دکتر يدالله حبيبي
محيط زندگي ما انسانها، سازمانها و گروههاي انساني بطور طبيعي مقتضاي جمع صلاح و فساد است واساسا بستر آزمايش و رشد ابناء بشر اينگونه تقدير شده که در محيط مشحون از خوب وبد،ارزش و ضد ارزش،خير وشرو بطور کلي حق و باطل باشدوبا اين ملاحظات از مبادي به سوي مقاصد حرکت نمايند. حال سؤال اين است که در اين حرکت اولويت پرداختن به کداميک از آنهاست؟ امور ايجابي وبايدها رامقدم بداريم ويا اينکه نبايدها وموانع را از مسيرراه برداريم؟ بعنوان مثال در محيطهاي کسب وکار توصيه به رعايت مقررات و قوانين و عرف درست بازاراولويت دارد يابرخورد با افرادي که بخاطر سود و تمول و با دور زدن قوانين وکاربست رانت و اقدامات ويژه به مردم خيانت ميکنند؟ يا در يک سازمان سياسي و حزبي بايد باتبيين و تقويت نگاه قدسي به حزب وقدرت از آن براي تأسيس نهاد خرد جمعي و خدمت به مردم استفاده کرد ويا اينکه با رويکرد قدرت طلبي و استفاده از امکانات حزبي مبارزه نمود. واقعا راه کار چيست؟
بانگاهي به مباني ديني و معرفتي ميتوان گفت تقدم با دفع فساد وسپس جلب صلاح ومنفعت است برابر منقول در تاريخ اسلام، رسولالله (ص) هنگام بعثت تا چند سال شعارشان کلمه تهليل يعني «لا اله الا الله» بود که مبتني بر نفي الههها و بالطبع اثباتالله بود. يعني
ديو چو بيرون رود، فرشته درآيد.
مولوي که يد طولائي در تبيين معقول بامحسوس و زميني کردن مفاهيم آسماني دارد والبته از محضر قرآن کريم به درستي فرا گرفته دردفتراول مثنوي داستان زارعي را حکايت ميکندکه محصول خود را درانبان ميکرد و غافل بود از اينکه موشها به انبار او نفوذ کرده و دسترنجش را به تاراج ميبرند:
ما دراين انبار گندم ميكنيم
گندم جمع آمده گم ميكنيم
مينينديشيم آخر ما بهوش
كين خلل درگندمست از مكر موش
موش تا انبار ما حفره زدست
واز فنش انبار ما ويران شدست
اول اي جــان دفع شر موش كن
وانگهان در جمع گندم کوش كن
بشنو از اخبـار آن صدر الصدور
لا صلوة تم الا بالحضور
گر نه مـوشي دزد در انبار ماست
گندم اعمال چهل ساله کجاست
باري، وضعيت امروز ما از دزدي موشواره به اژدها گونه رسيده است بدون اينکه بخواهيم دل مردم را خالي کنيم و آيه ياس و نااميدي بخوانيم ميخواهيم به يک موضوع بسيار مهم تأکيد کنيم ازجمله عواملي که در هر شرايط و بخصوص در شرايط فعلي همانند نمک روي زخم عمل ميکند موضوع فساد در سازمانها دولتي و عمومي است وچارهاي جز برخورد ريشهاي و بدون ملاحظه با آن نيست. کمتر روزي است که در رسانههاي سمعي- بصري اخبار از فسادو ناهنجاريها نشنيده و نبينيم که قد وقامت آنان از موش گذشته وبه اژدها تبديل شدهاند فهرست اين افراد فاسد و مفاسد وبررسي هريک از آنها فرصت ديگري ميطلبد. اين نوشته هشداري است به حاکمان ومديران جامعه که در اداره کشوروسازمان خود به اين مسئله مهم توجه نمايند.واقعا راهکار در اين کارزار چيست؟ اقدامات ذيل ميتوانند در کاهش فساد چه فردي و چه سازمان يافته در اداره کشور کمک نمايند.
