بسمالله الرحمن الرحيم
تاريخ روابط غرب با جهان اسلام در يک قرن اخير، دو طرح تجزيه در حافظه خود ثبت کرده است. اولين مورد مربوط به تجزيه دولت عثماني و ايجاد کشورهاي کوچک بر مبناي منافع استعمارگران است که براساس طرح «ساکس پيکو» عملي شد و دومين مورد تجزيه کشورهاي اسلامي موجود در خاورميانه است که طراح آن «برنارد لوئيس» (1295-1397) يهوديزاده متولد لندن و مقيم آمريکا و مدرس رشته مطالعات خاور نزديک در دانشگاه پرينستون آمريکا است. طرح دوم هم ادامه طرح اول دانسته و به «ساکس پيکوي2» معروف شد.
طرح «ساکس پيکو» يک توافقنامه سري بود که دو ديپلمات انگليسي و فرانسوي به نامهاي «مارک ساکس» و «فرانسوا ژرژ پيکو» در سالهاي 1294 و 1295 (1915 و 1916 ميلادي) آن را محرمانه نوشتند و انگليس و فرانسه آن را به تصويب رساندند و روسيه تزاري آن را تأييد کرد. براساس اين طرح، دولت عثماني با دخالتهاي اروپا تجزيه و به دهها کشور تقسيم شد که تحت قيمومیت دولتهاي اروپائي قرار گرفتند. از لابلاي اين تجزيه، رژيم اشغالگر و غاصب اسرائيل با حمايت دولت انگليس و اعلاميه بالفور در 1327 (1948 ميلادي) جعل شد که بزرگترين بلا به جان ملتهاي مسلمان منطقه است.
مبارزه ملتها و بعضي دولتها عليه رژيم اشغالگر و جعلي صهيونيستي که به مثابه سدي در برابر اين رژيم ظاهر شد، صهيونيستها و غرب را به اين فکر انداخت که درصدد تجزيه دوباره برآيند و کشورهاي موجود خاورميانه را به دهها کشور کوچکتر تقسيم کنند تا رژيم صهيونيستي بتواند به اهدافش برسد. طرح مربوط به اين توطئه را «برنارد لوئيس» نوشت که آمريکا آن را نظم نوين جهاني براي تشکيل خاورميانه جديد ناميد. اين طرح تاکنون در تعدادي از کشورها ازجمله سودان و سومالي به اجرا درآمد و توطئه براي اجرائي کردن آن در سوريه، لبنان و عراق در حال شکلگيري است. جنگهاي سهگانه تحميلي (8 ساله، 15 روزه و 40 روزه) عليه ايران نيز با هدف تجزيه ايران طراحي و اجرا شدند که البته به نتيجه نرسيدند.
براساس طرح برنارد لوئيس، کشور مصر بايد به 4 کشور کوچک تقسيم شود که عبارتند از سينا و شرق دلتا تحت کنترل يهود به عنوان گامي براي تحقق آرمان «از نيل تا فرات» رژيم صهيونيستي. کشوري مسيحي با مرکزيت اسکندريه. کشور «نوبه» با مرکزيت آسوان و ضميمه کردن بخشي از خاک سودان. کشور اسلامي مصر با مرکزيت قاهره و تحت کنترل رژيم صهيونيستي.
در شبه جزيره عربستان، سه کشور بايد تشکيل شوند که عبارتند از کشور سني نجد، کشور سني حجاز و کشور شيعه احساء شامل کويت، امارات، قطر، عمان و بحرين.
با تجزيه عراق بايد سه کشور کوچک تشکيل شوند. کشور شيعي در جنوب با مرکزيت بصره. کشور سني در مرکز با مرکزيت بغداد. کشور کردستان در شمال که بخشهائي از مناطق کردنشين ايران، سوريه و ترکيه را نيز دربرميگيرد. تلاشهاي شکست خوردهاي که در سالهاي اخير براي جدا کردن کردستان از عراق صورت گرفت بخشي از همين طرح بود.
در طرح برنارد لوئيس، سوريه بايد به 4 کشور کوچک تقسيم شود. کشور علوي براي شيعيان در سواحل مديترانه، کشور سنيها در حلب، کشور سنيها در دمشق و کشور دروزيها در اراضي جنوب سوريه و شرق اردن و بخشي از لبنان.
لبنان به 8 کشور کوچک براساس نژادها تقسيم ميشود که عبارتند از طرابلس، جونيه، بعلبک، بيروت، صيدا، کتائبيها در جنوب، دروزيها در شرق و مسيحيان تحت نفوذ رژيم صهيونيستي.
براساس طرح برنارد لوئيس، ايران، پاکستان و افغانستان بايد به 10 کشور کوچک بر مبناي نژادي تقسيم شوند. اين کشورها عبارتند از کردستان، آذربايجان، ترکستان، عربستان، ايرانستان (باقيماندهاي از ايران بعد از تقسيم)، بوخونستان، بلوچستان، افغانستان (باقيماندهاي از افغانستان بعد از تقسيم) و پاکستان (باقيماندهاي از پاکستان بعد از تقسيم). جدا شدن بخشي از ترکيه و الحاق آن به کردستان عراق، حذف اردن و ادغام آن در تشکيلات خودگردان فلسطيني، محو شدن کامل کشور و ملت فلسطين و نابودي کامل يمن اعم از شمال و جنوب و ادغام آن با کشور حجاز نيز بخشي ديگري از طرح برنارد لوئيس است.
آنچه آمريکا و صهيونيسم بينالملل به عنوان خاورميانه جديد در نظر دارند بر ملتهاي مسلمان منطقه تحميل کنند اجراي اين توطئه خائنانه است. درست در مواجهه با همين توطئه است که ميتوان به اهميت فريادهاي امام خميني در سالهاي آغاز نهضت اسلامي در دهه 40 يعني بيش از 60 سال قبل که خطر اسرائيل، صهيونيسم و آمريکا را گوشزد ميکرد پي برد. راهکاري که آن زمان امام خميني براي نجات يافتن ملتهاي مسلمان از اين خطر مطرح ميکردند اتحاد ملتهاي مسلمان بود، طرحي که دقيقاً در مقابل طرح استعماري – صهيونيستي تجزيه کشورهاي اسلامي قرار داشت.
امروز نيز همين راهکار ميتواند ملتهاي مسلمان و کشورهاي اسلامي را در برابر خطر توطئه مشترک آمريکا و صهيونيسم بيمه کند. چاره کار، بازگشت به امام خميني است.