واقعه طبس، سند حقارت آمريکامحبوبه سادات حسينياشارهرفتار نادرست آمريکا در حق مردم ايران پيش از انقلاب
واقعه طبس، سند حقارت آمريکامحبوبه سادات حسينياشارهرفتار نادرست آمريکا در حق مردم ايران پيش از انقلاب اسلامي و توطئههاي گوناگون آمريکا پس از پيروزي انقلاب سبب شد گروهي از دانشجويان که خود را دانشجويان پيرو خط امام ناميدند در 13 آبان 1358 سفارتخانه آمريکا را تصرف کنند. کنگره آمريکا خواهان شدت عمل در برابر ايران شد. دانيل کرين نماينده کنگره آمريکا، به جيمي کارتر رئيسجمهور آمريکا اصرار کرد براي نشاندادن قدرت آمريکا ناو هواپيمابر به خليج فارس بفرستد. اعترافات گروگانهاي آمريکايي نشان داد که آمريکا براي مبارزه و کودتا عليه جمهوري اسلامي ايران درحال برنامهريزي بودهاست. کارتر در 22/8/1358 دستور توقيف همه داراييهاي ايران در بانکهاي آمريکايي و شعبههاي خارجي آن را صادر و خريد نفت از ايران را متوقف کرد و در 10/9/1358 شوراي امنيت سازمان ملل زير فشار آمريکا، قطعنامه 457 را در محکوميت ايران صادر کرد. بسياري از مفسران سياسي آمريکايي نيز نيروي موسوم به واکنش سريع را که در 11/10/1358 به دستور کارتر در خليج فارس شکل گرفت، واکنش واشينگتن در برابر واقعه تصرف سفارت آمريکا در تهران خواندند. آمريکا در 19/1/1359 با ايران قطع رابطه و اندکي بعد به همراه دولت انگليس ايران را تحريم اقتصادي و تجاري کرد. پس از آن شوراي امنيت ملي آمريکا به سرپرستي برژينسکي خواستار اقدامات قاطع نظامي عليه انقلاب اسلامي شد و سرانجام آمريکا به عمليات نظامي با هدف آزادي گروگانها در صحراي طبس به نام «پنجه عقاب» دست زد.عمليات نجات و اهداف اصلي آندولت آمريکا طرح عمليات نظامي براي آزادي گروگانها را از نخستين روزهاي تصرف لانه جاسوسي در برنامه داشت ولي به دنبال فرصت بود. پس از قطع رابطه سياسي آمريکا با ايران، سايروس ونس، وزير امور خارجه آمريکا بهشدت تلاش کرد متحدان اروپايي و آسيايي خود را براي عمليات نظامي عليه ايران راضي کند. به گفته برژينسکي و هاميلتون جردن رئيس وقت کاخ سفيد، پيش از آغاز عمليات نجات، براي اغفال ايرانيان باب مذاکره تازهاي را با ايرانيان گشودند تا ايرانيان احتمال ندهند آمريکا قصد اجراي عمليات نظامي را دارد و همزمان به آمريکاييهاي مقيم ايران توصيه کردند که ايران را ترک کنند.به گزارشي يک ماه پس از تسخير لانه جاسوسي آمريکا، نود کماندوي آمريکايي براي تمرين و آموزش در شرايط مشابه ايران به ايالت آريزوناي آمريکا فرستاده شدند. گروههاي ويژه سرّي براي پشتيباني و تدارک طرح، مخفيانه وارد ايران شدند و با گروههاي ضدانقلاب تماس گرفتند. نظاميان آموزشديده آمريکايي، در روزهاي پاياني آذر 1358 به کشور مصر رفتند و در پايگاهي در نزديکي قاهره مستقر شدند. چندين بار عمليات فرود و آزادکردن سفارتخانه تمرين شد. شوراي امنيت ملي آمريکا 24 آوريل 1980م/ 5/2/1359 را براي انجام عمليات تعيين کرد و دستور به اجراي آن داد. آنان براي اين کار نياز به همکاري ايرانيان آشنا با محل و محافظان و برنامه روزانه گروگانها داشتند که با سازماندهي استانفيلد ترنر و همکاران او در سازمان سيا فراهم شد. عوامل غير ايراني نيز با عناوين خبرنگار و بازرگان به ايران آمدند و اطلاعات لازم درباره محافظان گروگانها را در اختيار دولت آمريکا قرار دادند. آشپز پاکستاني سفارت که چند روز پيش از عمليات ايران را ترک کرده بود، اطلاعاتي در اختيار آمريکاييها قرار داد. همچنين ديپلماتهاي خارجي ديدارکننده با گروگانهاي نگهداريشده در وزارت خارجه اطلاعات دقيقي از محل نگهداري آنان در اختيار آمريکاييها گذاشته بودند. طراحي عمليات نجات به برژينسکي واگذار شد و