حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي:خطاهاي معرفتي و سياسي در اداره کشور را بشناسيم و اصلاح کنيمحجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي در پي بروز ناآراميهاي اخير در کشور، بيانيهاي صادر کرد. متن کامل اين بيانيه بدين شرح است.به نام خداآنچه اين روزها در ميهن عزيزمان ايران ميگذرد، به غايت دردآور و نگرانکننده است.اينک اندوه از دست رفتن جانهاي گرانسنگ و جراحتهاي جانگذار فرزندان اين مرزوبوم، بر رنج حاصل از رشد فزاينده فقر و تبعيض و فساد و ناکارآمدي و درماندگي در زندگي و تنگتر شدن روزنه اميد به آينده، افزوده است.در جريان حوادث اخير ورود خشونت عريان، صحنهاي را که ميبايست و ميتوانست آغاز مبارکي براي پذيرفتن رسمي حقّ اعتراض ملت و احترام به شهروندان و حرمت نهادن به نقد حکومت و گسترش گفتوگو براي بهبود امور کشور باشد، به سرعت عوض کرد.دور از انصاف است اگر رفتار مدني دور از خشونت دولت جناب پزشکيان با مردم را در روزهاي نخستين اعتراضهاي مردمي ناديده بگيريم؛ اما متأسفانه در رخدادهاي پس از آن خشونت و تخريب نقاط مختلفي از ميهن را فرا گرفت.اينک در ميان جانهاي عزيز از دست رفته و انبوه عظيم شهروندان معترض و مستأصل، شاهد بروز فجيعترين و خشنترين صحنههاي انسان کشي، سوزاندن و قتل فجيع انسانها، خصومت آفريني و آتش زدن و ويران کردن مکانهاي مذهبي و عمومي و امکانات ملي و مردمي شده ايم. اين همه، حکايت از حرکتي سازمان يافته و حضور گروههاي آموزش ديده و مجهز براي بهره گيري سوء از اعتراض به حق مردم و نگرانيها و نارضايتيهاي انباشته شده قشرهاي مختلف مردم- به ويژه جوانان عزيز، به نفع مقاصد سياسي خاص- دارد. و شگفتا که دستگاههاي امنيتي بهرغم اعمال حساسيتهاي فراوان در همه سطوح سياسي و اجتماعي و فرهنگي، چگونه از ورود امکانات نظامي، ارتباطي و نيز افراد و جريانهاي مخرب غافل ماندند!باري جريان سازمان يافته اين حوادث، گرچه سربازان خود را عمدتاً از ميان فرزندان اين مرزوبوم گرفته است، ولي با وجود اظهارات صريح مقامات اسرائيلي و حمايت آشکار آمريکا و تهديد به دخالت مستقيم در وضع امروز و آينده کشور، ترديدي در شکلگيري يک توطئه بزرگ برنامهريزي شده عليه همبستگي ملي و يکپارچگي ايران به جا نميگذارد.داستان هرچه باشد نتيجهاي جز وارد کردن کشور به ورطهاي انباشته از خشونت و نفرت و اقدامات کور و اتلاف منابع انساني و ملي ندارد. نبايد گذاشت که اين جامعه و ارزشهاي آن دوقطبي شود تا بدخواهان ملک و ملت بتوانند از شکافها، تناقضات و حتي تفاوتها و اختلافات سوءاستفاده کنند و ايران را به سوي روياروييها و درگيريهاي خسارت بار سوق دهند. آنچه مايه تأسف فراوان است، عدم درس آموزي از حوادث گذشته و فهم خواستهها و نارضايتيهاي مردم و از دست دادن فرصتهاي اصلاح و تغيير ازسوي حاکميت است. اکنون فرصتها کوتاه تر، و بيپاسخ گذاشتن مطالبات اجتماعي و اقتصادي و سياسي و انواع نارضايتيها خطرناکتر است. اشتباه نشود که نه گفتن مردم به بيگانه و دلبستگي آنان به استقلال و تماميت ارضي به معني رضايتشان از وضع موجود و رويکردهاي غالب نيست و اکثريت مردم از وضعيت امروز ناراضي و از آينده کشور نگرانند.دستهايي در کار است تا چنين وانمود کند که همه چيز خوب است و اشکال از دولت است و مشکلات از آنجا ناشي ميشود. البته ميتوان به دولت دکتر پزشکيان نقد داشت که چرا نسبت به وعدههاي اندکي که دادهاند و مورد استقبال مردم قرار گرفته است پافشاري ندارد و چرا با وجود تفاهم موجود، ديگر مسئولان را قانع به پاسخگويي به مردم و لااقل حمايت عملي از تحقق وعدهها نميکند. يا اينکه آيا دستگاه مديريت اجرايي براي برنامهريزي و انجام مأموريتهاي خطير توانا هست يا خير؟! ولي همه بايد بدانيم و ميدانيم که علاوه بر تحريم و فشارهاي بيروني آنچه وضع کنوني کشور را بد کرده است، بسياري از سياستها و رويکردهاي جاري و اشکالات نهادي و ساختاري است که وجود دارد و نارضايتيها و اعتراضها را مزمن و فزاينده کرده است. همواره از مردم دم زده ميشود، ولي اهتمام به خواست مردم و حقوق آنان و تأمين زندگي مناسب و امن براي آنان به گونهاي که بايد و شايد وجود ندارد.اکنون ايران و ايرانيان عزيز نه تنها در تنگنا بلکه در وضعيت بحراني و خطيري قرار گرفتهاند. بحراني در هم تنيده که ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، بينالمللي و امنيتي پيدا کرده است. امروز اعتماد و همبستگي مردم و حکومت و اميد به بهبود و اصلاح امور، با اصرار بر تداوم و بازسازي رويکردها و رويههاي غلط گذشته و از دست دادن فرصتهاي کم هزينه تغيير به سوي فرسايش و شکنندگي رفته است.بازگشت به جمهوريت فراموش شده و اسلاميتي که جمهوريت را با همه ابعاد و لوازم آن ميپذيرد، و توسعه توأم با عدالت را محور و مدار سياست خارجي و داخلي ميداند، و منافع ملي مردم و عزت آنان را رويکرد اساسي خود قرار ميدهد، کم هزينهترين و پرفايدهترين راه براي برون رفت از وضعيت نگرانکننده کنوني است. و اين امر مستلزم تغييرات ساختاري، نهادي و رويکردي در نظام حکمراني و به رسميت شناختن حقوق اساسي ملت خواهد بود. در اين صورت است که توطئه بدخواهان بيروني و دروني نقش بر آب خواهد شد، دردها و درماندگي مردم رو به درمان خواهد رفت و شاهد افزايش روز افزون رضايت و اعتماد و مشارکت مردم که بنياد اقتدار و عزت و عظمت کشور است، خواهيم بود.در اين روزهاي تلخ همدرد و شريک غمها و نگرانيهاي همه مردم باشيم، خطاهاي معرفتي و سياسي در اداره کشور را به درستي بشناسيم و اصلاح کنيم. خشونت را از ذهنها و زبانها بزداييم و عميقا و عملا به آينده ايران يکپارچه و توانمند بيانديشيم.