موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13365
از ابراز بغض و کينه خود نسبت به دشمنان خدا و خلق غافل نشويدمروري کوتاه بر بخشي از پيام امام خميني به

از ابراز بغض و کينه خود نسبت به دشمنان خدا و خلق غافل نشويدمروري کوتاه بر بخشي از پيام امام خميني به زائران خانه خدااشارهامروز ششم ذي الحجه، سالروز شهادت مظلومانه جمع زيادي از حجاج بيت‌الله الحرام در 6 ذي الحجه سال 1407هجري قمري مصادف با 12 مرداد سال 1366 در مکه مکرمه و خانه امن الهي است. زائران خانه خدا که در اين روز درحال برگزاري مراسم برائت از مشرکين بودند، با حمله ناجوانمردانه نيروهاي امنيتي و پليس رژيم آل‌سعود مواجه و تعداد زيادي از آنان به شهادت رسيدند. امام خميني رضوان‌الله عليه که مراسم برائت از مشرکين را بخش مهمي از مناسک حج مي‌دانستند، در اول ذي‌الحجه همان سال طي پيام بسيار مهمي خطاب به مسلمين ايران و جهان و زائران بيت‌الله الحرام‌، ضمن تشريح اهميت مراسم برائت از مشرکين به تبيين وظايف مسلمين و مشکلات جهان اسلام پرداختند. در اين مجال، بخش کوتاهي از متن پيام امام خميني را مرور مي‌کنيم.***... حمد و شکر بي‌پايان بر ذات مقدس ربوبيت که با تربيتهاي معنوي خود ملت ايران را از غرقاب فساد ستمشاهي نجات بخشيده و راه و رسم زيستن مستقل در پناه بيرق شکوهمند اسلام را به آنان آموخت و امروز در جهان کشوري نيست جز ايران که از دخالت ابرقدرتها پيراسته باشد و سرنوشت خويش را خود براساس اسلام عزيز تعيين کند و دست به سينه اغيار زند و خداوند بر ما منت نهاد که در سايه اين ملت زندگي مي‌کنيم. و شکر بي‌پايان بر عنايات حق- جل و علا- که در آستان عزيمت حجاج محترم ايراني به سوي معبد عشق و مرقد معشوق و هجرت به سوي خداي تعالي و رسول معظمش- صلي‌الله عليه و آله و سلم- نداي اسلام بر اقصا بلاد جهان طنين افکنده و بيرق معنوي اسلام در اقطار عالم به اهتزاز درآمده و چشمهاي جهانيان به سوي کشور ولي‌الله اعظم- ارواحنا لمقدمه الفداء- دوخته شده و به‌رغم بدخواهان و منحرفان که کوس رسوايي‌شان بر سر بازارها زده شده و بر خلاف خوابهاي خرگوشي آنان که وعده سقوط جمهوري اسلامي را در سه ماه يا يک سال به خود و اربابان خود مي‌دادند، امروز پس از سالها، کشور عزيز اسلامي ايران از هميشه پايدارتر و ملت عظيم آن سرافرازتر و قواي مسلحه آن پرقدرت‌تر و جوانان و سالمندان آن مصمم‌تر و حوزه‌هاي مقدس علميه آن در سايه مراجع معظم و علماي اعلام- کثَّر‌الله أمثالهم- پرشورتر و پيوند حوزه‌ها و دانشگاهها استوارتر و قواي سه‌گانه آن فعالتر و جهات سياسي و فرهنگي و نظامي آن رو به رشدتر. و دشمنان آن، که در حقيقت دشمنان اسلام و استقلال کشور هستند ضعيفتر و زبونتر و کاخهاي مستکبران لرزانتر و رسوايي کاخ سياه برملاتر و پريشان گويي و دلهره کاخ‌نشينان افزونتر و سردرگمي رسانه‌هاي گروهي جهان- که انعکاس سردرگمي کاخ‌نشينان زورگو است- واضحتر گرديده و لازم است در اين جوّي که پيش آمده است، مسلمين و مستضعفان جهان آگاهانه از آن استفاده کرده و جميع فِرَق مسلمين و مستضعفان دست در دست هم داده و خودشان را از قيد اسارت ابرقدرت‌ها