مجاهدتهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران در عمليات والفجر 8وضعيت ميدان جنگ تا قبل از عملياتپس از بيرون را
مجاهدتهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران در عمليات والفجر 8وضعيت ميدان جنگ تا قبل از عملياتپس از بيرون راندن دشمن متجاوز و بازپسگيري بخش عمدهاي از ميهن اسلامي، تعقيب متجاوز به عنوان يك سياست راهبردي در دستور كار قرارگرفت. بازنگري نتايج حاصله از چند عمليات محدود در نيمه دوم سال61 و سال62 نشاندهنده اين واقعيت ناخوشايند است كه تلاشهاي انجام شده تأثير چنداني در سرنوشت جنگ نداشته است و ادامه جنگ براي ما در سالهاي سوم و چهارم با تشديد فشار به وسيله برخي از كشورهاي عربي و غربي جهان با بنبست همراه گرديد. ازسوي ديگر عراق با تجديد ساختار كلي ارتش، يارگيري سياسي، كسب امكانات و افزايش توان رزمي كه ناشي از حمايت استكبار از عراق و پشتيباني مالي برخي کشورهاي عربي بود، همراه بود. با اين وضعيت در بهار سال1363، نظر به نياز تحرك در ميدان نبرد و ارتقاء سطح روحيه رزمندگان، تلاش براي انجام عمليات در مقياس وسيع شروع گرديد و با بررسيهاي همهجانبه منطقه عمومي فاو به دليل اهميت شهر و تأسيسات بندري آن، تسلط كامل بر اروندرود، تسلط بر شمال خليج فارس براي عمليات مناسب تشخيص داده شد و پس از تبادل افكار بين طراحان جنگ در نهايت طرح اوليه عمليات والفجر8 از طرف قرارگاه خاتمالانبياء(ص)(قرارگاه ادارهكننده عمليات والفجر 8) تهيه و به قرارگاههاي سهگانه(كربلا-نجف-ظفر) ابلاغ گرديد. قرارگاههاي سهگانه پس از دريافت طرح، اقدامات گستردهاي را شروع نمودند تا آنجا كه غواصان يگانهاي تكور سپاه پاسداران(كه قرار بود از اروند رود عبور نمايند) در رودخانه دز و تيپ 55 هوابرد (كه قرار بود در غرب فاو هليبرد شود) در باتلاق گاوخوني تمرينهاي آمادگي خود را آغاز نمودند با اين اوصاف اجراي اين عمليات با يك تأخير هيجده ماهه در بهمن ماه 1364 به اجرا درآمد. اين تاخير فرصت لازم را براي فراهم كردن امكانات کافي و انتخاب راه كار مناسب بوجود آورد، ساختن دكلهاي مخابراتي و پستهاي ديدباني، ساخت و مرمت صدها كيلومتر جاده، تأمين و راهاندازي چند بيمارستان تخصصي صحرايي، انجام ترابري سنگين نيروي رزمنده، ساخت چند صد دستگاه انواع قايق و دوبه، ساخت انواع پلهاي آماده و در نهايت تهيه سنگر و مواضع سلاحهاي مختلف از آن جمله بود.*اصل غافلگيري در عمليات والفجر هشتيکي از خصوصيات بارز اين عمليات رعايت اصل غافلگيري در آن از طرف نيروهاي ايراني بود به صورتي که تا شب عمليات بيشتر نيروهاي خودي نيز از زمان آغاز عمليات بياطلاع بودند. مسئول اطلاعات و عمليات ارتش عراق در 14 بهمن 1364 کمتر از يک هفته قبل از شروع عمليات والفجر8 طي مصاحبهاي در پاسخ به خبرنگار راديو مونت کارلو اظهار داشت: «حمله ايرانيها به منظور قطع جاده بصره بغداد و ايجاد شکاف بين سپاههاي 4 و6 در منطقه هورالهويزه صورت خواهد گرفت». يک هفته بعد از اجراي عمليات والفجر8 عراق هنوز تک اصلي ايران را در منطقه هورالهويزه ميدانستند و از اعزام نيرو به منطقه فاو ممانعت کردند و استعداد قابل توجهي از نيروهاي خود را از منطقه فاو خارج به منطقه شرق دجله جهت تقويت اعزام و اقدامات مهندسي گستردهاي نيز انجام داد.