ميليون شده. دکتر گفته اگر قطع شود تشنج مي‌کند، اما واقعاً از کجا بياوريم؟ بيمه هم فقط اسمش بيمه است.»»

داروساز يکي از داروخانه‌هاي مرکزي تهران به خبرنگار ما مي‌گويد:«مردم هر روز جلوي صندوق شوکه مي‌شوند. بعضي‌ها با التماس مي‌پرسند نمي‌شود دارو را قسطي حساب کنيم؟»

نسخه‌هايي که نيمه‌کاره مي‌مانند

داروخانه‌ها اين روزها شاهد صحنه‌هاي تلخي هستند، بيماراني که پس از شنيدن قيمت دارو، تنها بخشي از نسخه را تهيه مي‌کنند يا با نااميدي داروخانه را ترک مي‌کنند.

يکي از داروسازان در گفت‌وگو با خبرنگار ما مي‌گويد:«تعداد بيماراني که نسخه را ناقص مي‌خرند خيلي بيشتر شده است. برخي فقط داروي ضروري‌تر را مي‌خرند و بقيه را حذف مي‌کنند.»

تا چند سال پيش مردم هنگام مراجعه به داروخانه نگران پيدا کردن دارو بودند، اما حالا نگراني اصلي «توان خريد» است. بسياري از بيماران وقتي قيمت نسخه را مي‌شنوند، يا بخشي از دارو را حذف مي‌کنند يا نسخه را به خانه برمي‌گردانند.

گراني بي‌وقفه، از انسولين تا داروي سرطان

گزارش‌ها نشان مي‌دهند قيمت برخي داروها طي ماه‌هاي اخير بين 30 تا 300 درصد افزايش يافته و در مواردي رشد قيمت به حدود 400 درصد هم رسيده است. داروهايي که زماني با چند صد هزار تومان تهيه مي‌شدند، حالا چند ميليون تومان قيمت دارند. افزايش قيمت تنها محدود به داروهاي خارجي نيست. حتي بسياري از داروهاي توليد داخل نيز با جهش شديد قيمت مواجه شده‌اند. بيماران خاص بيشترين فشار را تحمل مي‌کنندو مانند بيماران سرطاني،مبتلايان به ام‌اس،بيماران ديابتي،بيماران اعصاب و روان و بيماران قلبي. در واقع، هرچه بيماري مزمن‌تر و خطرناک‌تر باشد، فشار اقتصادي هم سنگين‌تر است. يک بيمار سرطاني به خبرنگار ما مي‌گويد:«دارويي که قبل‌تر يک ميليون تومان بود، حالا 30 ميليون تومان شده است. بررسي‌ها نشان مي‌دهند قيمت حدود 5 هزار قلم دارو تغيير کرده و هر روز داروهاي بيشتري وارد فهرست گراني مي‌شوند. در برخي موارد، جهش قيمت‌ها شوک‌آور است.

حتي داروهاي ساده‌اي مانند اسپري تنفسي يا داروهاي اعصاب نيز چند برابر شده‌اند.مثلا در يکي ازاقلام دارويي قيمت اسپري سالبوتامول از 40 هزار به 500 هزار تومان رسيد.

بيماران خاص، قربانيان اصلي بحران

بيشترين فشار گراني دارو بر دوش بيماراني است که درمانشان وابسته به مصرف مداوم دارو است، بيماران سرطاني، مبتلايان به ام‌اس، ديابت، تالاسمي، هموفيلي و بيماري‌هاي نادر.

يک پزشک متخصص به خبرنگار ما مي‌گويد:« اغلب اين بيماران ديگر توان خريد دارو ندارند.» داروي ضدتشنج از 500 هزار به يک ميليون و ششصد هزار تومان رسيده است.»

براي بسياري از بيماران، قطع درمان به معناي بازگشت بيماري، تشديد عوارض يا حتي مرگ است. اما فشار اقتصادي باعث شده برخي خانواده‌ها دوز مصرف را کاهش دهند، دارو را نصف کنند يا درمان را متوقف کنند.

