موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13350
نورنيوز ابعاد قمار خطرناک ترامپ در تنگه هرمز را بررسي مي‌کندهرمز در آستانه انفجار. آيا جنگ محاصره‌ها

نورنيوز ابعاد قمار خطرناک ترامپ در تنگه هرمز را بررسي مي‌کندهرمز در آستانه انفجار. آيا جنگ محاصره‌ها به تقابل مستقيم مي‌رسد؟تصميم رئيس جمهور آمريکا براي اجراي «پروژه آزادي» درتنگه هرمز، فراتر از يک مأموريت امنيتي، نشانه ورود به بازي چندلايه‌اي است که در آن روايت‌هاي بشردوستانه با نمايش قدرت نظامي و اهداف سياسي داخلي درهم آميخته‌اند، مسيري که مي‌تواند منطقه را به آستانه يک بي‌ثباتي پرهزينه سوق دهد.نورنيوز-گروه سياسي - تصميم دونالد ترامپ براي آغاز عمليات موسوم به «پروژه آزادي» در تنگه هرمز را بايد بيش از يک اقدام صرفاً امنيتي، يک حرکت چندلايه سياسي–نظامي دانست. در روايت رسمي واشينگتن، اين عمليات با هدف «کمک به کشتي‌هاي بي‌طرف» و تضمين عبور ايمن آن‌ها از يکي از حياتي‌ترين گلوگاه‌هاي انرژي جهان طراحي شده است. تأکيد بر جنبه «بشردوستانه» و اشاره به کمبود اقلام ضروري براي برخي خدمه، تلاشي آشکار براي کسب مشروعيت بين‌المللي و کاهش هزينه‌هاي سياسي اين حضور نظامي است. با اين حال، وقتي چنين مأموريتي با اعزام هزاران نيروي نظامي، ناوشکن‌هاي مجهز به موشک و ده‌ها هواگرد همراه مي‌شود، شکاف ميان روايت انساني و واقعيت سخت‌افزاري قدرت نظامي به‌وضوح نمايان مي‌گردد. همين شکاف، نقطه آغاز ترديد بسياري از بازيگران بين‌المللي نسبت به اهداف واقعي اين طرح است.از منظر راهبردي، «پروژه آزادي» صرفاً يک عمليات اسکورت دريايي نيست، بلکه تلاشي براي بازتعريف قواعد بازي در تنگه هرمز است. آمريکا پس از آن که در جنگ 40 روزه و علي‌رغم تهديدات مکرر موفق به رفع سلطه مطلق ايران بر تنگه هرمز نشد اکنون با اين اقدام مي‌کوشد ابتکار عمل را در يکي از حساس‌ترين نقاط ژئوپليتيک جهان به دست گيرد، جريان تجارت انرژي را تحت کنترل خود نشان دهد و هم‌زمان پيام روشني به رقبا و متحدان ارسال کند، اينکه واشينگتن همچنان قادر است امنيت مسيرهاي حياتي را حتي در شرايط تنش و بدون هر گونه کمکي مديريت کند. در عين حال، اين اقدام مي‌تواند به‌عنوان آزموني براي سنجش حدود واکنش ايران نيز تلقي شود، آزموني که نتيجه آن، بر معادلات آينده منطقه تأثير مستقيم خواهد گذاشت.در مقابل، واکنش ايران قابل پيش‌بيني اما معنادار بوده است. اعلام رسمي فرمانده قرارگاه خاتم الانبياء(ص) در مورد اين‌که هرگونه حضور نظامي آمريکا در تنگه با پاسخ نظامي مواجه خواهد شد، نشان مي‌دهد تهران اين اقدام را نه يک مأموريت بشردوستانه، بلکه تلاشي براي تغيير «وضعيت موجود» و ادامه جنگ 40 روزه و نقض عملي آتش بس مي‌داند. همچنين تأکيد بر لزوم هماهنگي قبلي براي عبور کشتي‌ها از مسيرهاي مشخص، بيانگر آن است که ايران همچنان بر کنترل عملياتي خود بر تنگه تأکيد دارد و هرگونه اقدام خارج از اين چارچوب را تهديدي مستقيم تلقي مي‌کند.