موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13340
هيچيک از مسيرهاي جايگزين قادر به جبران کامل نقش حياتي تنگه هرمز نيستندبررسي گزينه‌هاي جايگزين تنگه ه

هيچيک از مسيرهاي جايگزين قادر به جبران کامل نقش حياتي تنگه هرمز نيستندبررسي گزينه‌هاي جايگزين تنگه هرمز نشان مي‌دهد که اگرچه مسيرهاي متعددي براي دور زدن اين گلوگاه راهبردي وجود دارد، اما هيچ‌يک از آنها در کوتاه‌مدت يا حتي ميان‌مدت قادر به جبران کامل نقش حياتي اين تنگه نيستند. محدوديت‌هاي فني، نياز به سرمايه‌گذاري گسترده، و مهم‌تر از همه عدم هم‌راستايي با بازارهاي اصلي مصرف انرژي، باعث شده‌اند اين گزينه‌ها بيشتر نقش مکمل داشته باشند تا جايگزين واقعي.به گزارش ايلنا، با افزايش نگراني‌ها درباره ادامه انسداد تنگه هرمز، يکي از مهم‌ترين گلوگاه‌هاي انتقال انرژي در جهان، سناريوهاي مختلفي براي دور زدن اين مسير حياتي مطرح شده است. تنگه هرمز روزانه محل عبور بخش قابل توجهي از صادرات نفت کشورهاي حاشيه خليج فارس است و هرگونه اختلال در آن، بازار جهاني انرژي را به شدت تحت تأثير قرار مي‌دهد. در اين ميان، گزينه‌هاي جايگزين عمدتاً بر خطوط لوله منطقه‌اي تکيه دارند اما بررسي دقيق‌تر نشان مي‌دهد اين مسيرها با محدوديت‌هاي جدي مواجهند.يکي از مهم‌ترين مسيرهاي مطرح، خط لوله IPSA (خط لوله عراق از طريق عربستان سعودي) با ظرفيت 1.65 ميليون بشکه در روز است. اين خط لوله از ميدان الزبير در جنوب عراق آغاز شده و از طريق عربستان سعودي به بندري در درياي سرخ، در نزديکي ينبع، مي‌رسد. اين پروژه در سال 1987 و در واکنش به جنگ نفتکش‌ها ساخته شد، اما بعدها عربستان بخش عمده آن را مصادره و براي مصارف داخلي استفاده کرد.گزينه ديگر، خط لوله تاپ‌لاين (Trans-Arabian Pipeline) با ظرفيت حدود 500 هزار بشکه در روز است. اين خط لوله که در سال 1950 افتتاح شد، نفت عربستان را از طريق اردن به بندر صيدا در لبنان منتقل مي‌کرد، اما از سال 1983 به دليل اختلافات بر سر هزينه‌هاي ترانزيت متوقف شد. هرچند بخش‌هايي از آن در عربستان نگهداري شده، اما براي احيا نيازمند بازسازي گسترده، به‌ويژه در ايستگاه‌هاي پمپاژ است. در شمال منطقه، خط لوله کرکوک - جيحان با ظرفيت اسمي 1.6 ميليون بشکه در روز قرار دارد. اين مسير که نفت عراق را به بندر جيحان در ترکيه منتقل مي‌کند، از نظر تئوري ظرفيت بالايي دارد، اما در عمل صادرات آن بسيار کمتر، حدود 200 هزار بشکه در روز، است. براي بهره‌برداري کامل از اين ظرفيت، نياز به بازسازي زيرساخت‌ها و همچنين توافقات سياسي ميان بغداد، آنکارا و اقليم کردستان عراق وجود دارد.خط لوله کرکوک - بانيا نيز با ظرفيت 700 هزار بشکه در روز، گزينه ديگري است که در سال 1952 افتتاح شد اما از 1982 به دليل اختلافات ميان عراق و سوريه متوقف مانده است. احياي اين مسير نيز مستلزم سرمايه‌گذاري و بازسازي قابل توجه است. در همين حال، کويت نيز به دنبال توسعه يک خط لوله انتقال نفت از شرق به غرب است که بتواند به شبکه خطوط لوله عربستان متصل شود. پيش‌بيني مي‌شود صندوق‌هاي ثروت ملي در تأمين مالي اين پروژه‌ها نقش داشته باشند.با وجود اين گزينه‌ها، يک چالش اساسي وجود دارد که کارايي آنها را زير سؤال مي‌برد، جهت‌گيري جغرافيايي اين خطوط لوله است، ه طوريکه اغلب اين مسيرها به‌گونه‌اي طراحي شده‌اند که نفت را به سمت درياي سرخ و در نهايت بازارهاي اروپايي منتقل کنند. اين درحالي است که بخش عمده صادرات نفت و گاز کشورهاي خليج فارس به بازارهاي شرق آسيا، از جمله چين، ژاپن، کره جنوبي و هند اختصاص دارد. بنابراين، حتي در صورت فعالسازي کامل اين مسيرهاي جايگزين، تطابق چنداني با الگوي فعلي تقاضا نخواهند داشت.بررسي گزينه‌هاي جايگزين تنگه هرمز نشان مي‌دهد که اگرچه مسيرهاي متعددي براي دور زدن اين گلوگاه راهبردي وجود دارد، اما هيچ‌يک از آنها در کوتاه‌مدت يا حتي ميان‌مدت قادر به جبران کامل نقش حياتي اين تنگه نيستند. محدوديت‌هاي فني، نياز به سرمايه‌گذاري گسترده، و مهم‌تر از همه عدم هم‌راستايي با بازارهاي اصلي مصرف انرژي، باعث شده‌اند اين گزينه‌ها بيشتر نقش مکمل داشته باشند تا جايگزين واقعي. در نتيجه، تنگه هرمز همچنان يکي از حياتي‌ترين شريان‌هاي انرژي جهان باقي خواهد ماند، گلوگاهي که هرگونه اختلال در آن تبعاتي فراتر از منطقه خليج فارس به همراه خواهد داشت.