گزارش يک شاهد عيني ايراني-آمريکايي از حوادث 18 و 19 ديمن در شبهاي 8 و 9 ژانويه 2026 در تهران بودم. آنچه شاهد آن بودم يک اعتراض مسالمتآميز نبود، بلکه يک جنگ واقعي بود که در خيابانهاي تهران و ساير شهرهاي ايران در حال وقوع بود.آن شبها با مرگ و ويراني همراه بود. سلاحهاي شکاري، چاقو، خنجر، کوکتل مولوتوف و مواد آتشزا آشکارا مورد استفاده قرار گرفتند. خود زندگي عمومي هدف قرار گرفت. بانکها، بازارها، مغازهها، مدارس، کتابخانهها، سينماها، مراکز فرهنگي و مذهبي، خودروهاي پليس، خودروهاي آتشنشاني، تأسيسات توليد برق، آمبولانسها و ساختمانهاي شهرداري به آتش کشيده يا ويران شدند. اينها از تاريکترين لحظات يک تراژدي ملي بودند. يک اپوزيسيون بيملاحظه و کور با فروش کشور، خودکشي سياسي کرد و خشونت را از داخل ايران و مداخله نظامي را از خارج از مرزهاي آن دعوت کرد.اعتراضات در ابتدا به صورت مسالمتآميز در بازار بزرگ تهران آغاز شد و بر نارضايتيهاي اقتصادي متمرکز بود. دولت رئيسجمهور مسعود پزشکيان با فروتني کامل با نمايندگان معترضان ديدار کرد و قول داد که به خواستههاي آنها رسيدگي کند. در آن مرحله، شعارها درباره تورم، سقوط ريال و از دست دادن قدرت خريد بود، نه دموکراسي، تغيير رژيم يا مداخله خارجي.آنچه در پي آمد، چيزي کاملاً متفاوت بود. تظاهرات عمداً از روز به شب تغيير مسير داد و افرادي که براي ايجاد ناآرامي آموزش ديده بودند، مجهز به سلاح ظاهر شدند. اهداف سياسي جايگزين اعتراض اقتصادي مشروع شد و تظاهرات را به خشونت سازمانيافته تبديل کرد. خسارت به اموال عمومي به تنهايي دهها ميليارد دلار تخمين زده ميشود، ضررهايي که در نهايت بر دوش ايرانيان عادي خواهد بود.بنابراين، وقتي مايک پمپئو، وزير امور خارجه سابق آمريکا، توييت کرد و به «هر ايراني در خيابانها و هر مأمور موسادي که با آنها همراه است» تبريک گفت، تعجب نکردم. اين بيانيه نه تنها به خاطر آنچه که تلويحاً بيان ميکرد، بلکه به اين دليل که آشکارا ناآراميها را چيزي غير از يک جنبش اعتراضي داخلي جلوه ميداد، خارقالعاده بود. به گزارش جروزالم پست، پيامي به زبان فارسي منتسب به يک حساب کاربري X مرتبط با موساد، مستقيماً ايرانيان را خطاب قرار داده و گفته است:«با هم به خيابانها برويد. زمان آن فرا رسيده است. ما با شما هستيم. نه تنها از راه دور و به صورت شفاهي. ما در ميدان با شما هستيم.»تامير موراگ، روزنامهنگار اسرائيلي، بعداً اظهار داشت که عناصر خارجي، معترضان را با سلاحهاي واقعي مسلح کردهاند و در مرگ صدها نفر از پرسنل امنيتي ايران نقش داشتهاند. اين موضوع روشن ميکند که چرا يخيل ليتر، سفير اسرائيل در ايالات متحده، اخيراً به انفجار پيجرهاي حزبالله در لبنان اشاره کرد و نتيجه گرفت: «آنها در مقايسه با اقدامات عليه ايران ساده به نظر ميرسند.»خواندن اين اظهارات درحالي که واقعيت خيابانهاي ايران را مشاهده ميکنيم، جاي کمي براي زبان «اعتراض مسالمتآميز» باقي ميگذارد. آنچه پديدار شد، شبيه يک جنگ داخلي بود که فراتر از مرزهاي ايران تشويق، تقويت و شکل داده شده بود.حتي رضا پهلوي نيز اين واقعيت را تصديق کرد و به CBS News گفت: «اين يک جنگ است و جنگ تلفات دارد.» با اين حال، او پا را فراتر گذاشت و خواستار اقداماتي شد که در سطح بينالمللي به عنوان تجاوز و خرابکاري شناخته ميشوند. او از ايرانيان خارج از کشور خواست که پرچم رسمي ايران در سفارتخانهها را با پرچم قبل از انقلاب جايگزين کنند. در بسياري از کشورهاي ميزبان، چنين اقداماتي جرم محسوب ميشود و ميتواند منجر به دستگيري و پيگرد قانوني شود.از ميان تمام اظهاراتي که خواندم و شنيدم، هيچکدام تکاندهندهتر از اظهارات رئيسجمهور آمريکا نبود. رئيسجمهور ترامپ در Truth Social نوشت:"ميهنپرستان ايراني، به اعتراض ادامه دهيد، نهادهاي خود را به دست بگيريد!!!... کمک در راه است."حتي نگرانکنندهتر اينکه، او بعداً آشکارا خواستار تغيير رژيم شد و اعلام کرد که "زمان جستجوي رهبري جديد در ايران است."آيا چنين لفاظيهايي اگر به سمت داخل باشد، تحمل خواهد شد؟ در 10 ژانويه، ميليونها آمريکايي در بيش از 1000 مکان در سراسر ايالات متحده به طور مسالمتآميز اعتراض کردند و مرگ رنه ان. گود، که توسط ICE کشته شد، را محکوم کردند. اين اعتراضات با استقرار گارد ملي روبرو شد. اگر اعتراض مسالمتآميز در مينياپوليس مستلزم پاسخ نظامي است، چگونه ميتوان ناآراميهاي مسلحانه در ايران را از هزاران مايل دورتر تشويق کرد؟ به همان اندازه، تظاهرات گستردهاي که پس از خشونتها برگزار شد، ناديده گرفته شد، زماني که ميليونها ايراني در سراسر کشور خيابانها را پر کردند تا قتلها، آتشسوزيها و هرج و مرج را محکوم کنند. اين صداها به ندرت تيتر اخبار بينالمللي ميشدند.هفته گذشته در يک مراسم تشييع جنازه عمومي در تهران، ياد حداقل 300 افسر پليس و نيروهاي امنيتي بسيجي که با بيرحمي شديد کشته شدند، گرامي داشته شد.مراسم تشييع جنازه مشابهي در شهرهاي ديگر برگزار شد.تخمينها نشان ميدهد که حداقل 3000 نفر در جريان اين شورشها کشته شدهاند. کساني که اين خشونت را فراخواندند، ترويج کردند يا از آن تجليل کردند، بايد مسئوليت اخلاقي و حتي قانوني خونريزي را بر عهده بگيرند امام محمد علي الهي اين استدلال دفاع از مقامات ايراني نيست. هيچ دولتي کامل نيست و ايران فرصتهاي مهمي را براي اصلاحات بيشتر و آشتي سياسي، به ويژه پس از جنگ 12 روزه سال گذشته با اسرائيل، از دست داده است. اما هيچ يک از اين شکستها، جايگزيني اعتراضات مسالمتآميز با هرج و مرج مسلحانهاي که توسط سرويسهاي اطلاعاتي خارجي دامن زده ميشود را توجيه نميکند.اگر رئيسجمهور ترامپ واقعاً به مردم ايران اهميت ميدهد، چرا به گسترش تحريمهايي که قربانيان اصلي آن شهروندان عادي هستند، ادامه ميدهد؟ اين تحريمها دسترسي به داروهاي ضروري را محدود کرده و درآمد خانوارها را نابود کرده است. نااميدي عمومي ناشي از تورم و سقوط ارز ناشي از بيش از 12000 تحريم ناعادلانه اعمال شده عليه ايران است. کمک به ايرانيان به معناي لغو تحريمها است، نه ارسال بمب يا تشويق خونريزي.چگونه کسي ميتواند ادعاي اقتدار اخلاقي در مورد حقوق بشر در ايران داشته باشد، درحالي که نسلکشي سالهاي اخير در غزه، کرانه باختري و لبنان را که صدها هزار غيرنظامي توسط ارتش اسرائيل کشته يا زخمي شدهاند، ناديده بگيرد؟ عميقاً شرمآور است که رضا پهلوي که نزديک به پنج دهه با ثروت انباشته شده قبل از انقلاب در خارج از کشور به راحتي زندگي کرده است، اکنون آشکارا از اسرائيل و آمريکا التماس ميکند که به ايران حمله کنند تا او بتواند به قدرت بازگردد، حتي اگر ايران به سرنوشت سودان، سوريه، يمن، ليبي يا افغانستان دچار شود. به همان اندازه شرمآور است که برخي افراد که قصد بازگشت به ايران را ندارند، پرچمهاي اسرائيل را تکان ميدهند و خواستار بمباران کشور خود ميشوند، بيتفاوت به رنج اعضاي خانواده خود که عواقب آن را متحمل ميشوند.اين وقايع خاطرات دردناک 19 آگوست 1953 را زنده ميکند، زماني که نخستوزير منتخب دموکراتيک ايران، دکتر محمد مصدق، در کودتايي با حمايت سيا سرنگون شد و دههها استبداد و سرکوب ساواک تحت رهبري پدر رضا پهلوي آغاز شد. انقلاب 1979 پاسخ مستقيمي به آن بيعدالتي بود. آيتالله خميني در سال 1979(1357) از تبعيد بازگشت، درحالي که جان خود را به خطر ميانداخت، خواستار تظاهرات مسالمتآميز، منع خشونت، رد کمکهاي خارجي و دستور به هواداران براي اهداي گل به سربازان حتي در هنگام شليک گلولهها بود. من به عنوان يک امام ايراني-آمريکايي که هم ايران و هم ايالات متحده را دوست دارد و به عنوان يک رهبر بين اديان که 35 سال به اين کشور خدمت کرده است، مستقيماً از رئيسجمهور ترامپ درخواست ميکنم اجازه ندهيد سياست ايران توسط بنيامين نتانياهو، که بقاي سياسياش مدتهاست به درگيريهاي دائمي گره خورده است، شکل بگيرد.شما قول داديد که رئيسجمهور صلح باشيد. بسياري از مسلمانان آمريکايي از شما حمايت کردند زيرا شما متعهد شديد که به جنگها پايان دهيد، نه اينکه جنگهاي جديدي را شعلهور کنيد. ايران اعلام کرده است که تأسيسات هستهاي آن براي مذاکره باز است و با گفتگو موافقت کرده است. به ديپلماسي به جاي تخريب احترام بگذاريد.اگر مردم ايران را دوست داريد، آن را از طريق لغو تحريمها، گسترش شفقت و انتخاب گفتگو نشان دهيد، نه از طريق انفجار، تخريب و ريختن خون بيگناهان. خوشا به حال صلحجويان.طبق آخرين نظرسنجيها، 70 درصد از آمريکاييها با اقدام نظامي عليه ايران مخالفند. فقط ميتوان اميدوار بود که خداوند حکيم 30 درصد باقي مانده را هدايت کند.امام محمد علي الهيرهبر معنوي، خانه حکمت اسلاميميشيگان