عدالتخواهی و احترام به آزادیها، عوامل تداوم انقلاب اسلامیاستاد شهید مرتضی مطهری...خوشبختانه در این
عدالتخواهی و احترام به آزادیها، عوامل تداوم انقلاب اسلامیاستاد شهید مرتضی مطهری...خوشبختانه در این صد سال اخیر این مسائل از نو مطرح شد. حرف من این است: حالا که مطرح شده است ما بر سر یک دو راهی قرار گرفتهایم. گفتیم که اسلام با انقلاب پیوند دارد، بذر انقلاب در اسلام وجود دارد. ولی ما مسلمانهای به اصطلاح انقلابی، ما که الان، هم مسلمانیم و هم معتقد به انقلاب، بر سر یک دو راهی قرار گرفتهایم و این دو راهی خیلی دقیق است یعنی در ابتدا تشخیص داده نمیشود که دو راه است اما واقعا دو راه است و تدریجا با یکدیگر زیاد فاصله میگیرند و آن این است که انقلاب اسلامی یا اسلام انقلابی؟ آینده ما چه باید باشد؟ راه آیندة ما راه انقلاب اسلامی باید باشد یا راه اسلام انقلابی؟ انقلاب سالامی یعنی راهی که هدف اسلام و ارزشهای اسلامی است، انقلاب و مبارزه برای برقراری ارزشهای اسلامی است، یعنی مبارزه برای ما هدف نیست وسیله است، اسلام و ارزشهای اسلامی برای ما هدف است. ما انقلاب میکنیم برای ارزشهای اسلامی، مبارزه میکنیم برای ارزشهای اسلامی، پس هدف برای ما اسلام است، مبارزه و انقلاب برای ما وسیله است. اما عدهای میان انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی اشتباه میکنند یعنی برای آنها مبارزه و انقلاب هدف است. اسلام وسیلهای است برای مبارزه و انقلاب. نتیجهاش این است که از اسلام انتخاب میکنیم؛ هرچه از اسلام ما را در مسیر مبارزه قرار بدهد آن را قبول میکنیم و هرچه از اسلام – لااقل فکر کنیم – ما را در مسیر مبارزه قرار ندهد آن را از اسلام طرد میکنیم. آنوقت براساس این که ما اسلام را هدف و مبارزه و جهاد را وسیلهای برای برقراری ارزشهای اسلامی بدانیم یا مبارزه را هدف بدانیم تفسیرها از اسلام، انسان، توحید، تاریخ، جامعه و تفسیرها از آیات قرآن متضاد و متناقض میشود. آن که مبارزه را هدف میداند میگوید من همیشه باید در حال مبارزه باشم و اصلا اسلام آمده برای مبارزه. نه، اسلام نیامده برای مبارزه در اسلام عنصر مبارزه هست. اسلام خیلی دستورها آورده است یکی از آنها مبارزه است اما نه این که اسلام آمده فقط برای مبارزه و هدفی جز مبارزه ندارد، اسلام آمده برای این که بشریت را به سعادت برساند، یکی از وسایلی که در شرایط خاص از آن وسایل استفاده میکند مبارزه است.ریشه این فکر که «مبارزه اصل است»این فکر که مبارزه اصل است ناشی از فکر دیگری است که کسانی که مادی فکر میکنند در مورد جامعه و تاریخ دارند و آن این است که تاریخ و طبیعت جریان به اصطلاح دیالکتیکی را طی میکنند و از میان اضداد عبور میکنند، همیشه در دنیا جنگ اضداد آنهم به شکل دیالکتیکی برقرار است1 یعنی هر واحدی در طبیعت و در تاریخ بالضروره ضد خود و نفیکنندة خود را در درون خود پرورش میدهد و بعد میان خودش و خودش یعنی میان عناصر کهنه خودش و عناصر نو خودش جنگ در میگیرد و این جنگ به پیروزی آن ضدی که تازه پا به دنیا گذاشته، به پیروزی نو و ترکیب شدن نو و کهنه (به یک معنی دیگر) میانجامد. باردیگر این جریان شروع میشود. اصلا طبیعت جنگ است، زندگی جنگ است، جامعه جنگ است، همه چیز جنگ است. اخلاق خوب هم یعنی همیشه شکل آنتیتز را داشتن، شکل انکار هرچه هست و انکار وضع