موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13351
نورنيوز بررسي مي‌کندچرا نشانه‌هاي تجزيه در امارات جدي‌تر شده استگسترش اختلافات دروني در امارات و برو

نورنيوز بررسي مي‌کندچرا نشانه‌هاي تجزيه در امارات جدي‌تر شده استگسترش اختلافات دروني در امارات و بروز آن در فضاي رسانه‌اي، نشانه‌هايي از شکاف‌هاي عميق سياسي و اقتصادي را آشکار کرده است، شکاف‌هايي که برخي تحليلگران از آن به‌عنوان زمينه‌ساز سناريوي تجزيه ياد مي‌کنند.نورنيوز-گروه بين‌الملل - فضاي رسانه‌اي و مجازي در روزهاي اخير شاهد انتشار اخبار و گزارش‌هايي با محوريت مواضع مقامات مختلف شيخ‌نشين‌هاي امارات بوده است، مواضعي که بيش از آن‌که واجد جنبه‌هاي اخلاقي و پندآموز باشند، پرده از اختلافات راهبردي ميان اين شيخ‌نشين‌ها و فعال‌شدن گسل‌هاي تجزيه‌طلبي برمي‌دارند، گسل‌هايي که سال‌ها با عناويني چون حفظ انسجام در برابر رقباي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي، منافع مشترک اقتصادي، فشار متحدان غربي و حتي سازش با رژيم صهيونيستي مهار شده بودند. با اين حال، همان عوامل اکنون به سان گسل‌هاي عظيم زلزله، توان درهم‌نورديدن تار و پود انسجام اين کشور را دارند.در مواضعي بي‌سابقه، که در فرهنگ سياسي و ادبيات حقوقي حامل معاني خاص و اهدافي ويژه براي بيان يک بحران ريشه‌دار است، زخمي سر باز کرده که ديگر امکان کتمان و پنهان‌سازي آن وجود ندارد. محمد بن زايد، رئيس امارات، در پيامي در شبکه اجتماعي «ايکس» با تأکيد بر مفهوم مسئوليت، تصريح کرد: «مسئوليت امانتي است و هر مقام مسئولي که تنها به موفقيت شخصي خود بينديشد يا براي پيشرفت ديگران در کشور تلاش نکند، امانت‌دار واقعي نيست.» وي همچنين خودمحوري در مديريت امور عمومي را نوعي خيانت دانست و تأکيد کرد که مسئول واقعي بايد دغدغه کل کشور را داشته باشد، نه صرفاً منافع فردي.در واکنش به اين تحولات، هرچند جواهر القاسمي، همسر حاکم شارجه، چنين اخبار و ادعاهايي را «کاملاً بي‌اساس» خواند، اما به‌کارگيري ادبياتي آميخته با هشدار نسبت به تجزيه، خود گوياي دگرگوني‌هاي بنيادين در ساختار حکمراني و حاکميتي اين کشور است، دگرگوني‌هايي که ريشه در اختلافات ديرينه، پيامدهاي تحولات اخير منطقه، شکاف در ميان نخبگان و تصميم‌گيران درباره نحوه اداره کشور، نقش‌آفريني منطقه‌اي و حتي ميزان اتکاء به وعده‌هاي غيرقابل اعتماد آمريکا و تبعات پرهزينه سازش با رژيم صهيونيستي دارد.تجزيه در کمين، گسل‌هاي خاموش در آستانه بيداريامارات متحده عربي از سال 1350 با اتحاد هفت امارت شکل گرفت و براساس توافقات سياسي، رياست کشور در اختيار حاکم ابوظبي و رياست دولت در اختيار حاکم دوبي قرار دارد. با اين حال، توزيع نامتوازن ثروت و قدرت و انحصارطلبي‌ها، عملاً شرايطي اختلافي ميان شيخ‌نشين‌ها ايجاد کرده که پيامدهاي اجتماعي و قوميتي قابل توجهي نيز به همراه داشته است.