بحران فزاينده در ارتش رژيم صهيونيستي؛ افسراني که از خدمت فرار ميکنندصدها افسر ارشد در جريان جنگ زخم
بحران فزاينده در ارتش رژيم صهيونيستي؛ افسراني که از خدمت فرار ميکنندصدها افسر ارشد در جريان جنگ زخمي و از خدمت فعال کنار گذاشته شدهاند، موج استعفا در ميان سرگردها و سرهنگدومها شدت گرفته و شمار داوطلبان براي تصدي مناصب فرماندهي ارشد بهطور چشمگيري کاهش يافته است؛ وضعيتي که از آن بهعنوان بحران جدي نيروي انساني حرفهاي در ارتش رژيم صهيونيستي ياد ميشود و به تهديدي مستقيم براي امنيت اين رژيم بدل شده است.به گزارش پايگاه «اسرائيل هيوم»، بحران نيروي انساني حرفهاي در ارتش اسرائيل ديگر يک شعار نيست، بلکه به تهديدي مستقيم و حاد براي امنيت ملي اسرائيل تبديل شده است. تانکها و جنگندهها بهتنهايي پيروز جنگها نيستند؛ دستاوردهاي تعيينکننده همواره توسط مردان و زناني رقم ميخورد که اين تجهيزات را بهکار ميگيرند، اهداف را شناسايي ميکنند، هواپيماها را هدايت ميکنند و در باند پروازي يا کارگاهها از آنها نگهداري ميکنند.کمبود نيروي انساني ناشي از روند خروج گسترده نيروهاست که حتي پيش از جنگ آغاز شد و پس از آن شدت گرفت. همچنين شمار بالاي تلفات افسران در جريان نبرد بر اين بحران افزوده است. اين مشکل با نياز همزمان ارتش به گسترش ساختار خود، براساس درسهاي آموختهشده از جنگ و تشکيل يگانهاي جديد، پيچيدهتر شده است.نتيجه مستقيم اين وضعيت آن است که ارتش اسرائيل گاه ناچار ميشود در کيفيت و ميزان تجربه افرادي که ارتقا مييابند، مصالحه کند؛ اقدامي که ميتواند پيامدهاي بلندمدتي به همراه داشته باشد.براساس دادههاي ارتش، سال گذشته با خروج داوطلبانه 543 سرگرد به پايان رسيد؛ درحالي که اين رقم در سال قبل از آن برابر با 550 نفر و دو سال قبل از آن معادل 428 نفر بود؛ سالي که به دليل جنگ، روند استعفاها موقتاً مهار شد.با اين حال، ارتش اسرائيل پيش از آغاز جنگ نيز با بحراني عميق در بدنه نيروهاي حرفهاي خود مواجه بود. در سال 2022 (1401ش)، تعداد 609 سرگرد ارتش را ترک کردند. همچنين در سالهاي 2024(1403ش) و 2025(1404ش) هر سال حدود 4100 سروان از خدمت خارج شدند.به کمبود ناشي از استعفاهاي گسترده و گسترش ساختار ارتش، بايد شمار بالاي فرماندهاني را افزود که در خط مقدم زخمي شدند. بسياري از آنان ديگر قادر به ادامه خدمت نيستند و اين امر شکاف نيروي انساني را عميقتر کرده است.حتي فرماندهاني که آسيب جسمي نديدهاند، پس از دو سال نبرد شديد با فرسودگي قابلتوجهي مواجه شدهاند. ارتش براي فراهم کردن فرصت استراحت، بسياري از آنان را به تحصيلات دانشگاهي اعزام يا به مسئوليتهاي کمفشارتر خارج از هسته عملياتي منتقل کرده است.تشديد روند استعفاها پس از سالهايي رخ داده که خود ارتش يگانهايي را تعطيل و هزاران نيروي حرفهاي را اخراج کرده بود؛ اقدامي که بازتاب افکار عمومي و خواست وزارت دارايي براي کاهش ارتش دائم و انتقال منابع به بخشهاي غيرنظامي بود.تحولات هفتم اکتبر، ارتش را ناچار به تغيير جهت ناگهاني کرد؛ ايجاد يگانهاي جديد، بازگشايي واحدهاي تعطيلشده و تقويت ساختارهايي که تضعيف شده بودند. پيش از جنگ، شمار نيروهاي حرفهاي اندکي بيش از 40 هزار نفر بود، اما اکنون اين رقم به حدود 50 هزار نفر رسيده است. برخي از اين نيروها با قراردادهاي کوتاهمدت جذب شدهاند که نتيجه مستقيم کمبود سربازان وظيفه رزمي است. اين گسترش شامل حدود 600 پست جديد افسران ارشد عمدتاً در ردههاي سرگرد و سرهنگدوم و حدود 500 پست جديد درجهداري است.افزايش همزمان خروج نيروها و رشد ساختار ارتش موجب کاهش مستمر نسبت داوطلبان به هر پست شده است؛ به بيان ديگر، دامنه انتخابها محدودتر شده است. در برخي موارد تنها يک نامزد براي يک سمت وجود دارد.براي جبران اين کمبود، افسران زودتر از موعد ارتقا مييابند، پيش از آنکه کاملاً براي مسئوليتهاي جديد آماده باشند. اين امر مشکل را تشديد ميکند؛ زيرا فرسودگي سريعتر رخ ميدهد و ارتش در حفظ آنان با دشواري بيشتري روبهرو ميشود.چهار سال پيش حدود 800 افسر براي تصدي 400 پست سرهنگدومي رقابت ميکردند. امروز همان تعداد پست تنها حدود 500 داوطلب دارد؛ بهطور متوسط 1/25 نفر براي هر جايگاه.سرگردها نيز سريعتر ارتقا مييابند و اغلب از تجربه کافي برخوردار نيستند. در نتيجه، حتي اگر اکنون بيشتر مناصب ارتش پر شده باشد، تضميني وجود ندارد که اين پستها در اختيار شايستهترين، مناسبترين و باتجربهترين افسران ممکن قرار گرفته باشد.