قرار شد اين عمليات را گروهي مشترک از گروه دلتا و بخشهايي از نيروي هوايي و دريايي و رنجرها (نيروهاي ويژه) انجام دهند. نيروي دلتا پيچيدهترين و سختترين آموزشها و مهارتهاي عملي و نظري را ديده بود. جيمي کارتر دستور داد مقدمات اجرايي اين عمليات و ترتيب فرود هواپيماها و بالگردها در محلِ تعيينشده در داخل خاک ايران و سوختگيري آنها براي بازگشتن داده شود. تمام مراحل عمليات در تاريکي شب پيشبيني شده بود و تمرينهاي مکرر، افراد را به نتيجه عمليات اميدوار کرده بود. براي يقين به موفقيت عمليات، هواپيمايي کوچک بدون ديدهشدن پس از نشستن در منطقه مورد نظر در طبس، محوطه فرود را بررسي کرده و بازگشته بود.هدف آشکار آمريکاييها از عملياتِ نجات اين بود که با حملهاي شبانه، گروگانها را از سفارتخانه ربوده، با تبليغات گسترده آن را به عنوان اقدامي قهرمانانه در تاريخ ارتش آمريکا و کاخ سفيد ثبت کنند و برگ برندهاي در انتخابات رياستجمهوري به دست آورند اما برخي از تحليلگران برآنند که هدف اصلي ماجراي طبس اقدام به کودتا و بازگرداندن قدرت به خاندان پهلوي بود. برژينسکي به نقل از کارتر ميگويد پس از آزادي آمريکاييها بايد ضربه واقعي به ايرانيان وارد شود. مايلز کاپلند از دستاندرکاران سابق دستگاه اطلاعاتي آمريکا و همکار روزولت در کودتاي 28 مرداد 1332 در ايران، تصريح ميکند هدف از تهاجم طبس، تنها آزادي گروگانها نبود، بلکه هدف سرنگوني رژيم ايران بود. به گفته برخي از عوامل داخلي شرکتکننده در اين عمليات، هدف از عمليات طبس تحويل تسليحات فوق مدرن براي يک جنگ چريکي گسترده و سراسري به گروهي از افسران وفادار به محمدرضا پهلوي بود. شورش برخي از اقوام مرزي عليه نظام اسلامي و تصرف شهرهايي چون زاهدان نيز در برنامه قرار داشت.طرح و سازمان عملياتطراحي عمليات اينگونه بود که نيروهاي مهاجم، نخست در فرودگاه نظامي متروکهاي در منطقه «رباط پشت بادام» طبس پياده شوند و پس از سوختگيري بالگردها، کماندوها را به مخفيگاهي کوهستاني در اطراف تهران منتقل کنند و سپس به وسيله کاميوني که علي اسلامي از دستاندرکاران داخلي آمريکا و از مرتبطان با سفارت اين کشور و وابسته به حزب منحلشده خلق مسلمان از پيش آماده کرده بود، از گرمسار در طول جاده دماوند با جلوداري سرهنگ بکويث که با مسير آشنا بود، در ورزشگاه امجديه (شهيدشيرودي) در نزديکي سفارت مستقر شوند. دو دستگاه بيسيم مجهز به تجهيزات ارتباط با ماهواره براي ارتباط بالگردها با حملهکنندگان به سفارت و مستقر در کوير در نظر گرفته شده بود. قرار بود نيروها با يورشي برقآسا افراد سفارت و افراد مستقر در وزارت امور خارجه را آزاد کنند و پس از کشتن همه ايرانيانِ مسلح در سفارتخانه، با گروگانگرفتن گروهي از دانشجويان ايراني به ورزشگاه امجديه بروند و با بالگرد به فرودگاهي واقع در پادگان منظريه قم پرواز کنند و از آنجا با هواپيما ايران را ترک کنند. گزارش هواشناسي نيز مثبت بود. آنان براي شناسايي محل فرود، چراغهاي کوچکي را در زمين نصب کرده بودند. در رأس عمليات کارتر و هدايت عمليات بر عهده ژنرال ديويد جونز رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا بود. يگان رنجر نيز فرماندهي عمليات تصرف و برقراري تأمين در فرودگاه منظريه قم را بر عهده داشت.