برقراري عدالت، محور فرهنگ مهدويتفردا، نيمه شعبان سال 1447 هجري قمري و سالروز ميلاد با سعادت منجي عال
برقراري عدالت، محور فرهنگ مهدويتفردا، نيمه شعبان سال 1447 هجري قمري و سالروز ميلاد با سعادت منجي عالم بشريت حضرت امام مهدي موعود، صاحبالزمان عجلالله تعالي فرجه الشريف است.اعتقاد به امام زمان(عج) و فرهنگ ستمستيزانه و نجاتگرايانه او در مسير آزادي تودههاي مظلوم و رهايي اسيران و به بند کشيدهشدگان جوامع، اميدي است نشاطانگيز که قلوب مردم جهان از هر زبان و نژاد و مليت را روشني ميبخشد و ديدگان عقول را فروغ ميدهد. اين تفکر رهاييبخش که زنجيرهاي اسارت را ميگسلد و محرومان زمين را از استثمار و بردگي و فشار و رنج قدرتهاي سيطرهجوي سياسي و اقتصادي نجات ميدهد و با زدودن جور و تباهي و نفاق و فريب و ساير معاصي و مفاسد، روابط انسانها را عزت و شرافت ميدهد و آرامش و آسايش ميبخشد، همواره در مقاطع تاريخي گوناگون، دچار دگرگونيهايي شده که هدف اين دگرگونيها بازداشتن ملتها از تعقيب اهداف والاي فرهنگ مهدوي بوده است. اين دگرگونيها گاهي به صورت نشر خرافات و موهومات توسط قدرتهاي سياسي و گروههاي وابسته انجام شده است. گاهي تداوم سيطره مرگبار حاکمان و غارت و انباشتن ثروتهاي کلان از ملتها، هدفمحوري اين دگرگوني و ايجاد بيراهه در فرهنگ مهدويت بوده است. گاهي جريانها و احزاب وابسته به صورت اهرم و ابزار در دستيابي به مقاصد استعماري استخدام شدهاند. گاهي شدت اين تحرکات ضدمهدويت و اوج بهرهبرداريهاي سياسي و اقتصادي قدرتهاي سيطرهجو از آن با استفاده از برخي افراد و گروههاي مذهبي که به عمق دين راه نيافته و از شناخت و معرفتهاي اصيل بيبهره بودهاند و پوستهاي از اسلاميت داشته ولي از محتواي معارف ناب دور ماندهاند صورت گرفته است. ترديدي وجود ندارد که دشمنان خارجي و عوامل داخلي آنان ابتدا بنا بر ضرورت و با برنامههاي حساب شده و به منظور تقابل با دين و وارد آوردن ضربات سخت بر جامعيت فرهنگ اسلامي به ويژه در معارضه با قوانين عرفي و سياسي آن، ايجاد انحراف در باور انتظار را در درون کشور با نشر خرافههاي متعدد تعقيب کرده و ميکنند، لذا بايد توجه داشت که ورود افراد غيرمتخصص در امور کلامي و فقهي به طور خاص و در کليه رشتههاي علوم ديني که با مهدويت مرتبط ميباشند، يکي از علل مهم به وجود آمدن انحراف در دين و نشر خرافات از جمله خرافهها در فرهنگ مهدويت است. اين نقيصه باعث ميشود که افرادي ناآگاه به خود اجازه دهند با ادعاي مطالعه در علوم و فنون ديني به نتايجي ناصحيح و متضاد با اصول و مباني و ارزشهاي والا دست يابند و در صحنه جامعه به ترويج مطالبي بپردازند که جز خرافه و موهوم نميتوان نام و عنواني ديگر بر آنها نهاد. اين گونه عمل کردن مشکلات فراواني را به صورت برداشتهاي نامنطبق با فرهنگ اسلامي به وجود آورده و اين پرسش اساسي را ايجاد ميکند که چگونه است بهرهگيري از هر چيزي تخصص ميخواهد ولي از نظر اين افراد در تعاليم اسلامي تخصص شرط نيست و هرکسي قادر است به راحتي اسلام راستين را با کج سليقگي و بيسوادي وارونه جلوه دهد. واقعيت اين است که اسلام و فرهنگ اسلامي بايد توسط کساني به بهرهوري درآيد و نتايج آن در اختيار مردم به ويژه نسل جوان قرار گيرد که در فضاي تعاليم و معارف و علوم ديني پرورش يافته باشند، در چنين صورتي است که تحريف در دين و اعتقادات به حداقل کاهش مييابد. «تحريف» از علل مهم در به وجود آمدن خرافات در فرهنگ مهدوي است، عامل مخربي که در تاريخ ردپاي فراوان دارد. آفتي که همچون ويروس نفوذ ميکند و همه چيز را به تباهي ميکشاند. در فرهنگ مهدويت، تحريف محتوايي در شكلها و جلوهاي خاص خود صورت ميگيرد بطور مثال امام زمان(عج) موجودي خارق العاده معرفي ميشود که با يك چشم به هم زدني همه موانع را از سر راه بر ميدارد و مأموريتهاي الهي خود را محقق ميگرداند. به عبارتي در اثر تحريف، امام عصر(عج) از مجراي عادي امور خارج ميشود و حال آنكه متون روايي امام زمان(ع) و اهداف و برنامههايش را اين گونه معرفي نميكنند و او را به طور طبيعي و از طريق اسباب و ابزار و البته با ياري و مساعدت خداوند متعال، تعقيب كننده مقاصد خود ميدانند. اين نوع تحريف، همان تفكري را به وجود ميآورد كه امامان معصوم(ع) را موجوداتي دست نيافتني ميپندارند و گويي آن مطهران مأموريتي ندارند كه از راههاي عادي و متداول در مسير تحقق اهداف به آن برسند.