مقدمه
تحولات امنيتي و نظامي سالهاي اخير در منطقه غرب آسيا، نشان دهنده ورود به مرحله نوين از تقابل ميان جمهوري اسلامي ايران و آمريکا و رژيم صهيونيستي است. در اين چارچوب، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران با اتکا به ظرفيتهاي بومي و راهبردهاي بازدارنده، نقش تعيينکنندهاي در شکل دهي به موازنه قدرت منطقهاي ايفاکردهاند.اين نقش آفريني عمدتا در قالب راهبرد بازدارندگي فعال، توسعه توانمنديهاي نامتقارن و تعميق عمق راهبردي منطقهاي قابل تحليل است.
1-راهبرد بازدارندگي فعال در دکترين نظامي ايران
بررسي دکترين دفاعي جمهوري اسلامي ايران نشان ميدهد راهبرد نظامي کشور طي دهههاي گذشته از رويکرد دفاعي کلاسيک به سمت بازدارندگي فعال مبتني بر پاسخ متقابل سريع و پرهزينه سازي براي طرف مقابل تغيير يافته است.در اين چارچوب، نيروهاي مسلح کشور با بهره گيري از ساختار ترکيبي ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تلاش کردهاند توان مقابله با تهديدات متعارف و غيرمتعارف را به صورت همزمان توسعه دهند.
2- توان موشکي؛محور اصلي قدرت بازدارندگي
توان موشکي جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از مؤلفههاي اصلي بازدارندگي، طي سالهاي اخير به شکل قابل توجهي توسعه يافته است.اين توانمندي اکنون شامل طيفي از سامانههاي موشکي با قابليتهاي متنوع از جمله بردهاي کوتاه، ميان بردو بلندبرد،و همچنين سامانههاي نقطه زن با دقت بالا ميباشد.
تحليل گران نظامي معتقدند اين ظرفيت،نقش مهمي در ايجاد توازن نسبي در برابر برتري تکنولوژيک اآمريکا و رژيم صهيونيستي ايفا کرده و محاسبات راهبردي طرفهاي مقابل را دستخوش تغيير نموده است.
3- توسعه قدرت پهپادي و جنگ ترکيبي
يکي از تحولات مهم در ساختارنيروهاي مسلح ايران، توسعه گسترده صنعت پهپادي در حوزههاي شناسايي، مراقبت و تهاجمي است.پهپادها در دکترين نظامي جديد، به عنوان ابزارهاي کم هزينه اما مؤثر در اجراي عملياتهاي دقيق و ترکيبي مورد استفاده قرار ميگيرند.اين ظرفيت، امکان اجراي عملياتهاي چند لايه و هم زمان در ميدانهاي مختلف را براي نيروهاي مسلح فراهم ساختهاند.
4- سامانههاي پدافند هوايي و مشکل برتري هوايي
در حوزه دفاع هوايي، جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي اخير تلاش کرده است با توسعه و بوميسازي سامانههاي پدافندي، شبکهاي چند لايه براي مقابله با تهديدات هوايي ايجاد نمايد.با اين حال، همچنان موضوع برتري هوايي طرف مقابل در درگيري يکي از مشکلات اصلي، در موازنه نظامي منطقهاي محسوب ميشود.برهمين اساس، راهبرد ايران در اين حوزه بر اصولي همچون پراکندگي، تحرک پذيري، استتارو بهره گيري از جنگ الکترونيک استوار شده است.
5-عمق راهبري منطقهاي و ابعاد فراملي بازدارندگي
يکي از مؤلفههاي مهم در تحليل نقش نيروهاي مسلح ايران، موضوع عمق راهبردي منطقهاي است.جمهوري اسلامي ايران با توسعه روابط و همکاريهاي امنيتي در محيط پيراموني، تلاش کرده است ظرفيت بازدارندگي خود را از مرزهاي جغرافيايي کشور فراتر برده و آن را در سطح منطقهاي تعريف نمايد.اين رويکرد موجب شده با آغاز هرگونه تنش داراي ابعاد گستردهتر و پيچيدهتر از يک درگيري دو جانبه معمول باشد.
6-الگوي تقابل با آمريکا و رژيم صهيونيستي
در فرض مطرح پيرامون تقابل نظامي، طرف مقابل عمدتا بر ابزارهايي همچون اطلاعات هوايي، عمليات سايبري و اقدامات اطلاعاتي متکي است.در مقابل، ايران نيز از ترکيبي از ظرفيتهاي موشکي، پهپادي و جنگ نا متقارن بهره ميگيرد.اين وضعيت موجب شکلگيري نوعي تقابل ترکيبي چند لايه شده است که در آن، مرز ميان جنگ کلاسيک و غيرکلاسيک به شکل فزايندهاي کمرنگ شده است.
از بقا تا باز تعريف بازدارندگي
با آغاز حملات گسترده آمريکا و اسرائيل به ايران در اواخر سال گذشته که شامل صدها حمله هوايي به زير ساختهاي نظامي، موشکي و مراکز فرماندهي بود،نيروهاي مسلح ايران وارد يکي از پيچيدهترين و چند لايهترين روياروييهاي نظامي تارخ معاصر خود شدند.با وجود خسارات قابل توجه در مراحل ابتدايي جنگ، بررسي روند تحولات نشان ميدهد که نيروهاي مسلح ايران توانستهاند با اتکا به راهبردهاي ترکيبي، نقش مؤثري در مديريت ميران نبرد و افزايش هزينهاي جنگ براي طرف مقابل ايفا کنند.
