موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13273
اعتراض، حق مردماغتشاش، بازي در زمين دشمنغلامرضا بني اسدياعتراضات صنفي، مسئله‌اي امنيتي نيست «نشانه‌ا

اعتراض، حق مردماغتشاش، بازي در زمين دشمنغلامرضا بني اسدياعتراضات صنفي، مسئله‌اي امنيتي نيست «نشانه‌اي اجتماعي‌« بايد ديده شود، نشانه‌اي از انباشت مطالبات، رنج‌ها و خواسته‌هائي که اگر شنيده نشوند، به فرياد بدل مي‌شوند. عقل سليم و حکمراني مسئولانه حکم مي‌کند که پيش از هر برچسب و داوري، صداي معترض شنيده شود و نظام پاسخ‌گو باشد. جامعه‌اي که امکان بيان اعتراض مسالمت‌آميز را فراهم مي‌کند، نه تضعيف مي‌شود و نه فرو مي‌ريزد بلکه خود را ترميم مي‌کند.مردم حق دارند صداي خود را بلند کنند. اين حق نه لطف حاکميت است و نه امتيازي موقت بلکه حقي ريشه‌دار در کرامت انساني و قرارداد اجتماعي است. مردم حق دارند مشت خود را گره کنند، از تبعيض، ناکارآمدي و بي‌عدالتي گلايه کنند و خواهان اصلاح باشند. اما همين‌جا مرزي روشن و غيرقابل‌چشم‌پوشي وجود دارد‌، هيچ‌کس حق ندارد بلندگوي بيگانگان شود.تجربه تاريخي اين سرزمين به‌ويژه در سال‌هاي اخير، نشان داده است که دشمنان ايران هر شکاف اجتماعي را فرصتي براي ضربه‌زدن مي‌بينند. دشمني که سرزمين ايران زخمي بمب‌هاي اوست و ايرانيان قرباني موشک‌هايش، هرگز دلسوز مطالبات صنفي مردم ما نبوده و نخواهد بود. از همين‌رو، اعتراض اگر به اغتشاش آغشته شود، اگر به تخريب، خشونت و هم‌صدايي با اتاق‌هاي عمليات بيروني برسد، از مسير حق خارج و به بازي سراسر باطل، در زمين دشمن بدل مي‌شود.درون خانه، اگر شيشه‌اي بشکند، حتي بالاتر اگرسري بشکند، در را به روي بيگانه باز نمي‌کنيم. سرِ شکسته را پانسمان مي‌کنيم، زخم همديگر را مرهم مي‌گذاريم و اختلافات را در چارچوب خانواده حل‌وفصل مي‌کنيم. اين منطقِ بقا و عزت است، منطقي که در بزنگاه‌ها ما را کنار هم نگه داشته است. همانگونه که در جنگ 12 روزه ديديم، جامعه با همه تفاوت‌ها و گلايه‌ها در برابر دشمن قد علم کرد.درست است که پس از آن واقعه، برخي به «تنظيمات کارخانه» بازگشتند و امروز هر اعتراضي را با دست دراز صهيون تعبير مي‌کنند، اما بايد صريح گفت: اين نگاه، اقليتي محض است. عقلانيت حکمراني اقتضا مي‌کند چنين رويکردهايي در حاشيه بمانند، نه آن‌که متن سياست‌گذاري را قبضه کنند. متن جامعه و متن حاکميت، هر دو، نيازمند رفتاري توأم با حکمتند، رفتاري که هم معترض را به رسميت بشناسد و هم خط قرمزهاي امنيت و استقلال را پاس بدارد.حکمت آن است که اعتراض شنيده شود، پاسخ داده شود و به اصلاح بينجامد. حکمت آن است که معترض، نه طرد شود و نه تحقير بلکه در فرآيندي عقلاني، به شريکي براي حل مسئله و حتي به سربازي در برابر دشمن تبديل شود. جامعه‌اي که صداي معترضانش را مي‌شنود، سرمايه اجتماعي مي‌سازد. جامعه‌اي که آن‌ها را به آغوش مي‌کشد، صف خود را در برابر دشمن منسجم‌تر مي‌کند.ما با صداي بلند تأکيد مي‌کنيم اعتراض بايد شنيده شود. و دوچندان تأکيد مي‌کنيم اغتشاش، بازي در زمين دشمن است. سرباز دشمن، اگر فارسي هم حرف بزند و حتي شناسنامه ايراني داشته باشد، باز هم دشمن است چرا که معيار، زبان و کاغذ نيست، بلکه کنش و هم‌سويي با منافع ملي است.راه خروج روشن است؛ پاسخ‌گويي صادقانه، مرزبندي شفاف ميان اعتراض و اغتشاش و تکيه بر عقلانيت جمعي. اين مسير، هم حق مردم را پاس مي‌دارد و هم امنيت و عزت ايران را. اين دو که محقق شدند، يک تابلوي بزرگ دخالت ممنوع در برابر ترامپ قرارمي گيرد که ياوه‌هايش را فرياد نکند. بفهمد که حرف ما در اوج اختلافات هم اين است که اول، ايران! امروز هم بلند‌تر از هميشه بايد گفت: سربلند باد ايران!