ما ز درياييم و دريا ميرويم
به مناسبت نخستين سالگرد درگذشت زنده ياد محمدحسن اصغرنيا مرد ايمان، آرمان و آزادگي
يازدهم بهمن ماه مصادف است با نخستين سالگرد درگذشت مرحوم مغفور زنده ياد محمد حسن اصغرنيا. به همين مناسبت، اشارهاي مختصر به برخي از تلاشها و ويژگيهاي شخصيتي اين بزرگمرد، در ايام حيات پربرکتشان ميشود.
شادروان اصغرنيا، در خانوادهای نسبتاً مرفه در رشت متولد شد. پدرش حاج حسن اصغرنيا، از تاجران معروف و خوشنام گيلان بود که بينشي والا و تعلق خاطر شديد به اسلام داشتند. در اوج فعاليت گروههاي سياسي، فرزندش را براي ادامه تحصيلات متوسطه به قم و مدرسه دين و دانش فرستاد.
فرزند خلف او نيز با بهره گيري از تعالیم مذهبي، علمي و اخلاقي از استاداني همچون شهيد مظلوم آيتالله بهشتي، اعتلاي کلمةالله را وجهه همت خود ساخت.
از آنجاييکه رشد و پرورش او در يک خانواده مذهبي اصيل انجام شده بود، وي از فعالين پرتلاش مسجد جاويد پيش از انقلاب شد.
ارتباط تنگاتنگ و مصاحبت با علما و روحانيا ن و عناصر انقلابي پيش و پس از انقلاب اسلامي باعث شد تا روز به روز و بيش از پيش آگاهتر و مصممتر در مسير اهداف خود پيش رود.
پيش از انقلاب، او با فرزند يکي از روحانيان و سخنوران نامدار رشت، مرحوم حجتالاسلام والمسملين هادي حسام ملقب به حسام الواعظين گيلاني ازدواج کرد. خانواده حسام نيز ازجمله خانوادههاي بزرگ و متدين شهر رشت بودند.
اصغرنيا، يکي از مبارزان معتقد و آزاده و عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي بود و در اوج شرايط سخت اوايل انقلاب، هر هفته در جلسات روزهاي يکشنبه حزب با حضور نمايندگان قواي مقننه، مجريه و قضائيه و اعضاي حزب حضور فعال داشت.سر انجام در حادثه هفتم تير سال 1360 و انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي توسط منافقين که منجر به شهادت شهيد بهشتي و 72 تن از حاضرين در جلسه حزب گرديد، مرحوم اصغرنيا نيز که در آن زمان مسئوليت استانداري سمنان را نيز برعهده داشت، به شدت مجروح شد و تا پايان عمر 43 سالهشان (پس از آن حادثه تروريستي)، جراحات ناشي از آن را جنايت بيرحمانه را صبورانه تحمل کردند. مرحوم اصغرنيا دلبستگي و تعلق خاطر زيادي به آيتالله شهيد بهشتي و افکار و آرمانهاي آن بزرگمرد داشت و همواره تلاش ميکرد تا به شيوههاي مختلف آنها را نشر و ترويج دهد.
او از نخستين استانداران پس از انقلاب بود و در سالهاي دشوار و همزمان با آغاز جنگ تحميلي و اوج دخالتهاي گروهکهاي تروريستي، مسئوليت استانداري در استانهاي سمنان و کردستان بر عهده گرفت. با توجه به مشي و روحيات آقاي اصغرنيا مردم استاندار را از خودشان جدا نميدانستند و بالعکس او نيز مردم را صميمانه و صادقانه، گرامي ميداشت.
با توجه به اعتقاد راسخ وي به لزوم توسعه علمي و زيربنايي استان کردستان، دانشگاه آزاد اسلامي واحد سنندج را به عنوان دومين واحد آن دانشگاه در سراسر کشور با حمايتهاي آيتالله هاشمي رفسنجاني در سال 1362 تأسيس کرد و سيزده سال مسئوليت آن را بر عهده داشتند. در اين مدت در راستاي جذب و به کارگيري استادان صاحب نظر و توسعه دانشگاه و ايجاد رشتههاي جديد مورد نياز استاني و ملي بسيار کوشيدند. بيشک آن دانشگاه يکي از باقيات الصالحات مهم ايشان است و تا کنون چندين هزار دانشجو، از اين دانشگاه فارغ التحصيل شدهاند.
