چرا جهان جمهوري اسلامي ايران را در جنگ تحميلي آمريکايي- صهيونيستي پيروز ميداند؟مقاله تحليلي يک مقام
چرا جهان جمهوري اسلامي ايران را در جنگ تحميلي آمريکايي- صهيونيستي پيروز ميداند؟مقاله تحليلي يک مقام انصارالله يمن از ابعاد شکست جنگ آمريکايي صهيونيستي عليه ايران«فاضل الشرقي» يکي از اعضاي برجسته دفتر سياسي جنبش انصارالله يمن در مقالهاي به بررسي ابعاد اين موضوع پرداخته است. متن مقاله چنين است.مقدمهاين دور جنگ آمريکا و اسرائيل عليه ايران و محور جهاد و مقاومت، شاهد حملات وحشيانهتري نسبت به دورههاي قبلي خود بود. اين حملات منجر به خسارات سنگيني براي همه طرفين شد و خسارات شديدي به اقتصاد جهاني، به ويژه در زنجيرههاي صادرات، تامين انرژي و سوخت و امنيت غذايي وارد کرد. اين امر، براساس اهداف اعلامشده، پارامترهاي عملياتي و فرضيات ميداني، سؤالات زيادي را در مورد اهداف و نتايج آن مطرح کرده و هسته اصلي مشکل و فرضيات اساسي آن، در اين مسئله نهفته است که واشنگتن به همراه رژيم صهيونيستي - چه دستاوردهايي داشته و چه دستاوردهايي نداشته است، و تهران چه دستاوردهايي داشته و چه دستاوردهايي نداشته است.اهداف اعلامشده آمريکا و رژيم صهيونيستي در جنگ عليه ايرانبراي درک صحيح مشکل و سؤالات، ابتدا بايد اهداف استراتژيک اعلامشده توسط دو طرف جنگ و تجاوز را بررسي کنيم. از همان روز اول، متوجه ميشويم که دونالد ترامپ، رئيسجمهور آمريکا و بنيامين نتانياهو، نخستوزير رژيم اشغالگر، سه هدف اعلامشده براي جنگ تعريف کردند.اول- سرنگوني نظام اسلامي در ايران.دوم- نابودي، برچيدن يا کاهش برد برنامه هستهاي و قابليتهاي موشکي ايران.سوم- برچيدن و حذف آنچه دشمن آمريکايي-صهيونيستي، «محور ايراني» ميناميدند - يعني محور جهاد و مقاومت.اين اهداف در صدر دستور کار آمريکايي-صهيونيستي و در خط مقدم اولويتهاي امنيتي و نظامي آنها قرار گرفتند. طبق بيانيههاي همزمان آمريکاييها و اسرائيليها، واشنگتن و رژيم صهيونيستي در يک طرح عملياتي مشترک، شديدترين حملات هوايي را به مدت چهل شبانهروز با استفاده از تقريباً چهل هزار بمب و موشک عليه ايران انجام دادند. با توجه به موارد فوق، متوجه ميشويم که نيات و اهداف تجاوز آمريکايي-صهيونيستي عليه تهران بيش از هر زمان ديگري آشکار شده است. از زمان شهادت سيد حسن نصرالله، دبير کل شهيد حزبالله و در طول و پس از جنگ اسرائيل عليه غزه، صداهاي صهيونيستي در تهديدهايشان عليه تهران بلندتر شده و وعده تغيير نظام اسلامي ايران و نابودي زيرساختهاي نظامي و برنامه هستهاي آن را دادهاند. نتانياهو در اين زمينه ادعا کرد: «ما حزبالله و محور ايران را از بين بردهايم و چهره خاورميانه را تغيير دادهايم». او بارها بر توافق با ترامپ براي حمله به ايران و تغيير نظام قبل از پايان دوره نهايي رياست جمهوري ترامپ تأکيد کرد. در اين زمينه، آمريکاييها و صهيونيستها به سرعت و قاطعانه براي تبديل اين اهداف به واقعيت اقدام کردند.