داروخانه‌ها، سرگردان در بدهي و کمبود

داروخانه‌ها نيز شرايط بهتري ندارند. يکي از داروسازان در گفت‌وگو با خبرنگار ما مي‌گويد:«بخش زيادي از داروها يا با تأخير مي‌رسند يا اصلاً توزيع نمي‌شوند. شرکت‌هاي پخش به دليل بدهي بيمه‌ها نقدي کار مي‌کنند وبا اين شرايط روند کاري داروخانه‌ها عملاً قفل شده است.»

او ادامه مي‌دهد:«وقتي بيمه‌ها ماه‌ها مطالبات را پرداخت نمي‌کنند، داروخانه ديگر توان خريد ندارد. نتيجه‌اش مي‌شود کمبود دارو در قفسه‌ها.»گزارش‌ها نشان مي‌دهند بخش مهمي از بحران به کمبود نقدينگي در صنعت دارو و وابستگي شديد مواد اوليه به ارز خارجي بازمي‌گردد. حدود 70 درصد هزينه توليد و واردات دارو به نرخ ارز وابسته است.

بحران کمبود دارو

گراني تنها مشکل بازار دارو نيست، کمبود برخي اقلام حياتي نيز به نگراني بزرگ مردم تبديل شده است.در ماه‌هاي گذشته گزارش‌هاي متعددي از کمبودانسولين،داروهاي شيمي‌درماني،داروهاي اعصاب،برخي آنتي‌بيوتيک‌هاو داروهاي بيماران خاص منتشر شده است. برخي بيماران مجبورند براي يافتن يک داروي خاص، ساعت‌ها ميان داروخانه‌ها جست‌وجو کنند. در مواردي نيز بيماران ناچار به خريد دارو از بازار آزاد با چند برابر قيمت رسمي شده‌اند.

بيماران، قربانيان اصلي تورم درمان

در سال‌هاي گذشته، گراني بيشتر در بازار مسکن، خودرو يا مواد غذايي ديده مي‌شد، اما حالا تورم مستقيماً به حوزه درمان رسيده است. تفاوت اينجاست که مردم مي‌توانند خريد برخي کالاها را به تعويق بيندازند، اما بيماري منتظر نمي‌ماند. برخي بيماران اعصاب و روان به دليل گراني دارو درمان خود را نيمه‌کاره رها کرده‌اند. گزارش‌ها از افزايش شديد قيمت داروهايي مانند کلونازپام و آسنترا و حتي ناياب شدن برخي اقلام حکايت دارند.

کارمند يک بيمارستان نيز به خبرنگار ما گفت:«داروي تصويربرداري که زير يک ميليون بود، حالا به 10 ميليون تومان رسيده است.»

چرا دارو اين‌قدر گران شد؟

کارشناسان حوزه سلامت معتقدند بحران فعلي حاصل مجموعه‌اي از عوامل اقتصادي، مديريتي و ساختاري است.

1. حذف ارز ترجيحي دارو.يکي از مهم‌ترين عوامل گراني دارو، کاهش يا حذف ارز ترجيحي است. در سال‌هاي گذشته بخشي از داروها و مواد اوليه با ارز دولتي وارد مي‌شد، اما با محدود شدن منابع ارزي، اين حمايت کاهش يافت و هزينه‌ها مستقيماً به مردم منتقل شد.

2. وابستگي توليد دارو به ارز.اگرچه بخش عمده داروها در داخل توليد مي‌شود، اما مواد اوليه بسياري از آن‌ها وارداتي است. به همين دليل هر افزايش نرخ ارز، مستقيماً بر قيمت دارو اثر مي‌گذارد.براساس برخي گزارش‌ها، حدود 70 درصد هزينه توليد دارو به نرخ ارز وابسته است.

3. بدهي سنگين بيمه‌ها.داروخانه‌ها و شرکت‌هاي پخش دارو از تأخير طولاني بيمه‌ها در پرداخت مطالبات گلايه دارند. اين مسئله باعث کمبود نقدينگي و اختلال در زنجيره توزيع شده است.در چنين شرايطي،شرکت‌هاي پخش نقدي کار مي‌کنند،داروخانه‌ها توان خريد ندارند و کمبود دارو تشديد مي‌شود.