گروه ويژه حملهکننده به ايران «دلتا» نام داشت و نام عمليات «پنجه عقاب» بود. اين گروه 132 نفر، شامل دو ژنرال ايراني ساکن آمريکا، دوازده راننده، دوازده مأمور گشت و 106 نفر جهت يورش و ديگر مأموريتها بودند که 118 نفر از آنان آمريکايي مجهز به شش فروند هواپيما و هشت فروند بالگرد و مسلسلهاي دستي و موتورسيکلت بودند. سازمان رزمي نيروي عملکننده به دو شاخه زميني و هوايي تقسيم شده بود. بخش اول عمليات بر عهده نيروي هوايي بود، شامل انتقال به کوير طبس از پايگاه مصيره (جزيرهاي متعلق به سلطاننشين عمان). سه فروند هواپيماي سي130 براي جابجايي نفرات و سه فروند ديگر براي حمل سوخت و هشت فروند هليکوپتر آر. اچ53 براي اجراي عمليات زميني، دو فروند هواپيماي سي141 براي انتقال نيروي دلتا از آمريکا تا مصيره و خارجکردن گروگانها از منظريه در نظر گرفته شده بود.آغاز عملياتکارتر با کلمه رمز «برويد»، آغاز حمله را اعلام کرد. روز پنجشنبه 4 ارديبهشت 1359 در ساعت 18 نيروهاي دلتا با 6 فروند هواپيماي سي130 از جزيره مصيره به سوي ايران از نقاط کور راداري پرواز کردند و حدود ساعت 22 نخستين هواپيماي حامل نيروهاي دلتا در اطراف محل فرود آمد و چراغها روشن شد. پس از آن بقيه در فرودگاه متروکه فرود آمدند که دو فروند از آنها پس از پيادهکردن نيرو به پايگاه مصيره بازگشتند. از هشت فروند بالگرد مورد انتظار شش فروند با يکساعت و سيدقيقه تأخير و دو فروند ديگر به دليل نقص فني و طوفان شن در حوالي فرودگاه کرمان مجبور به بازگشت شدند. حضور نابهنگام چند وسيله نقليه ايراني ازجمله اتوبوسي با چهل سرنشين و يک کاميون سوخت و يک وانت که از منطقه درحال عبور بودند، آمريکاييها را غافلگير کرد. کاميون و وانت فرار کردند؛ ولي اتوبوس به دست نيروي دلتا متوقف و مسافران بازداشت شدند.با وجود مساعدبودن هوا و پيشبيني اداره هواشناسي آمريکا بر طوفانينبودن هواي کوير و امکان ادامه مأموريت در ساعت 4 و 45 دقيقه صبح، ناگهان همه چيز تغيير کرد و در ميان گريه و توسل مسافران اسير به امامرضا(ع) طوفان شن مانند صاعقهاي که معمولاً در صحراي آفريقا و عربستان به وجود ميآيد، آسمان را فرا گرفت. يکي از بالگردها به علتِ اشکال فني بر اثر طوفان شن نتوانست در مأموريت شرکت کند و يکي ديگر از آنها با هواپيماي سي130 برخورد کرد و آتش گرفت و تلفاتي به بار آورد. عامل محاسبهنشده طوفان شن بهترين بالگردهاي آمريکا را در خود گرفتار کرد و چندين نفر در اين واقعه کشته شدند و لاشه هواپيما و بالگردها و اجساد خاکستر شده آمريکاييها در دو طرف جاده يزد و طبس به جاي ماند. کارتر پس از اين حوادث دستور لغو عمليات را صادر کرد و همه نيروهاي باقيمانده ايران را ترک کردند و همه چيز فرو ريخت.کارتر در نخستين ساعتهاي روز پس از ناکامي عمليات نظامي، در برنامهاي تلويزيوني مسئوليت شکست را بر عهده گرفت. اعلاميه کاخ سفيد حاکي از آن بود که اسناد سرّي و مهمي در درون بالگردها به جاي ماندهاست. به دستور بنيصدر که فرمانده کل قوا بود، بالگردهاي بهجامانده بمباران شدند و بخشي از اسناد سرّي و باقيمانده در آتش سوخت و محمد منتظرقائم فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يزد که مقداري از اسناد و مدارک آمريکا را از داخل بالگردها به دست آورده بود، با راکت کشته شد. تعدادي از بالگردها سالم بودند که به فرودگاه قلعهمرغي تهران منتقل شدند. بهانه بنيصدر براي انهدام بالگردها گرفتن فرصت مجدد از آمريکاييها براي استفاده از آنها بود.واکنش امام خمينيامام خميني، پس از آگاهي از حادثه، در 5 ارديبهشت طي اطلاعيهاي مهم چند نکته را دراينباره يادآور شد. ازجمله اينکه کارتر براي رسيدن به رياست جمهوري حاضر است به هر جنايتي دست بزند و دنيا را به آتش بکشد و اکنون جان گروهي از آمريکاييها را تباه کردهاست. ايشان خطاب به کارتر يادآور شد با اين عمل احمقانه طرفداران خود را از دست داد و ثابت کرد که قدرت تفکر را از دست داده و از اداره يک کشور بزرگ مثل آمريکا عاجز است. وي حيثيت سياسي خود را به خطر افکنده و از رياست جمهوري بايد قطع اميد کند. ايشان با نقد