استان محروم ايلام را دريابيداعتراضات اخير مردم به گرانيها و سختي معيشت که با برنامههاي ناکارآمد اق
استان محروم ايلام را دريابيداعتراضات اخير مردم به گرانيها و سختي معيشت که با برنامههاي ناکارآمد اقتصادي ارائه شده تشديد شده است، هرچند در بيشتر شهرهاي کشور چهره نشان داده و محرومان و مستمندان را هم به خيابانها کشانده است، اما اين اعتراضات و نارضايتيها در همه نقاط کشور که عمدتاً ناشي از محروميت اقشار ضعيف از يک درآمد قابل قبول براي گذراندن امور زندگي است يکسان نيست. يعني محروميت از يک زندگي معمولي در تهران با محروميت در استان و شهر و منطقهاي که اساساً آن منطقه از محروميت رنج ميبرد، مثل هم نيستند.نمونه اين محروميت را ميتوان در استان ايلام ديد که شرايط در اين استان با شرايط ساير استانها متفاوت است.درحالي، طي هفته گذشته شاهد اعتراضات و سپس درگيريهائي در استان و شهر ايلام بوديم که روز بيستم مهرماه سال جاري، يک پايگاه خبري محلي به نام طلوع ايلام براساس تازهترين گزارشي که از مرکز آمار ايران در تابستان سال جاري منتشر شده نقل کرد که اگر در کل کشور نرخ بيکاري 4/7 درصد اعلام شده، استان ايلام با نرخ 9/9 درصد در ميان 3 استان با بالاترين ميزان بيکاري در کشور قرار دارد. مشارکت اقتصادي در اين استان از ميانگين کشوري کمتر است و جمعيت بزرگي از مردم استان از بيکاري و نداشتن شغل رنج ميبرند بطوريکه اين قشر حتي از جستجوي کار هم منصرف شدهاند زيرا همه تلاشهايشان براي يافتن يک شغل مناسب بيثمر بوده است.طبق اين آمار، جوانان 15 تا 24 سال ايلامي با نرخ بيکاري دو برابري نسبت به ميانگين استاني در زمره گروههاي آسيبپذير بازار کار قرار دارند درحاليکه بخش قابل توجهي از جمعيت ايلام داراي سطوح بالاي تحصيلات و بيش از يک سوم جمعيت داراي مدارک عالي هستند.جامعهشناسان معتقدند شرايط اقتصادي ميتواند در شرايط اجتماعي تأثير بسزايي داشته باشد و اگر بخواهيم بخشي از علتهاي اين اعتراضات و نارضايتيها را دريابيم، شنيدن سخنان جامعهشناسان و پژوهشگران اجتماعي ميتواند کمک مهمي براي دريافتن اين علتها باشد.يکي از جامعهشناسان در اين باره معتقد است ايلام به لحاظ جغرافيايي در يک بنبست واقع شده و همين موضوع باعث ناديده گرفتن مردم اين استان گرديده است. وي ميگويد: کنشهاي اعتراضي اخير که در استان ايلام شاهد بوديم، تلاش مردم براي بيرون آمدن از وضعيت فلاکتبار اقتصادي است. به همين دليل وقتي جنبش و اعتراضي در سراسر کشور آغاز ميشود، در ايلام به دليل محروميت موجود، کنشها راديکالتر ميشود. براي نمونه، ملکشاهي يکي از فقيرترين مناطق استان است و تحرکاتي که در جريان اعتراضات اخير ازسوي مردم اين شهر شاهد بوديم، ريشه در فراموششدگي و به حاشيهراندگي اين مردمان دارد که سالهاست در فقر و فلاکت زندگي کردهاند.اين استاد دانشگاه، همچنين ريشه اين فقر را در عدم توسعهيافتگي استان ميداند و ميگويد: ما در ايلام ساختار ايلي داريم، اما ساز و کارهاي مدرني که انتظار ميرود در اين استان ايجاد شود، يا ايجاد نشده و يا اگر هم ايجاد شده ناموزون و بيقواره است. در اين سالها بارها مطرح شده که بودجه استان افزايش يافته اما اين بودجه به شکل مديريت نشدهاي خرج شده است. کافيست يک استاندار يا فرماندار يا نماينده مجلس از يک ايل خاصي انتخاب شود و آنگاه مديران و اطرافيان را براساس سلايق و علايق