خيانتهاي مداوم آمريکا به ديپلماسي و تبديل مذاکرات به جنگاز زمان انتخابات آمريکا و بازگشت ترامپ به کاخ سفيد به عنوان رئيس جمهور، فشار و تهديدهاي مشترک آمريکايي-صهيونيستي عليه تهران شدت گرفته بود. سپس تلاشهاي ديپلماتيک منجر به لزوم تشکيل ميز گفتگو و مذاکره شد که قرار بود در مسقط، پايتخت عمان برگزار شود تا در مورد مسائل بغرنج مورد اختلاف و راهحلهاي پيشنهادي بحث شود. پس از چندين دور مذاکرات غيرمستقيم، همانطور که دکتر عباس عراقچي، وزير امور خارجه ايران اظهار داشت، واشنگتن به ديپلماسي خيانت کرد و به همراه رژيم اشغالگر صهيونيستي، در ژوئن 2025، در آنچه که به جنگ 12 روزه معروف شد، ايران را با تجاوزي وحشيانه و ناعادلانه هدف قرار داد که با پاسخ متقابل تهران مواجه شد.پس از اين، دورهاي از آرامش نسبي براي چند ماه، همراه با تهديدهاي مکرر، آغاز شد و سپس تحت فشارهاي منطقهاي و بينالمللي، مذاکره غيرمستقيم آمريکا و ايران در همان ميز در عمان از سر گرفته شد. پس از دو دور متوالي که با لفاظيهاي بسيار خوشبينانه مشخص شده بود، طرف آمريکايي-صهيونيستي تجاوز جنايتکارانه گستردهتر و خطرناکتر خود را در 28 فوريه 2026، مصادف با شنبه، 10 رمضان 1447 هجري قمري، تکرار کرد. در اين حمله، آیتالله سيد علي خامنهاي، رهبر شهيد انقلاب اسلامي ايران به همراه تعدادي از فرماندهان ارشد نظامي و مقامات ايراني به شهادت رسيدند و دشمن آمريکايي-صهيونيستي تجاوزات گستردهاي به سراسر ايران انجام داده و اهداف غيرنظامي و زيرساختي اين کشور را نيز هدف گرفت.تداوم توطئه آمريکايي ـ صهيونيستي براي آشوب داخلي در ايران همزمان با تجاوزاتتوطئههاي آمريکايي-صهيونيستي براي ايجاد آشوب داخلي در ايران هم زمان با اين جنگ نيز دنبال شد و ترامپ و نتانياهو مستقيماً مردم ايران را خطاب قرار دادند و بارها از آنها خواستند که از جنگ سوءاستفاده کنند و بدون تأخير براي سرنگوني نظام اقدام کنند. آنها همچنين گروههاي مخالف و جداييطلب را در داخل و خارج از ايران مسلح کردند و آنها را به سمت حمله نظامي براي حمله به تهران و تغيير نظام سوق دادند. خطرناکترين جنبه اين جنگ اين بود که از پايگاههاي آمريکايي در کشورهاي خليج فارس و کشورهاي همسايه ايران، پس از برنامهريزي و هماهنگي قبلي با اين کشورها و مشارکت مستقيم آنها در نبرد، طبق اظهارات و اعترافات مکرر ترامپ، پس از دريافت بيش از پنج تريليون دلار از آنها، آغاز شد.در رسانهها گزارش شده است که ايالات متحده هزينههاي مالي اين تجاوز را از کشورهاي عربي گرفته و وظايف سياسي و رسانهاي براي اعمال فشار منطقهاي و بينالمللي بر تهران و خنثي کردن هرگونه نقش مثبت بالقوهاي که برخي از کشورهاي مهم منطقه و فراتر از آن ايفا ميکنند، به اين کشورها محول شده است.ابعاد شکست اهداف آمريکا و اسرائيل در جنگ عليه ايراناما براي همه دنيا آشکار شد که اين تجاوز عليه ايران آسان نبود، زيرا با يک پاسخ استراتژيک قوي و گسترده که دشمنان و شايد حتي دوستان هم انتظار نداشتند، مواجه شد. اين امر، بررسي اهداف، پيامدها و نتايج جنگ، از جمله آنچه به دست آمده و آنچه تا به امروز محقق نشده است را بيش از پيش ضروري ميکند. اکنون، پس از جنگي که تاکنون چهل روز طول کشيد و در ميان آتشبس موقت آن هستيم، ميتوانيم مهمترين دستاوردها و کاستيهاي هر طرف را به شرح زير خلاصه کنيم.