موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13296
چشم‌انداز توليد سه‌ميليون‌دستگاه خودرو؛ وعده‌اي که محقق نشدعضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران با

چشم‌انداز توليد سه‌ميليون‌دستگاه خودرو؛ وعده‌اي که محقق نشدعضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران با اشاره به چشم‌انداز ترسيم‌شده براي صنعت خودرو کشور تا پايان سال 1404، مي‌گويد: هدف توليد سالانه سه ميليون دستگاه خودرو نه‌تنها محقق نشد، بلکه در حوزه‌هايي مانند صادرات، کيفيت و قيمت نيز فاصله معناداري ميان وعده‌ها و واقعيت‌ها وجود دارد.سلمان ابراهيمي‌نژاد در گفت‌و‌گو با خبرگزاري صدا و سيما، مي‌گويد: براساس چشم‌انداز ترسيم شده براي صنعت خودرو کشور قرار بود تا پايان سال 1404، ايران سالانه 3 ميليون دستگاه خودرو توليد کند و به يکي از قطب‌هاي خودروسازي منطقه تبديل شود اما حالا که به پايان اين بازه نزديک شده‌ايم، سؤال اصلي اين است: چقدر از اين وعده محقق شد؟به گفته وي، طبق آمار رسمي وزارت صمت، بيشترين توليد خودروي کشور در يک سال، حدود يک ميليون و 600 هزار دستگاه بوده؛ يعني حتي در بهترين حالت، کمتر از 55 درصد هدف سند چشم‌انداز، در بسياري از سال‌ها، توليد به زير يک ميليون دستگاه هم سقوط کرده است.ابراهيمي‌نژاد گفت: ازسوي ديگر، سند چشم‌انداز تنها به شمارگان نگاه نکرده بود؛ قرار بود صادرات، کيفيت و رقابت‌پذيري هم افزايش پيدا کند. اما آمار‌ها نشان مي‌دهد صادرات خودرو ايران در اغلب سال‌ها کمتر از 50 هزار دستگاه بوده؛ يعني کمتر از دو درصد توليد، آن هم عمدتاً به بازار‌هاي محدود و ناپايداري که امروز ديگر در دسترس نيستند. عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران مي‌گويد: در حوزه کيفيت، گزارش‌هاي رسمي شرکت بازرسي کيفيت و استاندارد ايران نشان مي‌دهد بخش قابل‌توجهي از خودرو‌هاي داخلي در سطوح کيفي پايين قرار دارند و رضايت مصرف‌کننده در يک دهه گذشته روندي کاهشي داشته است.وي افزود: از نظر قيمت هم، قرار بود افزايش تيراژ و تکيه به افزايش عمق داخلي‌سازي، باعث کاهش هزينه تمام‌شده شود؛ اما در عمل، داخلي‌سازي در بسياري از قطعات راهبردي به سمت تغيير برچسب قطعات سوق يافته و قيمت خودرو طي يک دهه بيش از 10 برابر افزايش يافته و خودرو از يک کالاي مصرفي به کالاي سرمايه‌اي تبديل شده است. به گفته ابراهيمي‌نژاد، واقعيت اين است که چشم‌انداز صنعت خودرو، بيش از آنکه يک برنامه اجرايي دقيق باشد، يک هدفگذاري خوش‌بينانه بدون الزامات نهادي، رقابتي و مديريتي بود و امروز سؤال اساسي اين است آيا براي آينده صنعت خودرو، دوباره اعداد بزرگ مي‌نويسيم؟ يا اين‌بار، از تجربه قبلي درس مي‌گيريم؟ عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران با اشاره به علل عدم تحقق چشم‌انداز ترسيم شده، گفت: آنچه به‌عنوان چشم‌انداز توليد سه ميليون خودرو تا سال 1404 مطرح شد، از همان ابتدا بيش از آنکه يک برنامه صنعتي باشد، يک هدفگذاري خوش‌بينانه بود. ظرفيت واقعي صنعت خودرو ايران، خطوط توليد فرسوده، سرمايه‌گذاري محدود و اتکاي طولاني‌مدت به پلتفرم‌هاي قديمي، اجازه جهش تيراژ را نمي‌داد. در چنين ساختاري، افزايش توليد به‌جاي صرفه اقتصادي، هزينه‌ها را بيشتر مي‌کرد. وي افزود: ازسوي ديگر، داخلي‌سازي بيشتر در حد آمار باقي ماند. قطعات کليدي و راهبردي همچنان وابسته به واردات بودند و با هر شوک ارزي يا محدوديت خارجي، زنجيره توليد متوقف مي‌شد. صنعتي که قرار بود مقاوم باشد، با اولين بحران، شکنندگي خود را نشان داد. ابراهيمي‌نژاد گفت: در بُعد اقتصادي، مشکل عميق‌تر بود. توليد خودرو براي هر دو خودروساز اصلي، سال‌ها به فعاليتي زيان‌ده تبديل شده بود. خودروسازان با هر خودرو، زيان انباشته بيشتري ثبت مي‌کردند و طبيعي است در چنين شرايطي، انگيزه‌اي براي افزايش تيراژ يا سرمايه‌گذاري باقي نماند. توليد بيشتر، به معناي زيان بيشتر بود. عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران افزود: در حوزه صادرات هم فاصله ميان شعار و واقعيت آشکار شد. نبود استاندارد‌هاي جهاني، برند معتبر و شبکه خدمات، صادرات را به عددي روي کاغذ تبديل کرد.وي گفت: در نهايت، ساختار دولتي صنعت خودرو، اين شکست را تکميل کرد. دولتي که هم قيمتگذار است، هم مدير منصوب مي‌کند و هم سياستگذار، عملاً پاسخ‌گو نيست. تحريم‌ها بي‌تأثير نبودند، اما مسئله اصلي اين بود که سند چشم‌انداز، واقع‌گرايانه نوشته نشد. عضو هيئت علمي دانشگاه علم و صنعت ايران معتقد است، چشم‌انداز سه ميليون خودرويي نه به‌خاطر بلندپروازي، بلکه به‌دليل فاصله گرفتن از واقعيت‌هاي فني و اقتصادي شکست خورد. عدد هدفگذاري شد، اما مسير رسيدن به آن طراحي نشد.

عناوین این صفحه