در تحليل رفتارهاي اجتماعي گاهي با پديدههايي روبهرو ميشويم که فراتر از تحليلهاي رايج فردي است و ريشه در لايههاي عميقتر هويت جمعي يک ملت دارد. حضور گسترده مردم در خيابانها و فضاهاي عمومي به ويژه در ساعات پاياني شب و در واکنش به رويدادهاي جاري از جمله اين موارد است که نيازمند واکاوي از منظر جامعهشناسي و روانشناسي اجتماعي است. اين حضور که اغلب در لحظات حساس و به نشانه همبستگي با ارکان کشور شکل ميگيرد، نشاندهنده پيوندي ناگسستني ميان فرد و جامعه است که در بزنگاهها خود را بروز ميدهد. براي درک بهتر اين انگيزه و چرايي شکلگيري اين تجمعات خودجوش در ساعات غيرمعمول، يک کارشناس خانواده معتقد است هر رفتار جمعي معلول يک محرک دروني و بيروني است. حضور مردم در خيابانها تنها يک کنش هيجاني کوتاهمدت نيست، بلکه در فرهنگ ايراني، فضاي عمومي به نوعي امتداد فضاي خصوصي محسوب ميشود و زماني که جامعه با يک مسئله ملي يا تهديدي خارجي روبهرو ميشود، مردم احساس ميکنند که خانه واقعي آنها و تماميت جغرافيايي و هويت مليشان مورد تهديد قرار گرفته است. وقتي اين حس تعلق تقويت شود، زمان و ساعت ديگر معناي بازدارنده نخواهد داشت و افراد ترجيح ميدهند در هر شرايطي کنار همنوعان خود مشارکتکننده در سرنوشت کشور باشند.
نقش غيرت فرهنگي و نياز به امنيت رواني
غيرت ملي و ديني حاکم بر زندگي ايرانيان باعث ميشود که با فراخوانهاي محدود و غيررسمي نيز حتي در ساعات ديروقت شب، با سهولت شاهد حرکتهاي گسترده باشيم. مردم در اين لحظات به دنبال يافتن پاسخي براي نياز به امنيت رواني در پرتو انجام تکاليف انساني خود هستند. حضور در ميان جمعيتي که آرمان و دغدغه مشترکي دارند، نوعي بازتعريف قدرت جمعي در برابر مشکلات پيشرو است.
خانواده، کانون شکلگيري تصميم فردي
اگرچه نقش خانواده در انتقال ارزشها انکارناپذير است، اما در چنين موقعيتهايي، خانواده بيشتر به عنوان يک واحد مشورتي عمل ميکند. در واقع، تصميم براي حضور در صحنه ابتدا در گفتوگوهاي کوچک درون خانهها شکل ميگيرد، اما هدف نهايي آن پيوستن به يک جريان بزرگتر ملي است. اعضاي خانواده با گفتوگو درباره اخبار و رويدادها، به يک درک مشترک ميرسند و همين آگاهي است که آنها را مجاب ميکند به عنوان بخشي از پيکره جامعه در فضاي عمومي حاضر شوند. در اين نگاه، خانواده بستري براي آگاهيبخشي است که در نهايت منجر به يک کنش اجتماعي منسجم ميشود.
هويت ملي و سازوکار دفاع جمعي
در تاريخ طولاني ايران، هرگاه فشارها يا تهديدات خارجي به اوج خود رسيده، نوعي انسجام ملي خودجوش ايجاد شده است. اين انسجام باعث ميشود که تفاوتهاي سليقهاي و فرهنگي ميان مردم کمرنگ شده و يک هدف واحد، يعني حفظ کيان کشور و دفاع از ارزشهاي ديني، در اولويت قرار گيرد. حضور در نيمهشب پيامي مستقيم دارد و آن اينکه هوشياري جامعه محدود به زمان خاصي نيست و مردم در هر ساعتي آمادهاند تا حمايت خود را از منافع ملي و مذهبي نشان دهند. اين رفتار، فراتر از يک شعار، يک واقعيت ميداني است که نشاندهنده عمق نفوذ آرمانهاي ملي در لايههاي مختلف مردم است.
نقش رسانههاي نوين در ایجاد همدلي
امروزه مردم لحظه به لحظه در جريان وقايع قرار ميگيرند و اين آگاهي بيواسطه، واکنشهاي سريع را به دنبال دارد. وقتي فرد در رسانه ميبيند که هموطنانش در نقطهاي ديگر به خيابان آمدهاند يا با تهديدي مواجه هستند، نوعي حس همدلي و همسرنوشتي در او بيدار ميشود. اين ارتباطات رسانهاي باعث شده است که فاصلهها برداشته شود و فرد با توجه به تأکيد سران کشور و آنان که جان خودشان را در اين راه گذاشتهاند، احساس کند که حضور فيزيکي او در خيابان، قطعهاي از يک پازل بزرگ ملي است که بدون او ناقص ميماند. اين احساس تأثيرگذاري، محرک قدرتمندي براي ترک خانه و حضور در فضاي پرشور جمعي است.
مانور وحدت و تقويت پشتگرمي اجتماعي
اين حضور در واقع نوعي مانور وحدت است که پيش از آنکه پيامي براي خارج داشته باشد، پيامي براي داخل دارد و آن همبستگي و پشتگرمي به يکديگر است. وقتي مردم ميبينند حتي در نيمهشب تنها نيستند، باورشان به مسير و اهداف کشور تقويت ميشود.
حضور مردم، نشانه پويايي يک جامعه زنده
جامعهاي که نسبت به وقايع پيرامون خود حساس است و براي نشان دادن اين حساسيت، سختي حضور در خيابان در ساعات استراحت را به جان ميخرد، جامعهاي است که آينده خود را با اراده خويش پيوند زده است. اين پديده را بايد به عنوان يک سرمايه اجتماعي بزرگ نگريست، سرمايهاي که ريشه در پيوندهاي عاطفي، فرهنگي و ملي و مذهبي دارد و نشاندهنده اين واقعيت است که مردم ايران در دفاع از آرمانهاي خود، مرزي ميان روز و شب نميشناسند و همواره آمادهاند تا در کنار يکديگر، تصويري از اتحاد و پايداري را به نمايش بگذارند.
خبرگزاری آنا