موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13290
بزرگترين اشتباهي که باعث حذف تيم اميد شدفدراسيون فوتبال مي‌توانست با انتخاب سرمربي موفق سال‌هاي اخير

بزرگترين اشتباهي که باعث حذف تيم اميد شدفدراسيون فوتبال مي‌توانست با انتخاب سرمربي موفق سال‌هاي اخير فوتبال پايه از يک حذف تلخ ديگر جلوگيري کند اما دوباره اشتباه کرد و هدايت تيم را به يک مربي کم تجربه و ناپخته داد.به گزارش مهر، فوتبال ايران بازهم باختي ديگر را به کارنامه ناموفق خود در تيم‌هاي پايه افزود و نشان داد که ارزش و اهميتي براي آکادمي‌ها و تيم‌هاي پايه قائل نيست و تيم‌هاي اميد و جوانان و نوجوانان حياط خلوتي براي فدراسيون است که معاملات دوستانه در آنجا انجام مي‌شود و براساس بده بستانهاي سياسي و مناسبتي دست به دست مي‌گردد!تيم اميد کشورمان از همان روز اول انتخاب سرمربي معلوم بود که پايانش به همينجايي ختم خواهد شد که شد. وقتي مربي جوان با ارتباطات پشت پرده و تحت سفارش يکي از مسئولان انتخاب مي‌شود و بدون پشتوانه قبلي و بدون تجربه کار با جوانان و رهبري تيمهاي پايه حکم سرمربيگري مي‌گيرد، بايد هم انتظار چنين نتيجه‌اي را داشته باشيم.اميد روانخواه بازيکن خوبي بود و شايد يکي از تأثيرگذارترين افرادي بود که تيمش را کمک مي‌کرد و در همه بازيها و مسابقات مي‌درخشيد. اين نقطه ضعف و نقيصه بر خود او هم وارد است که نبايد بدون طي مراحل رشد گام به گام و کسب تجارب لازم اين مسئوليت را مي‌پذيرفت و در اين شرايط حساس بر مسند سرمربيگيري مي‌نشست.او حتي در انتخاب کمک‌هاي خود هم دقت لازم را نداشت و گويا آنها هم نفرات تحميلي و سفارشي بودند. آنگونه که در سه بازي از او ديديم همواره کنار زمين راه مي‌رفت و دستيارانش نيز فقط تماشاگر بازي بودند و هيچگونه واکنشي در کمک و راهنمايي فني او و بازيکنان داخل زمين نداشتند.ضمن اينکه کادر فني اين تيم هم نشان داد که تنها با يک برنامه تاکتيکي به ميدان مي‌رفت و براي لحظات خاص و زمان گره خوردن بازي برنامه ديگري نداشت و حربه‌اي جز بازي مستقيم و استفاده از مهاجم بلند قد براي اثر گذاشتن در داخل زمين نبود.در واقع پلن دوم و سومي در مواقع گره خوردن کار تيمي از خود نشان نداد. حتي از بازيکنان ليگ برتري و لژيونرهاي خود هم نتوانست بهره لازم را بگيرد و به همين دليل نبايد توقع زيادي از او داشتيم.در يک مقايسه کوتاه بين تيم ملي اميد کشورمان با ازبکستان مي‌شود به نتيجه‌اي در اين باره رسيد که جالب توجه است. اغلب کارشناسان فوتبال کشورمان به اين موضوع اذعان دارند که ازبکستان در سالهاي اخير با جهشي بلند درحال اوج گيري و کسب جايگاه والا در سطح فوتبال آسياست.اين پيشرفت و توسعه نيز دلايل بسياري دارد که مهم‌ترين آن بها دادن به زيرساخت‌ها و بهره مندي از امکانات سخت افزاري و نرم افزاري، برنامه‌ريزي بلندمدت طبق استانداردهاي روز، استفاده از نيروهاي متخصص، باتجربه و کاربلد براي هدايت تيم‌هاي پايه و بزرگسال، اجتناب از گزينش‌هاي مناسبتي در سيستم مديريتي و فني و خيلي از مسائل ديگر که براساس آنها به جايگاهي رسيده‌اند که يواش يواش اين موضوع درحال حسرت شدن براي فوتبال ماست.يک مقايسه کوچک بين سر و وضع ظاهر بازيکنان تيم ملي اميد کشورمان با اميد ازبکستان هم نشان مي‌دهد که اولويت‌هاي اين دو تيم هم با هم فرق دارد و سادگي ظاهر و بدون آرايش و بدون خالکوبي‌هاي عجيب و غريب جوانان ازبکستاني و تمرکز آنان تنها براي بازي و برد مويد آن است که متوجه شويم آنها تا چه به اصل فوتبال پرداخته‌اند درحاليکه معيارهاي ظاهري تيم ملي اميد ايران که داعيه اخلاق و منش پهلواني دارد با آنها در تضاد بوده و بايد قبول کنيم که با اين روش‌هاي غلط به جايي نخواهيم رسيد!