*عمليات فريب در منطقه فکهبه منظور انحراف توجه عراق از منطقه اصلي نبرد، يك طرح پوشش و فريب در منطقه عمومي فكه با استفاده از لشكرهاي 16، 81، 92 زرهي و تيپ 55 هوابرد نيروي زميني ارتش تهيه شد. اجراي اين طرح پيروزمندانه فريب تاكتيكي از يك هفته الي 10 روز قبل از عمليات آغاز گرديد، روش كار اين گونه بود كه در آغاز روز آتشبارهاي تير بدون رعايت اصول حفاظتي به منطقه عمومي شلمچه حركت و با تهيه مواضع فريبنده و در پارهايي از اوقات با تيراندازيهاي ايذائي و ثبت تيرهاي آشكار سعي در جلب توجه دشمن ميكردند و در پايان روز و شب هنگام با رعايت كامل اصول حفاظتي به مواضع اصلي خود بر ميگشتند. اين غافلگيري دشمن به دليل اجراي عمليات دقيق فريب و تك پشتيباني در منطقه هورالعظيم نيروي زميني ارتش، دشمن را کاملا فريب داد تا سپاه پاسداران با پشتيباني توپخانه عمده ارتش و دفاع هوايي صحنه نبرد پدافند هوايي ارتش منطقه فاو عراق را به تصرف در آورد.*طرح عمليات والفجر هشتدر منطقه اصلي عمليات، تدبير كلي عمليات قرارگاه خاتم الانبياء(ص)، آن بود كه دو قرارگاه اجرايي سپاه و ارتش به نامهاي خاتم1 و خاتم2 هدايت عمليات را با عنوان تلاش اصلي و تلاش پشتيباني به صورت مستقل عهدهدار شوند. قرارگاه خاتم2 متشكل از لشكرهاي 21، 77 پياده و لشكرهاي 81، 92 زرهي و تيپ 55 هوابرد و 27 گروهان بسيج در منطقه شلمچه و كوشك (شرق بصره) حمله ميكرد و نيروهاي دشمن را در شرق بصـره درگيـر مينمود و عمليات تلاش اصلي را در شبه جزيره فاو تسهيل ميکرد.*نقش توپخانه در عملياتطراحان ارتش و سپاه در قرارگاه خاتم الانبياء(ص) به اين نتيجه رسيده بودند كه عبور از رودخانه خروشان اروندرود و هجوم به دشمن پناه گرفته در اين سد طبيعي، نياز به آتش انبوه و مداوم دارد و چون يگانهاي محدود توپخانه سپاه پاسداران، جوابگوي اين نياز نبودند لذا به فرماندهي نيروي زميني ارتش تكليف گرديد كه تعدادي يگان توپخانه زير امر سپاه كه مأموريت تلاش اصلي عمليات را بهعهده داشت قراردهند.سرتيپ2 بازنشسته جاوداني در اين رابطه چنين ميگويد:«تيم ما شامل، برادر شهيد شفيعزاده و سرتيپ2 پرويز افرار(سرهنگ2 آن زمان) كارخود را شروع كرديم. با توجه به آشنائي نسبي از مناطق عملياتي با در نظر گرفتن گسترش يگانهاي عمده نيروي زميني در آن مناطق و همچنين با لحاظ كردن ماموريتهاي تاكتيكي يگانهاي توپخانه و بكارگيري حداقل يگانهاي موجود بمنظور دفاع نسبتاً مطمئن ازمواضع پدافندي، اعلام داشتيم ما قادر به رهايي حداكثر 6گردان