هدف اول - سرنگوني يا تغيير نظام-براي دستيابي به اين هدف، آمريکا و رژيم اشغالگر صهيونيستي، حملات غافلگيرکنندهاي را عليه آیتالله سيد علي خامنهاي و برجستهترين فرماندهان نظامي ايران آغاز کردند که منجر به شهادت آنها شد.-سپس، حملات به مراکز و پايگاههاي کليدي نظامي و امنيتي ايران تشديد شد.-تلاشهاي زيادي براي تحريک مردم ايران به شورش و سرنگوني نظام از درون صورت گرفت.-گروههاي مسلح کُرد براي حمله زميني و درگيريهاي مسلحانه، با وعده پشتيباني کامل لجستيکي و پشتيباني هوايي و موشکي مداوم، مستقر شدند.با اين حال، همه اين اقدامات و تلاشها هيچ نتيجه رضايتبخشي - حتي جزئي براي دستيابي به اهداف اعلام شده آمريکايي-صهيونيستي به همراه نداشت.هدف دوم- نابودي برنامه هستهاي و قابليتهاي موشکي ايرانبراي تحقق اين هدف، حملات هوايي عليه تأسيسات هستهاي صلحآميز و قابليتهاي نظامي مرتبط با برنامه موشکي ايران، تشديد شد. اما در عمل، قابليتهاي موشکي نه نابود شدند و نه تضعيف شدند، بلکه با تمام قوا تا آخرين لحظه قبل از اجراي توافق آتشبس ادامه يافتند. علاوه بر اين، هيچ نشانهاي وجود ندارد که تأسيسات هستهاي ايران به گونهاي نابود شده باشند که به هدف اعلام شده آمريکا و رژيم صهيونيستي برسند. اين امر در شرايط و خواستههاي جديد مذاکره آمريکا در مورد توقف کامل غنيسازي و تحويل اورانيوم غنيشده ايران مشهود است. اگرچه برخي از خسارات ممکن است قابل توجه به نظر برسند، اما همچنان نامشخص و تعريف نشده باقي ماندهاند.هدف سوم- فروپاشي محور جهاد و مقاومتجنگ آمريکايي-صهيونيستي عليه ايران منجر به ورود مستقيم و قاطع جبهههاي جهاد و مقاومت در عراق، لبنان و يمن به عرصه جنگ شده است. هماهنگي نظامي و امنيتي بين اين جبههها به گونهاي تکامل يافته است که شامل عمليات مشترک و «وحدت عرصهها» ميشود، که کاملاً در تضاد با وضعيت قبل از جنگ و تجاوز عليه تهران است. در نتيجه، آمريکا و رژيم اشغالگر عملاً هيچ دستاوردي در اين هدف اعلام شده نداشتهاند.نتيجه براي آمريکا و اسرائيلبنابراين، ميتوان گفت که مهمترين دستاوردها - تاکنون - محدود به موارد زير است: به شهادت رساندن آیتالله سيد علي خامنهاي، و تعدادي از رهبران ارشد نظامي، امنيتي و سياسي، بمباران چندين تأسيسات هستهاي، نظامي و خدماتي، هدف قرار دادن گسترده زيرساختهاي غيرنظامي، تأسيسات خدماتي و مناطق مسکوني و شهيد و زخمي کردن هزاران غيرنظامي. همانطور که مشخص شده، بيشترين کاري که آمريکا و اسرائيل در اين جنگ انجام دادند، آسيب به اهداف غيرنظامي در ايران بوده که در چارچوب جنايات جنگي توصيف ميشود و عملا دستاورد راهبردي به شمار نميرود، چه برسد به تحقق اهداف.پ ن. نکتهاي که در اين مقاله مورد غفلت قرار گرفته، اينست که شهادت مظلومانه رهبر انقلاب اسلامي ايران در حملات آمريکايي – صهيونيستي فارغ از داغدار کردن ملت ايران و مسلمانان جهان، آثار و پيامدها و برکات بسياري داشت که بررسي اين آثار، فرصت ديگري را ميطلبد.