خارج نمايند. اينک تذکراتي را عرض مي‌کنم.1- اعلان برائت از مشرکان که از ارکان توحيدي و واجبات سياسي حج است، بايد در ايام حج به صورت تظاهرات و راهپيمايي با صلابت و شکوه هر چه بيشتر و بهتر برگزار شود و حجاج محترم ايراني و غير ايراني با هماهنگي کامل با مسئولين حج و نماينده اين جانب، جناب حجت‌الاسلام آقاي کروبي در کليه مراسم شرکت نمايند و فرياد کوبنده برائت از مشرکان و ملحدان استکبار جهاني و در رأس آنان آمريکاي جنايتکار را در کنار خانه توحيد طنين اندازند و از ابراز بغض و کينه خود نسبت به دشمنان خدا و خلق غافل نشوند. مگر تحقق ديانت جز اعلام محبت و وفاداري نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است؟ حاشا که خلوص عشق موحدين جز به ظهور کامل نفرت از مشرکين و منافقين ميسر شود و کدام خانه‌اي سزاوارتر از کعبه و خانه امن و طهارت و ناس که در آن به هر چه تجاوز و ستم و استثمار و بردگي و يا دون صفتي و نامردمي است عملًا و قولًا پشت شود و در تجديد ميثاق أَ لَسْتُ بِرَبِّکُم بت آلهه‌ها و اربابان مُتِفَرِّقُونَ شکسته شود و خاطره مهمترين و بزرگترين حرکت سياسي پيامبر- صلي‌الله عليه و آله- در وَ اذانٌ مِنَ‌الله وَ رَسوُلِهِ الَي النَّاسِ يوْمَ الْحَجِّ الْاکبَرِ زنده بماند و تکرار شود، چرا که سنت پيامبر صلي‌الله عليه‌و آله- و اعلان برائت کهنه شدني نيست و نه تنها اعلان برائت به ايام و مراسم حج منحصر نشود، که بايد مسلمانان فضاي سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملي نسبت به دشمنان خدا لبريز کنند و به وسوسه خناسان و شبهات ترديدآفرينان و متحجرين و منحرفين گوش فرا ندهند و لحظه‌اي از اين آهنگ مقدس توحيدي و جهان شمولي اسلام، غفلت نکنند که مسلماً جهانخواران و دشمنان ملتها، بعد از اين آرام و قرار نخواهند داشت و به حيله‌ها و تزويرها و چهره‌هاي گوناگون متمسک مي‌شوند و روحاني‌نماها و آخوندهاي درباري و اجيرشدگان سلاطين و مليگراها و منافقين به فلسفه‌ها و تفسيرها و برداشتهاي غلط و منحرف روي مي‌آورند و براي خلع سلاحهاي مسلمانان و ضربه زدن به صلابت و ابهت و اقتدار امت محمد- صلي‌الله عليه و آله و سلم- به هر کاري دست مي‌زنند و چه بسا جاهلان مُتنسّک بگويند که قداست خانه حق و کعبه معظمه را به شعار و تظاهرات و راهپيمايي و اعلان برائت نبايد شکست و حج جاي عبادت و ذکر است نه ميدان صف آرايي و رزم و نيز چه بسا عالمان مُتهتّک القا کنند که مبارزه و برائت و جنگ و ستيز، کار دنياداران و دنيا طلبان بوده است و ورود در مسائل سياسي، آن هم در ايام حج دون شأن روحانيون و علما مي‌باشد. که خود اين القائات نيز از سياست مخفي و تحريکات جهانخواران به شمار مي‌رود که مسلمانان بايد با همه امکانات و وسايل لازم به مقابله جدي و دفاع از ارزشهاي الهي و منافع مسلمين برخيزند و صفوف مبارزه و دفاع مقدس خويش را محکم و مستحکم نمايند و به اين بيخبران و دلمردگان و پيروان شياطين بيش از اين مجال حمله را به صفوف عقيده و عزت مسلمانان ندهند و از همه جا و همه سرزمينها و خصوصاً از کعبه حق به جنود خدا متصل شوند و زائران عزيز، از بهترين و