4. تحريم و مشکلات واردات.مشکلات بانکي و محدوديت‌هاي بين‌المللي نيز واردات دارو و مواد اوليه را دشوار کرده است. اگرچه دارو رسماً تحريم نيست، اما نقل‌وانتقال پول و حمل‌ونقل بين‌المللي با موانع جدي روبه‌روست.

5. ضعف نظارت و شکل‌گيري بازار سياه.کمبود برخي داروها زمينه ايجاد بازار آزاد را فراهم کرده است. در برخي موارد، دارو با چند برابر قيمت رسمي در بازار غيررسمي فروخته مي‌شود و بيماران نيز به دليل نياز فوري، ناچار به خريد هستند.

پيامدهاي اجتماعي و انساني گراني دارو

گراني دارو فقط يک مسئله اقتصادي نيست، آثار اجتماعي و انساني گسترده‌اي دارد.

حذف تدريجي درمان. بسياري از بيماران، مصرف دارو را کاهش مي‌دهند،درمان را نيمه‌کاره رها مي‌کنند،يا به داروهاي ضعيف‌تر روي مي‌آورند.اين موضوع مي‌توانددر آينده باعث افزايش هزينه‌هاي درماني و مرگ‌ومير ناشي از بيماري‌هاي قابل‌کنترل شود.

افزايش فقر درماني.خانواده‌هايي که بيمار خاص دارند، بخش بزرگي از درآمد خود را صرف درمان مي‌کنند. برخي ناچارند،وام بگيرند،طلا بفروشند،يا از هزينه‌هاي ضروري زندگي کم کنند.

فشار رواني بر بيماران.اضطراب دائمي براي تأمين دارو، فشار روحي شديدي بر بيماران و خانواده‌ها وارد کرده است. بسياري از بيماران علاوه بر درد بيماري، با ترس ناتواني در تهيه دارو زندگي مي‌کنند.

آيا بيمه‌ها هنوز کارايي دارند؟

بيمه‌ها که قرار بود سپر حمايتي مردم باشند، حالا خود به بخشي از بحران تبديل شده‌اند. بسياري از بيماران مي‌گويند

برخي داروها از پوشش بيمه خارج شده‌اند،سهم پرداختي بيمه کاهش يافته،يا روند دريافت هزينه‌ها بسيار دشوار شده است. نتيجه اين شده که هزينه درمان عملاً از جيب مردم پرداخت مي‌شود.

خطر خاموش، حذف درمان از زندگي مردم

پزشکان هشدار مي‌دهند ادامه اين روند مي‌تواند به افزايش مرگ‌ومير خاموش منجر شود. بيماري که داروي قلب، انسولين يا داروي اعصاب خود را حذف مي‌کند، شايد امروز زنده بماند اما در بلندمدت با عوارض جبران‌ناپذير روبه‌رو خواهد شد.گراني دارو در نهايت فقط سلامت فرد را تهديد نمي‌کند، کل نظام سلامت را فرسوده مي‌کند.

بازار سياه، نتيجه طبيعي کمبود و بي‌نظارتي

هرجا کمبود و نظارت ضعيف باشد، بازار سياه شکل مي‌گيرد. دارو هم از اين قاعده مستثني نيست.امروز برخي داروهاي کمياب،در شبکه‌هاي غيررسمي فروخته مي‌شوند،چند برابر قيمت دارند،و حتي گاهي اصالت آن‌ها مشخص نيست.اين يعني بيمار علاوه بر گراني، بايد نگران تقلبي بودن دارو هم باشد. حال سؤال مهم اينجاست، چگونه در کشوري با اين حجم از دستگاه‌هاي نظارتي، داروي حياتي سر از بازار آزاد درمي‌آورد؟

توليد داخل، ازشعار زدگي، تاحمايت کم

سال‌هاست مسئولان از خودکفايي دارويي سخن مي‌گويند، اما توليدکنندگان دارو مي‌گويند،مواد اوليه گران شده،تأمين ارز دشوار است،نقدينگي وجود نداردو سياست‌گذاري‌ها دائماً تغيير مي‌کند.نتيجه اين وضعيت، کاهش توليد و افزايش وابستگي به واردات است.در واقع، صنعت داروي کشور ميان تحريم، سوءمديريت و بحران اقتصادي گرفتار شده است.