موجود را داشتن، وضع موجود هرچه میخواهد باشد. تا دیروز شما مبارزه میکردید برای این که یک وضعی به وجود بیاید. شما که در این جبهه بودی مترقی بودی، متکامل بودی، کارَت صحیح بود. همینقدر که این وضع به وجود آمد، فورا در درونش یک حالت انکار این وضع به وجود میآید، دیگر تو بعد از این کهنه هستی و باید از بین بروی و باید آن دومی به وجود بیاید. اساسا این مبارزه یک لحظه متوقف نمیشود و نباید هم متوقف شود و همیشه هرچه چهره مبارزه را داشته باشد حقانیت هم مال اوست. آنوقت در همه جا مبارزه معیار اسلام میشود؛ عدهای هم کوشش میکنند که اسلام را به قول خودشان انقلابی کنند نه این که انقلاب را اسلامی کنند. اگر بنا شود که تفاوتهای اینها را – یعنی آنجا که میخواهد انقلاب اسلامی باشد یا اسلام انقلابی باشد – یک یک ذکر کنیم که چگونه راهها با هم فرق میکند طول میکشد.عوامل تداوم انقلاب اسلامی1. ادامه دادن مسیر عدالتخواهیاگر ما واقعاً اذعان کردیم به این که انقلاب ما یک انقلاب ماهیتا اسلامی بوده یعنی عدالتخواهانه بوده ولی عدالت اسلامی، آزادیخواهانه بوده آزادی اسلامی، استقلالخواهانه بوده استقلال اسلامی، یعنی همة اینها را جامعه ما در ضمن اسلام میخواست، تمام ارزشهای عالی را جامعه ما در سایه و ظلّ اسلام و توأم با معنویت اسلامی خواسته، آینده این انقلاب آن وقت محفوظ خواهد بود و این انقلاب آن وقت تداوم پیدا خواهد کرد که اولا مسیر عدالتخواهی را برای همیشه ادامه بدهد یعنی دولتهای آینده واقعا و عملا در مسیر عدالت اسلامی گام بردارند، برای پر کردن شکافهای طبقاتی اقدام کنند، تبعیضها را واقعا از میان ببرند؛ جامعه توحیدی به مفهوم اسلامی، جامعه بیطبقه به مفهوم اسلامی نه جامعه بیطبقه به مفهومی که دیگران میگویند – که میان اینها از زمین تا آسمان تفاوت است – ایجاد کنند، دولتِ حال و آینده برای برقراری جامعه بیطبقه اسلامی کوشش کنند والاً اگر عدالت فراموش شود انقلاب شکست میخورد چون اصلا ماهیت این انقلاب ماهیت عدالتخواهانه بوده است.2. احترام به آزادیهاثانیاً باید ما به آزادیها به معنی واقعی در آینده احترام بگذاریم یعنی اگر دولت اسلامی، جمهوری اسلامی، حکومت اسلامی بخواهد زمینه اختناق را به وجود بیاورد قطعا شکست خواهد خورد. البته آزادی غیر از هرج و مرج است. آزادی به معنی معقول. هرکسی در درجه اول فکرش باید آزاد باشد، بیان و قلمش باید آزاد باشد. اما فکر آزاد باشد یعنی اگر کسی واقعا منطقی و فکری دارد فکر خودش را بگوید. اتفاقا تجربههای گذشته نشان داده است که هر وقت در جامعه ما نوعی آزادی فکری بوده – ولو از روی سوءنیت هم بوده است – این امر به ضرر اسلام تمام نشده بلکه به سود اسلام تمام شده است [مشروط به این که ما هم حرف خودمان را بزنیم نه این که آنها]2 حرفشان را بزنند ما سکوت کنیم و حرف خودمان را نزنیم. بگذارید آنها درباره اقتصادی که خودشان مطرح میکنند حرفشان را آزادانه بزنند ما هم حرف خودمان را آزادانه بزنیم. بگذارید آنها تفسیر خودشان را درباره انسان، تاریخ و جامعه آزادانه بگویند ما هم حرفمان را بزنیم. و در این زمینه است که اسلام بیشتر رشد میکند.منبع – مجموعه آثار (آینده انقلاب اسلامی ایران)، ج 24، صفحات 172 تا 175ـــــــــــ1- البته این که جنگ اضداد هست یک فکر بسیار قدیمی و الهی است.2- [افتادگی از نوار است.]