مقدسترين سرزمينهاي عشق و شعور و جهاد به کعبه بالاتري رهسپار شوند و همچون سيد و سالار شهيدان حضرت ابي عبد‌الله الحسين- عليه‌السلام- از احرام حج به احرام حرب و از طواف کعبه و حرم به طواف صاحب بيت واز تَوضّؤ زمزم به غسل شهادت و خون رو آورند و به امتي شکست ناپذير و بنياني مرصوص مبدل گردند که نه ابرقدرت شرق ياراي مقابله آنان را داشته باشد نه غرب که مسلماً روح و پيام حج چيز ديگري غير از اين نخواهد بود که مسلمانان، هم دستور العمل جهاد با نفس را بگيرند و هم برنامه مبارزه با کفر و شرک را. به هر حال اعلان برائت در حج، تجديد ميثاق مبارزه و تمرين تشکل مجاهدان براي ادامه نبرد با کفر و شرک و بت‌پرستها است و به شعار هم خلاصه نمي‌شود که سرآغاز علني ساختن منشور مبارزه و سازماندهي جنود خداي تعالي در برابر جنود ابليس و ابليس صفتان است و از اصول اوليه توحيد به شمار مي‌رود و اگر مسلمانان در خانه ناس و خانه خدا از دشمنان خدا اظهار برائت نکنند، پس در کجا مي‌توانند اظهار نمايند؟ و اگر حرم و کعبه و مسجد و محراب، سنگر و پشتيبان سربازان خدا و مدافعان حرم و حرمت انبيا نيست، پس مأمن و پناهگاه آنان در کجاست؟خلاصه، اعلان برائت مرحله اول مبارزه و ادامه آن مراحل ديگر وظيفه ما است و در هر عصر و زماني جلوه‌ها و شيوه‌ها و برنامه‌هاي متناسب خود را مي‌طلبد و بايد ديد که در عصري همانند امروز که سران کفر و شرک همه موجوديت توحيد را به خطر انداخته‌اند و تمامي مظاهر ملي و فرهنگي و ديني و سياسي ملتها را بازيچه هوسها و شهوتها نموده‌اند چه بايد کرد. آيا بايد در خانه‌ها نشست و با تحليلهاي غلط و اهانت به مقام و منزلت انسانها و القاي روحيه ناتواني و عجز در مسلمانان، عملًا شيطان و شيطان زادگان را تحمل کرد و جامعه را از وصول به خلوص که غايت کمال و نهايت آمال است، منع کرد و تصور نمود که مبارزه انبيا با بت و بت‌پرستها منحصر به سنگ و چوبهاي بيجان بوده است و نعوذ باللَّه پيامبراني همچون ابراهيم در شکستن بتها پيشقدم و اما در مصاف با ستمگران، صحنه مبارزه را ترک کرده‌اند؟ و حال آنکه تمام بت‌شکنيها و مبارزات و جنگهاي حضرت ابراهيم با نمروديان و ماه و خورشيد و ستاره‌پرستان مقدمه يک هجرت بزرگ و همه آن هجرتها و تحمل سختيها و سکونت در وادي غير ذي زرع و ساختن بيت و فديه اسماعيل، مقدمه بعثت و رسالتي است که در آن، ختم پيام‌آوران،سخن اولين و آخرين بانيان و مؤسسان کعبه را تکرار مي‌کند و رسالت ابدي خود را با کلام ابدي انَّني بَري‌ءٌ مِمَّا تُشْرِکُون ابلاغ مي‌نمايد که اگر غير از اين تحليل و تفسيري ارائه دهيم، اصلًا در زمان معاصر، بت و بت‌پرستي وجود ندارد و راستي کدام انسان عاقلي است که بت‌پرستي جديد و مدرن را در شکلها و افسونها و ترفندهاي ويژه خود نشناخته باشد و از سلطه‌اي که بتخانه‌هايي چون کاخ سياه بر ممالک اسلامي و خون و ناموس مسلمين و جهان سوم پيدا کرده‌اند، خبر نداشته باشد.