و تعلقات خودشان بر سر کار ميگمارند و مديريت ايلياتي يکي از موانع توسعه در اين استان است. هزينهکرد بودجهها معطوف به امر توسعه نيست، گويي اين استان در يک بنبست قرار گرفته و به دليل شرايط جغرافيايي، گويا از اهميت خاصي برخوردار نيست. در واقع ما جزو اقليتها به حساب ميآئيم که اغلب در حاشيه کشور در فقر به سر ميبرند. بهزيستي و کميته امداد در اين استان بيشترين شهروندان تحت پوشش را دارند. شرايط اجتماعي استان از نظر خودکشي، خودسوزي، طلاق و تضاد نسلي بحراني است و همه اينها منجر به بروز کنشهايي شده که نشان از غيرقابل تحمل شدن شرايط دارند. بنابراين واکنشهاي اخير استان را نميتوان تنها به مسائل اقتصادي معطوف دانست، بلکه بايد آن را به دليل تجميع مطالبات سالهاي بسيار و کنشي سياسي تحليل و توصيف نمود، خشمي که با بازداشت و زندان فروکش نميکند و حاصل فقر، توسعه نيافتگي و محروميت طي سالهاي متمادي است.يک پژوهشگر اجتماعي ايلامي نيز معتقد است مردم تصور ميکنند که انتظاراتشان در تمام اين سالها بيپاسخ مانده و متوليان امر به مطالبات اجتماعي و اقتصادي آنها بيتوجه هستند و همين موضوع نااميدي جدي در ميان مردم ايجاد کرده است. در ايلام بازيگران محلي و جامعه ميزبان به کار گرفته نميشوند و جامعه ميزبان از خود ميپرسد از فلان طرحي که در استان کليد خورد چه چيزي عادي ما ميشود؟ اين بينصيبي و بلاتکليفي، نارضايتي ايجاد ميکند.جامعهشناس ديگري معتقد است، مردم استان ايلام از احساس محروميت مزمن رنج ميبرند و همين حس محروميت مزمن باعث ميشود هر موج اعتراضي در ايلام به سرعت وارد فاز سياسي شود. او تأکيد ميکند: واقعيت اين است که محروميت نسبي در استان ايلام فعال است و برخي معتقدند استان به سمت محروميت مطلق خواهد رفت، استاني که به گواه دولتمردان در جنگ 8 ساله تحميلي عليه ايران، دين خود را به کشور ادا کرد و ساکنان آن انتظار داشتند پس از جنگ از اين محروميت تاريخي کاسته شود و به معيشت و رفاه نسبي دست پيدا کنند.... مجموعه اين مصائب، احساس در حاشيه قرار گرفتن را به شهروندان ايلامي ميدهد، شهرونداني که به شبکههاي اجتماعي دسترسي دارند و مدام خودشان را با مردم ساير استانها و حتي کشورها مقايسه ميکنند.براي سروسامان دادن به اوضاع استانها، دولت بايد اقدامات مهمي انجام دهد که در رأس آنها تجديدنظر در شيوه انتخاب استانداران و فرمانداران است. به استثناي تعداد کمي از استانها درحال حاضر استانها از استانداران کارآمد، قوي، مدير و مدبر محرومند. در بسياري از شهرها نيز همين ضعف در زمينه انتخاب فرمانداران وجود دارد. اين محروميت بزرگ را بايد دولت چهاردهم و به ويژه شخص رئيسجمهور پزشکيان برطرف نمايد. با انتخاب استانداران و فرمانداران کارآمد، مدبّر، باتجربه و قوي بسياري از مشکلات استانها حل ميشوند و به دنبال آن، محروميتها نيز به تدريج برطرف خواهند شد.*اگر در کل کشور نرخ بيکاري 4/7 درصد اعلام شده، استان ايلام با نرخ 9/9 درصد در ميان 3 استان با بالاترين ميزان بيکاري در کشور قرار دارد*کنشهاي اعتراضي اخير که در استان ايلام شاهد بوديم، تلاش مردم براي بيرون آمدن از وضعيت فلاکتبار اقتصادي است*مردم تصور ميکنند که انتظاراتشان در تمام اين سالها بيپاسخ مانده و متوليان امر به مطالبات اجتماعي و اقتصادي آنها بيتوجه هستند و همين موضوع نااميدي جدي در ميان مردم ايجاد کرده است