اين موضع، از يک سو با هدف حفظ بازدارندگي و جلوگيري از تثبيت حضور نظامي آمريکا در نزديکي مرزهاي دريايي ايران اتخاذ شده و ازسوي ديگر، حامل پيامي به بازار و بازيگران اقتصادي است و اينکه امنيت عبور و مرور در تنگه، تابعي از تعامل با قواعد اعلامي ايران باقي خواهد ماند. اما همين موضع، به‌طور هم‌زمان سطح ريسک را براي همه طرف‌ها افزايش مي‌دهد. وقتي يک مسير حياتي به صحنه تقابل روايت‌ها و قدرت‌ها تبديل مي‌شود، حتي يک اشتباه کوچک مي‌تواند پيامدهاي بزرگي به همراه داشته باشد.تحولات ميداني اخيراز جمله گزارش حمله به يک نفتکش در نزديکي فجيره و حادثه براي يک کشتي فله‌بر در حوالي سيريک نشان مي‌دهد که اين ريسک ديگر صرفاً در سطح تهديد باقي نمانده و نشانه‌هايي از ورود به فاز عملياتي ديده مي‌شود. صرف‌نظر از اينکه عامل اين حوادث چه کسي باشد، اثر آن بر محيط تصميم‌گيري کاملاً ملموس است که عبارتست از افزايش هزينه بيمه، ترديد شرکت‌هاي کشتيراني، و شکل‌گيري فضاي «انتظار و احتياط». در چنين شرايطي، حتي اگر هيچ درگيري گسترده‌اي رخ ندهد، تنگه هرمز مي‌تواند به‌صورت غيررسمي دچار اختلال شود.در اين ميان، يک متغير کمتر گفته‌شده اما تعيين‌کننده، ملاحظات حقوقي و سياسي داخلي آمريکا است. براساس War Powers Resolution، رئيس‌جمهور آمريکا براي تداوم حضور نظامي در يک درگيري، با محدوديت زماني (معروف به دوره 60 روزه) مواجه است، مگر آن‌که مجوز کنگره را کسب کند. در چنين چارچوبي، مي‌توان اين فرض را مطرح کرد که تشديد کنترل‌شده تنش يا کشاندن طرف مقابل به يک درگيري محدود، مي‌تواند به‌عنوان ابزاري براي عبور از اين محدوديت و ايجاد توجيه حقوقي–سياسي براي ادامه حضور نظامي مورد استفاده قرار گيرد. اگرچه اين سناريو قطعي نيست، اما هم‌زماني تحرکات نظامي با فشارهاي سياسي داخلي، چنين برداشتي را تقويت مي‌کند که با توجه به پايان مهلت 60 روزه وفسار کنگره به ترامپ «پروژه آزادي» تنها يک مأموريت دريايي نيست، بلکه بخشي از يک طراحي گسترده‌تر براي مديريت بحران در چند سطح است.واقعيت اينست که ترامپ پس از ناکامي در سه فرآيند اصلي شامل جنگ،مذاکره و محاصره دريايي حال آغاز يک بازي چندسطحي براي خروج از بحران خود ساخته در منطقه و در سطح سيايي در آمريکا است. او تلاش مي‌کند با ترکيب قدرت نظامي و روايت‌سازي از موضع انفعال خارج شود و ابتکار عمل را به دست گيرد. ترامپ تلاش مي‌کند هم‌زمان ايران را در موقعيتي قرار دهد که هر واکنشش هزينه‌زا باشد. در مقابل، ايران نيز مي‌کوشد با حفظ موضع قاطع، از تغيير قواعد بازي جلوگيري کند و نشان دهد که کنترل تنگه بدون در نظر گرفتن منافع و خطوط قرمز تهران ممکن نبوده و آمريکا نخواهد توانست از دايره گزينه‌هاي بد که فضاي تصميم‌گيري فعلي واشنگتن را احاطه کرده خارج شود.برآورد نهايي از اين وضعيت نشان مي‌دهد که واشينگتن در يک دوراهي دشوار قرار گرفته است. يا بايد با پذيرش محدوديت‌هاي ميداني و سياسي، به‌دنبال يک توافق حداقلي براي مديريت بحران حرکت کند، يا با دامن زدن به ريسک‌هاي بزرگ‌تر، خود، منطقه و حتي اقتصاد جهاني را وارد مسيري غيرقابل پيش‌بيني نمايد.