امروز فرياد برائت ما از مشرکان و کافران، فريادِ از ستم ستمگران و فرياد امتي است که جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در رأس آنان آمريکا و اذناب آن به لب رسيده است و خانه و وطن و سرمايه‌اش به غارت رفته است. فرياد برائت ما، فرياد ملت مظلوم و ستم- ديده- کشيده افغانستان است و من متأسفم که شوروي به تذکر و هشدار من در مورد افغانستان عمل ننمود و به اين کشور اسلامي حمله کرد. بارها گفته‌ام و اکنون نيز تذکر مي‌دهم که ملت افغانستان را به حال خود رها کنيد، مردم افغانستان سرنوشت خودشان را تعيين نموده و استقلال واقعي خود را تضمين مي‌کنند و به ولايت کرملين يا قيمومت آمريکا احتياجي ندارند و مسلم بعد از خروج نظاميان بيگانه از کشورشان، به سلطه ديگري گردن نمي‌نهند و پاي آمريکا را اگر قصد دخالت و تجاوز در کشورشان کرده باشد، مي‌شکنند. و نيز فرياد برائت ما فرياد مردم مسلمان آفريقا است، فرياد برادران و خواهران ديني ما که به جرم سياه بودن، تازيانه ستمِ سيه‌روزان بي‌فرهنگِ نژادپرست را مي‌خورند.فرياد برائت ما، فرياد برائت مردم لبنان و فلسطين و همه ملتها و کشورهاي ديگري است که ابرقدرتهاي شرق و غرب، خصوصاً آمريکا و اسرائيل به آنان چشم طمع دوخته‌اند و سرمايه آنان را به غارت برده‌اند و نوکران و سرسپردگان خود را به آنان تحميل نموده‌اند و از فواصل هزاران کيلومتر راه به سرزمينهاي آنان چنگ انداخته ومرزهاي آبي و خاکي کشورشان را اشغال کرده‌اند. فرياد برائت ما، فرياد برائت همه مردماني است که ديگر تحمل تفرعن آمريکا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست داده‌اند و نمي‌خواهند صداي خشم و نفرتشان براي ابد در گلوهايشان خاموش و افسرده بماند و اراده کرده‌اند که آزاد زندگي کنند و آزاد بميرند و فريادگر نسلها باشند. فرياد برائت ما، فرياد دفاع از مکتب و حيثيات و نواميس، فرياد دفاع از منابع و ثروتها و سرمايه‌ها، فرياد دردمندانه ملتهايي است که خنجر کفر و نفاق قلب آنان را دريده است. فرياد برائت ما، فرياد فقر و تهيدستي گرسنگان و محرومان و پابرهنه‌هايي است که حاصل عرق جبين و زحمات شبانه روزي آنان را، زراندوزان و دزدان بين‌المللي به يغما برده‌اند و حريصانه از خون دل ملتهاي فقير و کشاورزان و کارگران و زحمتکشان، به اسم سرمايه‌داري و سوسياليزم و کمونيزم مکيده و شريان حيات اقتصاد جهان را به خود پيوند داده‌اند و مردم جهان را از رسيدن به کمترين حقوق حقه خود محروم نموده‌اند. فرياد برائت ما، فرياد امتي است که همه کفر و استکبار به مرگ او در کمين نشسته‌اند و همه تيرها و کمانها و نيزه‌ها به طرف قرآن و عترت عظيم نشانه رفته‌اند و هيهات که امت محمد- صلي‌الله عليه و آله و سلم- و سيراب‌شدگان کوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلت بار و به اسارت غرب و شرق تن در دهند و هيهات که خميني، در برابر تجاوز ديوسيرتان و مشرکان و کافران به حريم قرآن کريم و عترت رسول خدا و امت محمد- صلي‌الله عليه و آله و سلم- و پيروان ابراهيم حنيف ساکت و آرام بماند و يا نظاره‌گر صحنه‌هاي ذلت و حقارت مسلمانان باشد. من خون و جان ناقابل خويش را براي اداي واجب حق و فريضه دفاع از مسلمانان آماده نموده‌ام و در انتظار فوز عظيم شهادتم.قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خميني يکه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت‌پرستي است ادامه مي‌دهد و به ياري خدا در کنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه‌هاي مغضوب ديکتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگاني که به ستم و ظلم خويشتن اصرار مي‌نمايند سلب خواهد کرد. آري، شعار "نه شرقي و نه غربي" ما، شعار اصولي انقلاب اسلامي در جهان گرسنگان و مستضعفين بوده و ترسيم‌کننده سياست واقعي عدم تعهد کشورهاي اسلامي و کشورهايي است که در آينده نزديک و به ياري خدا اسلام را به عنوان تنها مکتب نجاتبخش بشريت مي‌پذيرند و ذره‌اي هم از اين سياست عدول نخواهد شد و کشورهاي اسلامي و مردم مسلمان جهان نبايد وابسته به غرب و اروپا و آمريکا و نه وابسته به شرق، شوروي، که ان شاء‌الله تعالي به خدا و رسول خدا و امام زمان وابسته است و به طور قطع و يقين، پشت کردن به اين سياست بين‌المللي اسلام، پشت کردن به آرمان مکتب اسلام و خيانت به رسول خدا- صلي‌الله عليه و آله و سلم- و ائمه هدي- عليهم السلام- است و نهايتاً مرگ کشور و ملت ما و تمامي کشورهاي اسلامي است و کسي گمان نکند که اين شعار، شعار مقطعي است که اين سياست، ملاک عمل ابدي مردم ما و جمهوري اسلامي ما و همه مسلمانان سرتاسر عالم است. چرا که شرط ورود به صراط نعمت، حق برائت و دوري از صراط گمراهان است که در همه سطوح و جوامع اسلامي بايد پياده شود. مسلمانان بعد از شرکت در راهپيماييهاي برائت و اعلان همبستگي با ملت دلاور ايران، بايد به فکر رمي استعمار از کشورها و سرزمينهاي اسلامي خود باشند و براي بيرون راندن جنود ابليس و برچيدن پايگاههاي نظامي شرق و غرب از کشورهاي خود تلاش نمايند و نگذارند دنياخواران از امکانات آنان، در جهت منافع خود و ضربه زدن به کشورهاي اسلامي استفاده کنند که اين بزرگترين ننگ و عار کشور و سران ممالک اسلامي است که بيگانگان به مراکز سرّي و نظامي مسلمانان راه پيدا کنند. مسلمانان از هياهو و طبلهاي تو خالي و تبليغاتِ ظالمانه نهراسند که کاخها و قدرتهاي نظامي و سياسي استکبار جهان، همانند لانه عنکبوت سست و درحال فرو ريختنند. مسلمانان جهان بايد به فکر تربيت و کنترل و اصلاح سران خود فروخته بعض کشورها باشند و آنان را با نصيحت يا تهديد از اين خواب گراني که هم خودشان و هم منافع ملتهاي اسلامي را به باد فنا مي‌دهد، بيدار نمايند و به اين سرسپردگان و نوکران هشداربدهند و خودشان هم با بصيرت کامل از خطر منافقين و دلالان استکبار جهاني غافل نشوند و دست روي دست نگذارند و نظاره‌گر صحنه شکست اسلام و غارت سرمايه‌ها و منابع و نواميس مسلمين نباشند.ملتهاي مسلمان بايد به فکر نجات فلسطين باشند و مراتب انزجار و تنفر خويش را از سازشکاري و مصالحه رهبران ننگين و خودفروخته‌اي که به نام فلسطين، آرمان مردم سرزمينهاي غصب شده و مسلمانان اين خطه را به تباهي کشيده‌اند به دنيا اعلام و نگذارند اين خائنان بر سر ميز مذاکره‌ها و رفت و آمدها، حيثيت و اعتبار و شرافت ملت قهرمان فلسطين [را] خدشه‌دار کنند، که اين انقلابي‌نماهاي کم شخصيت و خودفروخته به اسم آزادي قدس به آمريکا و اسرائيل متوسل شده‌اند. عجبا که هر روز از