راهکارهاي پيشنهادي براي کنترل بحران

کارشناسان معتقدند عبور از بحران دارو نيازمند تصميمات فوري و اصلاحات ساختاري است.

1. بازگشت حمايت هدفمند ارزي.دولت بايد براي داروهاي حياتي و بيماران خاص، يارانه هدفمند و پايدار در نظر بگيرد تا فشار مستقيم بر مردم کاهش يابد.

2. تقويت بيمه‌ها.بيمه‌ها بايدپوشش دارويي را افزايش دهند،مطالبات داروخانه‌ها را به‌موقع پرداخت کنندو سهم پرداختي مردم را کاهش دهند.

3. حمايت واقعي از توليد داخلي.حمايت از توليدکنندگان داخلي دارو بايد فراتر از شعار باشد. تأمين مواد اوليه، تسهيلات مالي و ثبات ارزي مي‌تواند هزينه توليد را کاهش دهد.

4. ايجاد سامانه شفاف توزيع دارو.راه‌اندازي سامانه سراسري موجودي دارو مي‌تواند،از احتکار جلوگيري کند،بازار سياه را کاهش و بيماران را از سرگرداني نجات دهد

5. نظارت جدي بر قيمت‌ها.نهادهاي نظارتي بايد با گران‌فروشي، احتکار و توزيع رانتي برخورد جدي کنند تا دارو از مسير اصلي خود خارج نشود.

6. تسهيل واردات داروهاي ضروري. براي جلوگيري از کمبود، دولت بايد مسير واردات داروهاي حياتي را تسهيل و موانع بانکي و اداري را کاهش دهد.

سکوتي که خطرناک است

نگران‌کننده‌تر از گراني دارو، عادي شدن آن است. جامعه کم‌کم به شنيدن خبر افزايش قيمت‌ها عادت کرده، انگار طبيعي است که داروي يک بيمار سرطاني در عرض چند ماه چندين برابر شود اما واقعيت اين است که پشت اين گراني‌ها، يک بيمار، يک خانواده و گاهي يک زندگي است.

وقتي بيمار ديابتي انسولينش را نصف مي‌کند، وقتي بيمار اعصاب دارويش را قطع مي‌کند، يا وقتي يک سالمند از خريد داروي قلب صرف‌نظر مي‌کند، تبعات آن فقط فردي نيست، هزينه‌اي است که کل جامعه در آينده خواهد پرداخت.

نتيجه گيري

بحران دارو فقط مسئله قيمت نيست، مسئله جان انسان‌هاست. وقتي بيمار براي پيدا کردن يک آمپول يا قرص حياتي بايد ساعت‌ها ميان داروخانه‌ها سرگردان شود يا چند ميليون تومان بپردازد، يعني نظام سلامت وارد مرحله هشدار شده است.اگر روند فعلي ادامه پيدا کند، «درمان» به کالايي طبقاتي تبديل خواهد شد، کالايي که فقط ثروتمندان توان دسترسي کامل به آن را دارند و طبقات متوسط و ضعيف ناچارند با درد، بيماري و حذف درمان کنار بيايند.جامعه‌اي که بيمارانش براي خريد چند قرص مجبور به قرض گرفتن شوند، وارد مرحله خطرناک فروپاشي سلامت عمومي شده است. بحران دارو امروز تنها يک مشکل درماني نيست، به مسئله‌اي ملي تبديل شده است.