توپخانه از خطوط پدافندي خواهيم بود و برداشت بيشتر توپخانه خطوط پدافندي را آسيبپذير خواهد كرد و در اين مورد تصميم با فرماندهي است. شهيد سپهبد علي صيادشيرازي در جلسهاي كه در پايگاه وحدتي دزفول با حضور آيتالله هاشمي رفسنجاني تشكيل شده بود مراتب را اعلام و گفتند كه با توجه به رعايت حفظ امنيت خطوط پدافندي نميتوانيم بيش از شش گردان اعزام نمايم، اما جنابعالي به عنوان فرمانده عالي جنگ ميتوانيد ريسك را بپذيريد و هر چند يگان كه بخواهيد برداشت نماييد كه در اين صورت مسئوليت با فرمانده خواهد بود. آنگاه آقاي رفسنجاني گفتند: به عنوان فرمانده ريسك را ميپذيرم و دستور ميدهم 18 گردان برآورد سپاه پاسداران را واگذار كنيد، اين درحالي بود كه 9 گردان توپخانه و 5 آتشبار ارتش از قبل در اختيار يگانهاي عملياتي سپاه قرار گرفته بودند.*شروع عملياتنبرد تأثيرگذار و افتخارآفرين والفجر8، پس از ماهها تفكر، تلاش و كسب آمادگي در ساعت 22روز 20 اسفند1364با پيشتازي يگانهاي سپاه پاسداران آغاز و پس از 6 روز قسمتي از جزيره فاو به تصرف رزمندگان درآمد و پس از چندين نبرد سنگين و طولاني بعد از 78 روز به عنوان طولانيترين عمليات با موفقيت به پايان رسيد. در ادامه عمليات سقوط شهر بندري و جزيره فاو بدست رزمندگان توانمند نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران آنچنان براي حكومت بعثي عراق گران تمام شد كه براي باز پسگيري آن تمام امكانات خود را بسيج و اقدام به پاتكهاي سنگين و مداوم نمود. به منظور پشتيباني از يگانهاي درخط، حجم بالائي از آتش به وسيله يگانهاي توپخانه اجرا گرديد. تا جائي كه پاتكهاي پيدرپي نيروهاي متجاوز ناكام ماند. به باور كارشناسان، عملکرد توپخانه ارتش سبب شد كه يگانهاي توپخانه دشمن در طول عمليات خاموش ماندند و يگانهاي پاتك كننده دشمن قبل از رسيدن به خطوط درگيري تقريباً 40 تا 60 درصد از توان رزمي خود را به علت حجم آتش و دقت تير يگانهاي توپخانه ارتش از دست ميدادند. نويسنده كتاب خرمشهر تا فاو از قول يك فرمانده عراقي مينويسد:«وضعيت ما بسيار بد و سخت ميباشد، آتش توپخانه روي ما، بسيار مؤثر و تلفات نفرات با شمارش دقيقه افزونتر ميشود، فعلاً در مواضع خود مقاومت ميكنيم ولي بداد ما برسيد. خواهش ما اين است كه آتش متقابل، روي منابع آتش دشمن زياد شود تا از حجم آنها(ايران) كاسته شود.»*نقش هوانيروز در عملياتهوانيروز نيز با تمام توان و با شركت دادن80 فروند انواع بالگرد و تقريباً 1000 نفر از پرسنل خود كه در جنگ تحميلي بيسابقه بود، در اين عمليات مشارکت داشت. سرتيپ2 خلبان رحمان قضات كه در عمليات والفجر 8 به عنوان ليدر پرواز فعاليت داشته است ميگويد:« در اين عمليات انواع ماموريتهاي پشتيباني آتش، نجات، حمل مجروح، جابجائيهاي پرسنل و تجهيزات و شناسائي هوائي در حد مطلوب و با برنامهريزي صحيح انجام گرفت.