فاجعه خونبار غصب فلسطين بيشتر مي‌گذرد، سکوت و سازش سران کشورهاي اسلامي و طرح مماشات با اسرائيل غاصب بيشتر و حتي از تبليغ و شعار رهايي بيت‌المقدس هم خبري به گوش نمي‌رسد و اگر دولت و مردم کشوري همانند ايران که خود نيز درحالت دفع تجاوز و جنگ و محاصره است، به پشتيباني از مردم فلسطين برخاسته و فرياد مي‌زند، او را محکوم مي‌کنند و حتي از اينکه يک روز هم به نام قدس برگزار شود، وحشت نموده‌اند. نکند که اينان تصور کرده‌اند که گذشت زمان، سيرت و صورت جنايتهاي اسرائيل و صهيونيزم را ديگرگون ساخته است و گرگهاي خون‌آشام صهيونيزم، از فکر تجاوز و غصب سرزمينهاي از نيل تا فرات دست برداشته‌اند. مسئولين محترم کشور ايران و مردم ما و ملتهاي اسلامي از مبارزه با اين شجره خبيثه و ريشه کن کردن آن، دست نخواهند کشيد و به ياري خداوند تعالي از قطرات پراکنده پيروان اسلام و توان معنوي امت محمد- صلي‌الله عليه و آله و سلم- و امکانات کشورهاي اسلامي بايد استفاده کرد و با تشکيل هسته‌هاي مقاومت حزب‌الله در سراسر جهان اسرائيل را از گذشته جنايت بار خود پشيمان و سرزمينهاي غصب‌شده مسلمانان را از چنگال آنان خارج کرد. من همان گونه که بارها و در سالهاي گذشته قبل و بعد از انقلاب هشدار داده‌ام، مجدداً خطر فراگيري غده چرکين و سرطاني صهيونيزم را در کالبد کشورهاي اسلامي گوشزد مي‌کنم و حمايت‌ بي‌دريغ خود و ملت و دولت و مسئولين ايران را از تمامي مبارزات اسلامي ملتها و جوانان غيور و مسلمان در راه آزادي قدس، اعلام مي‌نمايم و از جوانان عزيز لبنان که موجب سرافرازي امت اسلام در خواري و ذلت جهانخواران گرديده‌اند، تشکر مي‌کنم و براي موفقيت همه عزيزاني که در داخل سرزمينهاي اشغالي و يا در کنار اين کشور غصب شده، با تکيه به سلاح ايمان و جهاد به اسرائيل و منافع آن ضربه مي‌زنند دعا مي‌کنم و اطمينان مي‌دهم که ملت ايران، شما را تنها نخواهد گذاشت. به خداي تعالي توکل کنيد و از قدرت معنوي مسلمانان بهره جوييد و با سلاح تقوا و جهاد و صبر و مقاومت بر دشمنان حمله بريد که انْ تَنصُرُوا ‌الله ينْصُرْکُمْ وَ يثَبِّتْ اقدامَکُمْ... (صحيفه امام، ج‌20، ص: 347 – 311)*بايد مسلمانان فضاي سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملي نسبت به دشمنان خدا لبريز کنند و به وسوسه خناسان و شبهات ترديدآفرينان و متحجرين و منحرفين گوش فرا ندهند*مگر تحقق ديانت جز اعلام محبت و وفاداري نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است؟ حاشا که خلوص عشق موحدين جز به ظهور کامل نفرت از مشرکين و منافقين ميسر شود*امروز فرياد برائت ما از مشرکان و کافران، فريادِ از ستم ستمگران و فرياد امتي است که جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در رأس آنان آمريکا و اذناب آن به لب رسيده است و خانه و وطن و سرمايه‌اش به غارت رفته است*فرياد برائت ما، فرياد برائت مردم لبنان و فلسطين و همه ملتها و کشورهاي ديگري است که ابرقدرتهاي شرق و غرب، خصوصاً آمريکا و اسرائيل به آنان چشم طمع دوخته‌اند و سرمايه آنان را به غارت برده‌اند و نوکران و سرسپردگان خود را به آنان تحميل نموده‌اند