1- برآورد حجم فساد در کشوربطور طبيعي دقيق نيست چراکه روش مفسدين نوعا غيرشفاف است وآنچه شنيده وديده ميشود از کشفيات عناصر اطلاعاتي و امنيتي است وصدالبته نشر اخبار فسادهاي کشف شده با ضريبي که به آن داده ميشود در احساس حجم بالاي فساد زياد است. در چنين شرايطي فصل اول برنامههاي هر سازمان الزاما وبايد مبارزه با فساد باشد.
2- شناسائي زمينههاي فساد در مبارزه و از بين بردن آن بسي مهم است زمينههاي چون شرايط تحريمي در روابط خارجي،اقتصاد دولتي،فقر،دسترسي آسان افراد به قدرت در سايه مديريت رانتي،عدم دقت در انتخاب مديران،حجم بالا و تورم نيروي انساني در دولت و سازمانها،شفاف نبودن پرداختها وفعاليتهاي مالي مديران و ترک فعلهاي مديران جرات اقدامات فسادانگيز را تشديد کرده است.
3- اينکه موضوع فساد در کشور فردي يا سازمان يافته است به نظر بحث فرعي است هر چند نوع سازمان يافته آن خطرناکتر وشناخت درست آن در اتخاذ راهبرد مبارزه کمک خواهد کرد ولي مهم اين است که الان موضوع فساد از عوامل مؤثر در ناکارآمدي نظام وکاهش اعتماد عمومي به آن است و نبايد دست روي دست گذاشت وهروزشاهد انفجار مينهاي فساد در اينجا و آنجا بود.
4- مبارزه با فساد لزوما بعهده قوه قضائيه ونيروهاي انتظامي و امنيتي نيست. نقش اين سازمانها عمدتا در ايستگاههاي بعدي است در درجه نخست هردستگاه و نظام گزينش و پايش آن بايد مراقب انجام سلامت فرايندکار خودباشند و امور نظارتي و مراقبتي را به ديگران تفويض نکنند.
5- در عداد مهمترين روشها در مبارزه با فساد در کنار ازبين بردن زمينهها سپردن مسئوليت به افراد مؤمن، خداترس، توانمند و مرگ انديش است چرا که راه مبارزه و اصلاح ازمسير اراده مديران صالح ميگذرد که خود را اجيرمردم و وکيل آنها بدانند وحضورشان در حاکميت را فرصت خدمت بدانند نه جمع کردن غنيمت وبه فرمايش شهيد آيتالله بهشتي(ره) شيفته خدمت باشند نه تشنه قدرت. اين افراد علي القاعده با انتخاب همکاران همسو محيط کار را سالم نگه ميدارند و شهد شيرين خدمت را به مرد ميچشانند.
6- رسيدگي بموقع وقاطع وعاري از ملاحظات سياسي به جرائم اقتصادي قطعا در پيشگيري از وقوع جرم مؤثر خواهد بودطولاني شدن فرايند رسيدگي و چشيدن مزه دير هنگام عدالت و مجازات فرصت چانه زني ولابيگري را براي اصحاب قدرت ممکن ميسازد و اقناع افکار عمومي را با مشکل مواجه ميکند. پروندههايي چون هلدينگ ياس، بابک زنجاني، چاي دبش، بانک آينده و...صرف نظر از بررسي ماهيت قضائي و حقوقي آنها همچنان نزد افکارعمومي نشان از عدم اقناع و عدم احساس عدالت دارند اگرچه ممکن است واقع امر چيز ديگري باشد.
7- بعد از شکست محاسبات و اقدامات شيطان بزرگ و شر مطلق او اسرائيل جايتکار در جنگ دوازده روزه جمع بندي آنان تقويت جنگ نرم به منظور شکست اراده ملت ايران در استقلال و عزت طلبي است و اميد دارند در سايه تحريمهاي بينالمللي و استفاده از زمينههاي داخلي به هدف شوم خود برسند فساد ادراي واقتصادي وبي عدالتي از جمله اين زمينههاست مراقب باشيم و دشمن بيشرم و حياء را ناکام سازيم. انشاءالله والسلام.