دو شخصيت در زندگي اصغرنيا، همچون خورشيد ميدرخشيدند. نخست ميرزاکوچک خان جنگلي و سپس شهيد آيتالله بهشتي. او همواره تلاش ميکرد تا زواياي مکتوم نهضت جنگل را روشن کند. لذا «مرکز بازشناسي نهضت جنگل»را بنياد نهاد و سالها با زحمات و کوششهاي فراوان، زمينه پژوهش و انتشار مقالات و کتابهايي را با همکاري پژوهشگران، مورخان و گيلان شناسان در جهت اهداف مرکر، فراهم نمودند.
از ديگر آثار ماندگار ايشان، احياي مؤسسه عصاي سفيد بود. در اين مؤسسه نيز خدمات ارزشمندي را براي آموزش و تمهيد شرايط حضور مؤثر کم بينايان و نابينايان در جامعه انجام دادند. علاوه بر اين که همواره در خدمت رساني به نابينايان خسته ناپذير بود، بدون هر گونه ريا و منت براي آنان کار ميکرد و با تشويق ديگران سعي ميکرد تا ساير افراد را نيز در خدمت رساني به اين افراد مشارکت دهد و معتقد بود که اين خدمت عين عبادت است و اگر بتوانيم اين افراد را خوشحال کنيم، هنر کردهايم و خداوند نيز از ما راضيتر خواهد بود.
مرحوم اصغرنيا علاوه بر فعاليتهاي مديريتي-اجرايي در وزارت کشور و استانداري سمنان و کردستان در دهه شصت، با تأسيس دانشگاه آزاد کردستان، به عضويت هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي در آمد و سه دهه به تدريس و آموزش در دانشگاههاي مختلف کشور پرداخت. او همچنين در دهه هفتاد تا نود، سالها در کسوت مشاور وزير امور خارجه، مشاور وزراي ادوار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مشاور رياست سازمان تربيت بدني، مشاور رياست سازمان بهزيستي و قائم مقام دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي و مشاور رياست سازمان اسناد و کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران فعاليت نمود.
در مجمع استانداران نيز عضو هيأت رئيسه مجمع و از فعالين آن نهاد بود و تلاش ميکرد تجربيات مديريتي خود و سايرين استانداران کشور را به طرق مختلف از طريق برگزاري جلسات هم انديشي، مقالات و سخنرانيها و تدوين تاريخ شفاهي به نسل بعدي مديران اجرايي کشور منتقل کند.
در خصوص شخصيت چندوجهي سياسي، فرهنگي و اخلاقي مرحوم اصغرنيا و مهمترين ويژگيهاي شخصيتي که در ايشان پررنگ و برجسته بود، ميتوان حق گويي و حق خواهي، شجاعت و صراحت لهجه، عطوفت و مهرباني، مطالعه و انديشه ورزي، تشويق افراد به نقد سازنده اثربخش، خيرخواهي و نيک نفسي، تواضع و به ياد ديگران بودن، خوش خلقي و خنده رويي، مشکل گشا بودن، مردمي بودن، دغدغهمند بودن، اعتقاد تزلزلناپذير به آرمانها، عشق و علاقه خاص به اهلبيت عليهمالسلام، اثرگذاري با بيان مستدل و مستند، آزاده بودن و نگاه مسئولانه داشتن به مسائل مملکتي، رضايتمندي و احترام و تکريم همسر و خانواده، جذب حداکثري و دفع حداقلي را نام برد.
بطور کلي اخلاص عمل و تلاش در راه خدا، در تمامي کارهايشان هويدا بود و ميتوان گفت که چه زيبا زندگي کرد و چه زيبا به معبودش پيوست و به راستي مصداق عاش سعيداً و مات سعيداً شد. روحش شاد و يادش گرامي باد...
دکترکیانوش کیانی