در شرايطي که کشور حساسترين برهه تاريخي خود را ميگذراند و فضاي سياسي و اجتماعي ملتهب از بيتصميميها و تصميمهاي اشتباه در عرصههاي گوناگون سياسي، اجتماعي و اقتصادي در گذشته ميباشد و در شرايطي که از ابتداي سال جاري که وزارت کشور تصميم اکيد براي اخراج پلکاني اتباع افغاني از ايران به دليل بهبود وضعيت افغانستان از يک سو و عدم تحمل ساختار اقتصادي و اجتماعي کشور از وجود ميليونها تبعه خارجي و فشار افکار عمومي براي اخراج بيگانگان ازسوي ديگر گرفت، نهتنها اتفاق ويژهاي در عرصه اقتصادي مانند سرمايهگذاري داخلي و خارجي و اجراي طرحهاي بزرگ عمراني که علاوه بر نيروي کار ايراني نياز به کارگر خارجي هم وجود داشته باشد را شاهد نيستيم که برعکس با تشديد فشارهاي خارجي و اجراي تحريمهاي سنگينتر و کمبود منابع بودجهاي و نااطميناني توليدکننده و سرمايهگذار ايراني و ناترازيهاي انرژي براي چرخيدن چرخهاي محرک توليد، عملاً شاهد رکود نگرانکنندهاي در کشور هستيم. در کنار همه ناترازيهاي اقتصادي که چرخ توليد و سازندگي را کند کرده است، بايد به انواع کمبودها براي دسترسي اتباع ايراني به اقلام اوليهاي چون انرژي، برق، آب، مواد غذايي، دارو، درمان و سلامت اشاره کرد که هر کدام فرآيند پيچيده، زمانبر و پرهزينهاي را براي تهيه و در دسترس قرار دادن عموم طي ميکنند اما به جاي صرف شدن براي بهبود وضعيت مردم و کاهش آلام و مطالبات آنها، صرف بيگانگاني ميشود که هيچگونه محمل حقوقي براي ادامه اقامتشان در ايران جز دسترسي آزاد و کمهزينه به انواع رفاهيات و خدمات فردي و اجتماعي در مقايسه با کشورشان ندارند.
آقاي وزير کشور هنوز گوش ايرانيها از اراده قاطع و اظهار رضايت شما و همکارانتان از اجراي طرح اخراج ميليونها تبعه افغان فاقد مدرک اقامت و نيز دارندگان برگههاي سرشماري که از سال 1400 به دليل مواجهه با نيروهاي طالبان به ايران وارد شده بودند، پر است.
هنوز يادمان نرفته است که از آرامش نسبي برقرار شده در شهرهاي بزرگ و حاشيههاي پرآسيب آنها به دليل خروج افغانها ميگفتيد.
هنوز يادمان نرفته است که هر روز آمار چشمگير کاهش هزينههاي جاري کشور براي تهيه اقلام حياتي مانند آرد، آب و انرژي ناشي از خروج افغانها رااعلام ميکرديد.
هنوز گزارشها و اظهار رضايتهاي مراجع بهداشت و درمان از خروج افغانها از کشور و کم شدن بار سنگين هزينههاي بهداشت، درمان و دارو از شانههاي نحيف و شکننده نظام سلامت کشور از خروجي اخبار خارج نشده است.
هنوز گزارشها و اخبار مراجع انتظامي و مسئولين مرکز امور اتباع و مهاجرين خارجي آن وزارت فخيمه يادمان نرفته است که پائين آمدن نرخ جنايت و ساير آسيبهاي اجتماعي را به خروج افغانها از کشور مرتبط ميدانستيد و البته که در کنار همه اين اتفاقات نبايد فراموش کنيم که بخصوص پس از رويداد جنگ 12 روزه، چگونه نقش افغانها در عامليت و تشديد منازعات، شناسايي موقعيتهاي خطير و... آشکار و هويدا شد.
سؤال اصلي اينجاست که پس از کمتر از يک سال از اجراي طرحي که هنوز پايداري يا عدم پايداري ميان مدت و درازمدت آن در سياستها و اجرا نامشخص و گنگ است، چه اتفاق راهگشا و اميدبخشي در اقتصاد، سياست و جامعه ايراني پيش آمده که تصميم گرفتهايد که هم افغانهاي فاقد مدرک و دارندگان برگه سرشماري را که از تصميم و اراده شما در بازگشت به کشورشان تمرد کردند را به رسميت بشناسيد و با دادن امتياز اقامت و اشتغال، ماندگاري و رسوب آنها را در کشور تثبيت و نهادينه کنيد و هم در اتاقهاي محرمانه مجلس، امتيازدهي کنيد و براي تغيير بافت جمعيتي کشور قانون بنويسيد؟
لازم است اعلام شود که سازمان امور اتباع و مهاجرين خارجي و نيروي انتظامي کشور و اداره اشتغال اتباع خارجي وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي براساس کدام آمار و اطلاعات متقني، به جاي حمايت از کارگر ايراني و صدها هزار بيکار ثبت شده در سامانه اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي، درحال جذب نيروهاي خارجي فاقد مهارت و سواد حداقلي در کشور هستند؟ براي کدام طرح عمراني، سازندگي يا توليدي آنهم در شرايطي که کارفرماي ايراني قدرت تامين معاش حداقلي کارگران ايراني را ندارد، به جذب کارگر خارجي پرداختهايد؟ آيا دستگاههاي اجرايي کشور خود را مسئول و نگران هزاران هزار کارگر ايراني که به دليل اشباع بازار کار از نيروهاي کمهزينه و کممسئوليت خارجي، ناگزير به خروج از چرخه اشتغال رسمي و تحمل بيکاري و خانهنشيني و يا پرداختن به امور ناپايدار و کمبهره شده است، نميداند؟
چگونه است که تمامي کشورها به دليل تفاوتهاي عميق فرهنگي و اجتماعي و مخاطرات سياسي و امنيتي جملگي درحال اخراج يا کاهش چشمگير تعداد اتباع افغاني ساکن در کشورهايشان هستند اما تنها جمهوري اسلامي ايران است که با شتابي غيرقابل باور به جذب و افزايش جمعيت افغانها پرداخته است آن هم در زير سايه جنگ و تحريمهاي شکننده اقتصادي که ميتواند به کشش حداکثري مهاجرتهاي غيرقانوني از افغانستان به ايران تبديل شود.
آقاي وزير کشور حال که چراغ خاموش و در شرايطي که توجه افکار عمومي داخلي نگران جنگ و تنشهاي منطقهاي و بينالمللي هستند به مسابقه جذب اتباع افغاني در کشور مشغول شدهايد، بدانيد که خواسته يا ناخواسته مقصر بخشي از بروز بحرانهاي اخير ناشي از کمتوجهي يا بيتوجهي شما به عنوان عاليترين مقام متولي امنيت کشور سياستگذاران و سياستمداران و مجريان امور بخصوص مصادر امر در مرکز امور اتباع و مهاجرين خارجي وزارت کشور به منافع ملي و اولويتبخشي به مردم ايران در پرداختن به امور و نيازهاي حداقلي آنها بخصوص اقشار کمبضاعت ايراني موجب شده تا سفرههايشان به نفع بيگانه خالي و ناگزير به توسل به خيابان شوند.
احمد سلطانی - بهمن 1404