تحريف ديگر، مخصوص متحجرين و جمودانديشان است كه همواره در سكون و ركود قرار دارند و حركت و پويايي را بر نميتابند و با هر نوع تازه انديشي و تفكر جديد و نوآوري مخالفت شديد ميورزند. جمودگرايان و متحجرين با تحريفهاي خود، اسلام را در سطحي انديشي و قشري گري محدود و محصور ميكنند و با تصلب و انجماد و تنگ نظري به امور ديني متمايل ميشوند. اين تحريف گري زمينهاي به وجود ميآورد كه جريانهاي باطل را بر محمل افكار و رفتار اين ظاهرگرايان بنشانند و به ترويج آن بپردازند. در اين رابطه همچنين نوعي برداشت تنگ و سطحي از اسلام ارائه ميشود كه به سامان دهي «دين فردي» ميپردازد. يعني رها كردن قوانين اجتماعي و سياسي و نظامي اسلام و «مسلماني» را در «چهار ديواري» خانه بردن و به ذكر و دعا و اشك و آه بسنده كردن، که در اين ديدگاه عدالت ميشود و حقوق مردم ناديده گرفته ميشود.گذشت زمان اين واقعيت را به اثبات رسانده كه جامعه جهاني به يك حكومت عادل و مصون از لغزشها و تبعيضها نياز دارد. اين، همان تفكر حكومت واحد جهاني موعود است كه در متون ديني وعده داده شده است. برخلاف برداشتهاي سطحي افرادي كه درصدد هستند با موضوع مهدويت به سوداگري بپردازند و يا كساني كه اصولاً درك صحيحي از مهدويت ندارند، هر روز عمق بيشتري از اين موضوع بسيار مهم آشكار ميشود و جايگاه والاي آن در سرنوشت بشريت بيشتر خودنمائي ميكند. بسياري از حاكمان امروز در گوشه و كنار جهان سخن از عدالت ميگويند ولي هنگامي كه به عملكرد آنها توجه ميشود مشخص ميگردد كه اين ادعا چيزي بيش از بازي با كلمه عدالت نيست. آنها درصدد هستند با استفاده ابزاري از اين كلمه محبوب، مقدس و پرجاذبه راه را براي رسيدن خود به حكومت و باقي ماندن در قدرت هموار كنند. هدف آنها فقط تحكيم قدرت خود و غارت و چپاول ثروتهاي مردم ضعيف است. حتي بسياري از افرادي كه با نام دين و اخلاق و خدمت به بشريت به قدرت ميرسند، آنها نيز همين هدف را دنبال ميكنند و عملكردشان چيزي غير از استفاده ابزاري از اعتقادات مورد قبول مردم را نشان نميدهد. كلمه عدالت نيز به همين سرنوشت مبتلا است و با آن نيز به همين شيوه بازي ميشود.حداكثر سخني که از حاکمان در نقاط مختلف جهان نسبت به عدالت شنيده ميشود اينست كه عدالت را تمجيد كنند ولي در نهايت، رعايت آن را فقط بر ديگران لازم و واجب ميدانند و خودشان را بالاتر از آن ميدانند كه بيش از حرف زدن درباره عدالت به پيش بروند. عملكرد بسياري از ما نيز امروز نشان ميدهد ما هم خواهان ظهور امام زمان نيستيم هر چند چنين خواستهاي را به زبان ميآوريم. اگر خواهان ظهور امام زمان بوديم همواره خود را ملزم به رعايت عدالت و صداقت درباره آحاد مردم ميكرديم و اين خواسته را در عمل نشان ميداديم. نكته مهمتر اينست كه بسياري از ما به دليل اينكه برپائي حكومت عدل مهدوي را مزاحم افسارگسيختگي خود ميدانيم، با ظهور امام زمان عليهالسلام موافق نيستيم. درست است كه به زبان نشان ميدهيم از منتظران پر و پا قرص ظهور هستيم، ولي آنچه در قلبمان ميگذرد چيز ديگري است. زيرا ميدانيم امام زمان با كسي تعارف ندارند و بدون ملاحظه اقدام به اجراي عدالت خواهند كرد، چيزي كه با منافع ما سازگاري ندارد. اگر ما موافق تحقق اين وعده الهي نيستيم، در واقع ما هم در عمل تحريفگريم و در دگرگوني فرهنگ مهدوي بيتأثير نيستيم.اکنون که در آستانه چهل و هفتمين دهه فجر انقلاب اسلامي ايران قرار داريم، يادآوري اين نکته مهم است که برپائي نظام جمهوري اسلامي با اين هدف صورت گرفت كه اين نظام بتواند در مسير برقراري عدالت گامهاي مؤثري بردارد و در اين راه دچار ملاحظه كاري و وقت گذراني نشود. اينكه چقدر طول ميكشد تا به زمان ظهور و برپائي حكومت موعود جهاني برسيم و عدالت جهاني برقرار شود دست خداست و ما حق نداريم زمان آن را تعيين كنيم، لكن ميتوانيم با تلاش براي حفاظت از اين نظام در برابر آفات و تزريق عدالت و انصاف و حق گرائي به آن، در مسيري گام برداريم كه مطمئن هستيم به آمادهسازي جهان براي ظهور موعود و برپائي حكومت عدل جهاني منجر خواهد شد.