گرچه ساختار متمرکز قدرت تلاش داشته تصويري يکپارچه در عرصه‌هاي منطقه‌اي و جهاني ارائه دهد، اما موضوعاتي چون روابط با رژيم صهيونيستي ـ که موجب فاصله‌گيري امارات از کشورهاي اسلامي شده ـ نحوه نقش‌آفريني در منطقه، و به‌ويژه مشارکت در تحولات موسوم به جنگ رمضان در چارچوب بازي آمريکايي-صهيونيستي، هزينه‌ها و خسارات سنگيني را بر اين کشور و منطقه تحميل کرده و عملاً امنيت اقتصادي و سياسي را دچار اختلال ساخته است. اين روند، به‌ويژه در کنار انحصار در تصميم‌گيري و تبعيض‌هاي اجتماعي و اقتصادي، به تشديد چنددستگي در جامعه امارات و طرح مطالبات در فضاي رسانه‌اي و مجازي براي پايان‌دادن به اين وضعيت انجاميده است.نشانه‌هاي هشداردهنده از شکاف‌هاي سياسي تا پيام‌هاي چندلايههشدارها و گمانه‌زني‌ها درباره احتمال تجزيه امارات زماني تقويت مي‌شود که زنجيره‌اي از تحولات به‌هم‌پيوسته توجهات را به اين کشور جلب کرده است. خروج ناگهاني از اوپک، احياي رقابت با عربستان در يمن و رويکردهاي تنبيهي رياض، گزارش فايننشال تايمز درباره استقرار سامانه‌هاي رژيم صهيونيستي در امارات، مواضع دوگانه مقامات اين کشور درباره جنگ رمضان و مسئله تنگه هرمز، سفر مقامات غربي با تأکيد معنادار بر «حفظ انسجام» امارات، اخراج و مصادره اموال 15 هزار شيعه پاکستاني، و نيز انتشار گزارش‌هايي درباره انتقال سرمايه از دبي به سنگاپور و شرق آسيا؛ همگي سيگنال‌هايي هستند که گزاره تشديد فضاي تجزيه را تقويت مي‌کنند.در يک جمع‌بندي، مي‌توان گفت محاسبات نادرست امارات در بحران‌سازي‌هاي منطقه‌اي و بازي در زمين آمريکايي-صهيونيستي، هزينه‌هايي انکارناپذير بر اين کشور تحميل کرده است؛ هزينه‌هايي که يکي از مهم‌ترين پيامدهاي آن، فعال‌شدن گسل‌هاي داخلي و تقويت گرايش‌هاي جدايي‌طلبانه در ميان شيخ‌نشين‌هاست.آيا دومينوي بي‌ثباتي در خليج فارس آغاز شده است؟با توجه به وضعيت داخلي امارات، جايگاه اين کشور در ساختار شوراي همکاري خليج فارس و تلاش‌هاي آن براي افزايش نفوذ در اتحاديه عرب و معادلات منطقه‌اي و جهاني، سرريز شدن بحران‌هاي داخلي ـ از جمله مسئله تجزيه ـ به ساير کشورهاي عضو شوراي همکاري نيز دور از ذهن نيست.تنش‌هاي اخير ميان اعضا، وضعيت نابسامان ناشي از همراهي با سياست‌هاي آمريکا در جنگ رمضان، و هزينه‌هايي که اين کشورها بابت عدم مقابله با رويکردهاي جنگ‌افروزانه آمريکايي-صهيونيستي پرداخت مي‌کنند، همراه با افزايش آگاهي نخبگان و افکار عمومي نسبت به ناکارآمدي و فريب‌بودن امنيت‌سازي آمريکا ـ که اسرائيل را تنها متحد خود مي‌داند ـ مي‌تواند دامنه بحران را به ديگر کشورهاي منطقه، از جمله اردن، نيز بکشاند.بخشي از اين وضعيت ممکن است ناشي از تلاش سران امارات براي بهره‌گيري از تنش‌هاي بيروني به‌منظور مديريت يا پنهان‌سازي شکاف‌هاي داخلي باشد، و بخشي ديگر ريشه در تحولات شتابان منطقه و چنددستگي نخبگاني و حاکميتي در نحوه تعامل با آمريکا و چارچوب‌هاي همگرايي منطقه‌اي، به‌ويژه در قالب شوراي همکاري خليج فارس دارد به‌خصوص آن‌که در جريان جنگ رمضان، ناکارآمدي اين شورا و بي‌اثر بودن امنيت‌سازي آمريکا براي همگان آشکار شده است.