عمليات شبانه شروع و يگانها از رودخانه خروشان اروند باموفقيت عبور و ساحل غربي به تصرف درآمد، اما با روشن شدن هوا و نياز يگانهاي تكور به انواع پشتيبانيها و كمبود امكانات حمل و نقل روي آب، مأموريت هوانيروز با حساسيت خاصي ابلاغ گرديد، ضمن اينكه تيمهاي آتش به وظيفه خود در حد گسترده عمل ميكردند، كمبود تجهيزات سنگين و لزوم تداركات ايجاب ميكرد ماموريت اسلينگ (حمل بار خارجي) براي جابجايي انواع سلاحهاي ضدتانك، انجام گيرد كه هوانيروز از اين جهت، ركورد جديدي از نظر تعداد پرواز و سرعت عمل بهدست آورد، با شروع پاتكهاي عراق و بمبارانهاي هوائي تخليه مجروح و جابجائيهاي سريع پرسنل و تداركات نيز شدت يافت. تا جايي كه با آمار ميتوان ادعا كرد كه در چند روز اول عمليات كه هنوز روي اروند پلي وجود نداشت، هوانيروز و قايقها 80 درصد از تدارك مورد نظر را جابجا كردند. در اين عمليات هوانيروز در مجموع 3938 ساعت پرواز در 3890 سورتي انجام داد. 2058 نفر مجروح تخليه گرديده و 1642 نفر از رزمندگان در منطقه جابهجا شده و 330 تن مهمات حمل گرديد. همچنين با مصرف 67 فروند موشك ضدتانك تاو، 4 موشك سنگين ماوريك، 841 تير راكت و 5280 گلوله توپ 20 ميليمتري، تعداد زيادي از تانكها، نفربرها، خودروها، سايتهاي موشكي و نفرات ارتش عراق مورد هدف قرارگرفت.ادامه دارد....ارتش جمهوري اسلامي ايرانسازمان حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس آجانويسندگان: سرهنگ پيشکسوت دفاع مقدس ميرحسين ميري ميانجيسرهنگ ستاد قاسم اکبريمقدم*شهيد سپهبد علي صيادشيرازي در جلسهاي كه در پايگاه وحدتي دزفول با حضور آيتالله هاشمي رفسنجاني تشكيل شده بود مراتب را اعلام و گفتند كه با توجه به رعايت حفظ امنيت خطوط پدافندي نميتوانيم بيش از شش گردان اعزام نمايم، اما جنابعالي به عنوان فرمانده عالي جنگ ميتوانيد ريسك را بپذيريد و هر چند يگان كه بخواهيد برداشت نماييد كه در اين صورت مسئوليت با فرمانده خواهد بود. آنگاه آقاي رفسنجاني گفتند: به عنوان فرمانده ريسك را ميپذيرم و دستور ميدهم 18 گردان برآورد سپاه پاسداران را واگذار كنيد*نبرد تأثيرگذار و افتخارآفرين والفجر8، پس از ماهها تفكر، تلاش و كسب آمادگي در ساعت 22روز 20 اسفند1364با پيشتازي يگانهاي سپاه پاسداران آغاز و پس از 6 روز قسمتي از جزيره فاو به تصرف رزمندگان درآمد و پس از چندين نبرد سنگين و طولاني بعد از 78 روز به عنوان طولانيترين عمليات با موفقيت به پايان رسيد*هوانيروز نيز با تمام توان و با شركت دادن80 فروند انواع بالگرد و تقريباً 1000 نفر از پرسنل خود كه در جنگ تحميلي بيسابقه بود، در اين عمليات مشارکت داشت. سرتيپ2 خلبان رحمان قضات كه در عمليات والفجر 8 به عنوان ليدر پرواز فعاليت داشته است ميگويد:« در اين عمليات انواع ماموريتهاي پشتيباني آتش، نجات، حمل مجروح، جابجائيهاي پرسنل و تجهيزات و شناسائي هوائي در حد مطلوب و با برنامهريزي صحيح انجام گرفت