موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13297
آينده را با مردم مي‌توان ساخت

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

به گذشته نبايد برگشت، در حال هم نبايد ماند، به آينده بايد فکر کرد. اين، مي‌تواند نقشه راه رسيدن به ايراني آباد و فارغ از دغدغه‌ها و ناملايمات کنوني باشد.

- آنچه در هفته سوم ديماه اتفاق افتاد، ابتدا يک اعتراض مسالمت‌آميز بود که مسئولان نيز آن را به رسميت شناختند و درصدد رفع مشکلات موجود از طريق گفتگو با معترضين برآمدند. رئيس ‌جمهور آمريکا و سران رژيم صهيونيستي با سوار شدن بر موج به وجود آمده از اعتراضات و با اعزام مهره‌هاي تعليم ديده خود به صحنه، به مردم خيانت کردند و مانع حل مسالمت‌آميز ماجرا شدند.

- آنچه در 18 و 19 ديماه در تهران و بسياري از شهرها رخ داد، حتي اغتشاش هم نبود، يک شورش بود که مباشران و مسببان آن به هيچ‌ چيز و هيچکس رحم نکردند و با به راه انداختن يک جنگ شهري درصدد تسخير ايران و فراهم ساختن مقدمات تجزيه آن برآمدند. بريدن سر افراد، آتش زدن مساجد و اماکن عمومي و منازل مردم، تخريب اموال عمومي و شليک به هرکس که در تيررس باشد، نه اعتراض است و نه اغتشاش بلکه يک شورش کامل است که تمام ويژگي‌هاي يک توطئه برنامه‌ريزي شده را در خود دارد و جامعه را به يک جنگ شهري مي‌کشاند.

- اين تحليل کاملاً واقع‌بينانه است که اين شورش و جنگ شهري ادامه جنگ 12روزه‌اي بود که رژيم صهيونيستي با حمايت آمريکا به ايران تحميل کرد و چون به هدفش نرسيد به اين ترفند متوسل شد. طبع شورش اين اقتضا را دارد که جوانان و نوجوانان با شور و هيجان وارد صحنه شده و ناخواسته قرباني مي‌شوند. جنگ شهري که بطور طبيعي ورود مدافعان امنيت را مي‌طلبد، عوارض منفي ناخواسته زيادي دارد که قرباني شدن معترضين ازجمله آنهاست کمااينکه قرباني شدن خود مدافعين امنيت نيز بخش ديگر اين ماجراست و آنچه مايه تأسف شديد و عارضه بسيار تلخ چنين واقعه‌اي است قرباني شدن همين دو دسته است.

- شورش هرچند مانند تندباد ويراني‌هائي به بار مي‌آورد ولي به سرعت عبور مي‌کند و از جنس ماندگار نيست. مهم اينست که متوليان امور، با رديابي مسير تندباد، منافذ را شناسائي کنند، آنها را ببندند و آينده را در برابر آن تضمين نمايند. اگر فقط به اين نکته توجه شود که زمينه ورود هيجاني جوانان و نوجوانان به صحنه را سياست‌هاي غلط و ناکارآمد متوليان امور فراهم ساخته است و همين توجه باعث تنبه آنان شود، آن تندباد يا تکرار نخواهد شد و يا ويرانگر نخواهد بود.

- پرداختن به رضا پهلوي که توخالي بودن لاف آخرين نبردش در حوادث دیماه بر خودش و اربابان آمريکائي و اسرائيليش روشن‌تر شد، وقت تلف کردن است. معدود افرادي هم که شعار او را به زبان آوردند از روي اعتقاد به او نبود بلکه مي‌خواستند عصبانيت خود از عملکرد متوليان امور را نشان بدهند. کسي که پدرش و پدربزرگش را انگليس‌ها روي کار آوردند، معلوم است که در ذهن ملت بزرگ ايران هرگز جائي نخواهد داشت. مردم ايران به گذشته برنمي‌گردند، مي‌خواهند از وضعيت موجود عبور کنند و به آينده‌اي روشن، امن، باثبات و مرفه برسند.

- در مورد حوادث ديماه، به جاي پرسيدن درباره اينکه چه کسي کشته، بايد پرسيد جمهوري اسلامي چرا به اينجا رسيده که اينهمه کشته روي دستش بماند؟ مسئولاني که زمين و آسمان را به هم مي‌دوزند تا طرح جواني جمعيت موفق شود، چرا کاري کردند که سياست‌هايشان به کشته شدن هزاران جوان و نوجوان منجر شود؟

- درست است که جنگ 12روزه و شورش ديماه نشان دادند جمهوري اسلامي با دخالت خارجي از بين نمي‌رود، ولي نبايد سياست‌هايش بگونه‌اي باشد که خودش باعث زوال خودش شود. براي اينکه به اين نقطه نرسد، بايد خود درصدد اصلاح سياست‌هايش برآيد. مسئولان بايد بدانند اگر خودشان با قيد فوريت درصدد تصحيح سياست‌ها برنيایند ديگران بي‌کار نمي‌نشينند.

- قوي‌ترين سد براي خنثي‌سازي توطئه دشمن، همراه داشتن مردم است. با پشتوانه مردمي در برابر تمام توطئه‌ها مي‌توان ايستاد و پيروز شد. با تغيير سياست‌ها، به مردم نزديک شويد، جبران مافات کنيد و زخم‌ها را التيام دهيد تا پشتوانه مردمي را داشته باشيد.

- آرامش فعلي را به معناي پايان ماجرا ندانيد. براي مقابله با طوفان‌هاي بعدي به مردم نياز داريد. اگر مردم را داشته باشيد اصولاً طوفاني نخواهد بود. پشتوانه مردمي قوي‌ترين بازدارنده است. آينده را با مردم مي‌توان ساخت.