واکنش سريع و حفظ توان تهاجمي
در نخستين روزهاي جنگ، ايران با استفاده از موشکهاي بالستيک و پهپادهاي رزمي، حملات متقابلي را عليه اهدافي در اسرائيل و پايگاههاي آمريکا در منطقه انجام داد.اين حملات، که در قالب صدها پرتاب موشکي و پهپادي صورت گرفت، نشان دهنده حفظ بخشي از ظرفيت تهاجمي ايران عليرغم ضربات اوليه بود.
همچنين حملات مکرر به خاک اسرائيل، حتي در شرايط برتري سامانهاي پدافندي اين رژيم، نشان داد که توان موشکي ايران همچنان يکي از مؤلفههاي اصلي بازدارندگي محسوب ميشود. يکي از مهمترين ابزارهاي نيروهاي مسلح ايران در اين جنگ، استفاده از ظرفيتهاي نامتقارن و شبکهاي بوده است. گروههاي همسو با ايران در منطقه، به ويژه در عراق و لبنان با حمله به پايگاههاي آمريکايي و شمال و مرکز اسرائيل جبهههاي جديدي را عليه واشنگتن و تلآويو گشودند.گزارشها همچنين نشان ميدهند که تهران براي افزايش سرعت عمل، اختيارات بيشتري به فرماندهان ميداني و نيروهاي هم پيمان داده تا بتوانند بدون نياز به هماهنگي مستقيم، عمليات انجام دهند، رويکردي که به انعطاف پذيري بيشتر در ميدان نبرد انجاميده است.
فشارراهبردي بر اقتصاد جهاني
يکي از مهمترين اقدامات غيرمستقيم اما مؤثر ايران، تأثيرگذاري بر شريانهاي انرژي جهان بوده است. کنترلدر تردد نفتکشها در تنگه هرمز، که حدود يک پنجم انرژي جهان از آن عبور ميکند، موجب شکلگيري يکي از بزرگترين بحرانهاي انرژي در جهان شده است.اين اقدام به عنوان بخشي از راهبرد « افزايش هزينه جنگ براي دشمن» توانسته فشار قابل توجهي بر اقتصادهاي غربي و متحدان آمريکا وارد کند.
تداوم بازدارندگي در شرايط فشار جديد
اگرچه براساس برخي ارزيابيها، زيرساختهاي نظامي ايران در اثر حملات آمريکا و اسرائيل آسيب جدي ديده، اما تهران توانسته با حفظ انسجام ساختاري و تداوم عمليات، قدرت بازدارندگي خود را حفظ کند.در همين چارچوب، مقامات ايراني نيز در اختيار داشتن « گزينهها و ابزارهاي جديد در ميدان نبرد» سخن گفتهاند که نشان دهنده تلاش براي باز تعريف معادلات جنگ است.
جمع بندي
مجموع تحولات ياد شده نشان ميدهد نيروهاي مسلح ايران در سالهاي اخير از يک ساختار صرفا دفاعي،به يک بازيگر مؤثر در معادلات منطقهاي ارتقا يافتهاند.بر اين اساس، ميتوان نتيجه گرفت راهبرد بازدارندگي فعال، محور اصلي سياست نظامي ايران را تشکيل ميدهد. توان موشکي و پهپادي نقش تعيينکنندهاي در موازنه قدرت داردو تقابل با آمريکا و رژيم صهيونيستي وارد مرحله پيچيده و چند بعدي شده است.
برسي تحولات جنگ اخير نشان ميدهد نقش نيروهاي مسلح ايران صرفا در قالب دفاع کلاسيک قابل تحليل نيست،بلکه اين نيروها با بهره گيري از ترکيبي از توان موشکي،جنگ نامتقارن، نفوذ منطقهاي و ابزارهاي اقتصادي، تلاش کردهاند موازنهاي جديد در برابر آمريکا و اسرائيل ايجاد کنند. در چنين شرايطي اثرگذاري ايران بيش از آنکه به معناي برتري نظامي مستقيم باشد، در قاب افزايش هزينههاي جنگ، گسترش ميدان درگيري و حفظ توان بازدارندگي قابل ارزيابي است، رويکردي که ميتواند در مسير آينده اين منازعه نقش تعيينکنندهاي داشته باشد.
*گروه گزارش
*بررسي دکترين دفاعي جمهوري اسلامي ايران نشان ميدهد که راهبرد نظامي کشور طي دهههاي گذشته از رويکرد دفاعي کلاسيک به سمت بازدارندگي فعال مبتني بر پاسخ متقابل سريع و پرهزينه سازي براي طرف مقابل تغيير يافته است
* توان موشکي جمهوري اسلامي ايران به عنوان يکي از مؤلفههاي اصلي بازدارندگي، طي سالهاي اخير به شکل قابل توجهي توسعه يافته است.اين توانمندي اکنون شامل طيفي از سامانههاي موشکي با قابليتهاي متنوع از جمله بردهاي کوتاه، ميان بردو بلندبرد،و همچنين سامانههاي نقطه زن با دقت بالا ميباشد
*يکي از تحولات مهم در ساختارنيروهاي مسلح ايران، توسعه گسترده صنعت پهپادي در حوزههاي شناسايي، مراقبت و تهاجمي است.پهپادها در دکترين نظامي جديد، به عنوان ابزارهاي کم هزينه اما مؤثر در اجراي عملياتهاي دقيق و ترکيبي مورد استفاده قرار ميگيرند
*يکي از مهمترين اقدامات غيرمستقيم اما مؤثر ايران، تأثيرگذاري بر شريانهاي انرژي جهان بوده است. کنترل تردد نفتکشها در تنگه هرمز، که حدود يک پنجم انرژي جهان از آن عبور ميکند، موجب شکلگيري يکي از بزرگترين بحرانهاي انرژي در جهان شده است