برداشت آمريکاييها از ملت ايران متذکر شد که کارتر مکتب و ملت ايران را نشناختهاست. اين ملت، ملت خون و جهاد است و براي آزادي و استقلال و اسلام عزيز از هيچچيز رويگردان نيست و اشتباه کارتر در آن است که گمان ميکند با دستزدن به اين مانورهاي احمقانه مردم را از راه خدا و انسانيت منصرف خواهد کرد. ايشان يادآور شد در صورت رسيدن مهاجمان به تهران همه گروگانها کشته ميشدند و در صورت تکرار اين کار ابلهانه، مهارکردن جوانان مسلمان و مبارز و غيور نگهبان جاسوسان، براي ايشان و دولت امکانپذير نخواهد بود.امام خميني در اين پيام همچنين ضمن اشاره به آمادگي نيروهاي مسلح يادآور شد مردم با اعتماد به قدرت خدا با تمام توان آماده نبرد با دشمنان باشند و نيروهاي انتظامي، ارتش و ژاندارمري و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز به حال آمادهباش باشند و سپاه مجهز بيست ميليوني مهيا باشند که در صورت حمله از کشور اسلامي خود دفاع کنند. ايشان با اشاره به حقانيت راه و اعتماد به پشتيباني خدا، توصيه کرد از اين مانور احمقانه دشمن که به امر خداي قادر شکست خورد، هراسي به خود راه ندهند. ايشان در پايان اين واقعه را با غائلههاي کردستان به دست گروههاي چپ و مخالف اسلام و شرارتهاي گروههاي مخالف در دانشگاه تهران و نيز شرارت دولت عراق در مرزها پيش از آغاز جنگ تحميلي در پيوند دانست.امام خميني در 12 ارديبهشت نيز در ديدار با فرماندهان سپاه با اشاره به شکست آمريکا در طبس يادآور شد آمريکا با هجوم نظامي به ايران قوانين بينالمللي را نقض کرد و به هدف خود نيز نرسيد و با آن همه تبليغات و تجهيزات ضربه سختي را از نظر رواني و سياسي متحمل شد. ايشان در ادامه يادآور شد ايراني مسلمان با اعتقاد به زندگي پس از مرگ و وجود جوانان شهادتطلب، از قدرتهاي بزرگ نميترسد. اگر آمريکا دوباره هوس تجاوز به ايران را داشته باشد، جوانان شهادتطلب آنان را نابود خواهند کرد. ايشان در 14 خرداد 1359 در جمع هيئتهاي شرکتکننده در «کنفرانس بينالمللي بررسي مداخلات آمريکا» با اشاره به وحشت کارتر از آمدن هيئتها و محاکمه محمدرضا پهلوي و گروگانها، يادآور شد دولتهاي ايران در گذشته گوش به فرمان بيگانگان بودند و آنان بهويژه آمريکا در ايران جنايتهاي بيشماري مرتکب شدهاند و رژيم پهلوي نيز اعتراض مردم را از 15 خرداد تا پيروزي انقلاب با کشتن و شکنجه هزاران نفر پاسخ دادهاست. ايشان از تبليغات گسترده بيگانگان عليه ايران و نيز ايجاد غائلهها سخن گفت و افزود خداوند همانگونه که قوم عاد را به وسيله باد نابود کرد، با ايجاد ترس و وحشت در دلهاي دشمنان آنان را نيز نابود خواهد کرد. ايشان در ادامه از شرکتکنندگان در کنفرانس خواست اسناد و مدارک جنايتهاي عوامل آمريکا در ايران را مشاهده کنند و دريابند که سفارتخانه آمريکا شباهتي به سفارتخانه ندارد. ايشان در 20 تير 1359 نيز از مأموريت باد و شن براي هلاکت دشمنان اسلام سخن گفت و در 24 اسفند 1360 در جمع خانوادههاي شهداي واقعه آمل با اشاره به نيروي ايمان و وحدت کلمه به امدادهاي غيبي خداوند درباره مردم ايران اشاره کرد و با اشاره به واقعه طبس متذکر شد آمريکاييها به دستاويز خارجکردن گروگانها، براي قبضهکردن ايران آمدند و خداوند با مأمورکردن شن و باد آنان را شکست داد.*هدف آشکار آمريکاييها از عملياتِ نجات اين بود که با حملهاي شبانه، گروگانها را از سفارتخانه ربوده، با تبليغات گسترده آن را به عنوان اقدامي قهرمانانه در تاريخ ارتش آمريکا و کاخ سفيد ثبت کنند*امام خميني با اشاره به واقعه طبس متذکر شد آمريکاييها به دستاويز خارجکردن گروگانها، براي قبضهکردن ايران آمدند و خداوند با مأمورکردن شن و باد آنان را شکست داد