بحران دارو فقط نتيجه تحريم نيست، نتيجه سال‌ها تصميم‌گيري اشتباه، سياست‌هاي ناپايدار و بي‌توجهي به قدرت خريد مردم است.امروز در ايران، بيمار بودن براي بسياري از مردم به معناي فقير شدن است. وقتي يک بازنشسته بايد ميان خريد داروي قلب و پرداخت اجاره خانه يکي را انتخاب کند، يعني نظام سلامت از مسير اصلي خود فاصله گرفته است.ادامه اين روند، درمان را به کالايي لوکس تبديل مي‌کند، کالايي که فقط ثروتمندان توان دسترسي کامل به آن را دارند و طبقات ضعيف بايد با درد، بيماري و حذف تدريجي درمان کنار بيايند.و شايد تلخ‌ترين بخش ماجرا همين باشد، اينکه در کشوري با اين همه شعار درباره عدالت، بسياري از بيماران امروز حتي توان خريد حق زنده ماندن را هم ندارند.

از اين رو دولت بايد براي رفع مشکلات صنعت دارو هم در جهت افزايش توليد، تسهيل واردات مواد اوليه و تخصيص منابع ارزي و ريالي و هم در جهت گسترش پوشش بيمه‌اي داروها به منظور کاهش پرداختي از جيب بيماران اقدامات سريع و شتاباني را انجام دهد و با پايش مداوم بازار هرگونه اخلال در روند توليد تا مصرف را برطرف کند.

*گروه گزارش

*دارو در هر کشوري بخشي از امنيت ملي و سلامت عمومي محسوب مي‌شود، کالايي که نبود يا گراني آن مي‌تواند مستقيماً جان انسان‌ها را تهديد کند. اما در ايران، طي سال‌هاي اخير بازار دارو از يک حوزه درماني به بحراني اقتصادي و اجتماعي تبديل شده است

* دارويي که بايد ساده‌ترين و در دسترس‌ترين کالاي درماني باشد، حالا براي بسياري از خانواده‌ها به کابوس اقتصادي بدل شده است. افزايش قيمت‌ها، کمبود اقلام حياتي، حذف برخي داروها از پوشش بيمه و سرگرداني بيماران ميان داروخانه‌ها، تصويري از يک بحران خاموش را ترسيم مي‌کند، بحراني که مستقيم با جان مردم گره خورده است

* امروز ديگر گراني دارو فقط يک مسئله اقتصادي نيست، نشانه آشکار فرسودگي نظام سلامت و نتيجه سال‌ها تصميم‌گيري اشتباه، سياست‌هاي ناپايدار و بي‌توجهي به معيشت مردم است

*گزارش‌ها نشان مي‌دهند قيمت برخي داروها طي ماه‌هاي اخير بين 30 تا 300 درصد افزايش يافته و در مواردي رشد قيمت به حدود 400 درصد هم رسيده است. داروهايي که زماني با چند صد هزار تومان تهيه مي‌شدند، حالا چند ميليون تومان قيمت دارند

* کارشناسان معتقدند عبور از بحران دارو نيازمند تصميمات فوري و اصلاحات ساختاري است. 1. بازگشت حمايت هدفمند ارزي2. تقويت بيمه‌ها. 3. حمايت واقعي از توليد داخلي. 4. ايجاد سامانه شفاف توزيع دارو.5. نظارت جدي بر قيمت‌ها.6. تسهيل واردات داروهاي ضروري

*گراني دارو فقط يک مسئله اقتصادي نيست، آثار اجتماعي و انساني گسترده‌اي دارد. حذف تدريجي درمان،افزايش فقر درماني،فشار رواني بر بيماران

*کارشناسان حوزه سلامت معتقدند بحران فعلي حاصل مجموعه‌اي از عوامل اقتصادي، مديريتي و ساختاري است.1. حذف ارز ترجيحي دارو2. وابستگي توليد دارو به ارز3. بدهي سنگين بيمه‌ها4. تحريم و مشکلات واردات5. ضعف نظارت و شکل‌گيري بازار سياه

* دولت بايد براي رفع مشکلات صنعت دارو هم در جهت افزايش توليد، تسهيل واردات مواد اوليه و تخصيص منابع ارزي و ريالي و هم در جهت گسترش پوشش بيمه‌اي داروها به منظور کاهش پرداختي از جيب بيماران اقدامات سريع و شتاباني را انجام دهد و با پايش مداوم بازار هرگونه اخلال در روند توليد تا مصرف را برطرف کند