سيد ناصر احمدي، روحاني اهل افغانستان:
185864538417500ماهیت طالبان فرق نکرده، نماینده آمریکاست
حجتالاسلام سيد ناصر احمدي عضو دفتر آيتالله العظمي نوري همداني در قم، از سفر اخيرش به افغانستان و وضعيت سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مردم و شيعيان ميگويد.
به گزارش پايگاه خبري جماران، عضو دفتر آيتالله العظمي نوري همداني در قم، با اشاره به سفر اخيرش به افغانستان، گفت: طالبان هم نميتواند ناجي مردم افغانستان باشد ناجي مردم افغانستان اول خودشانند که بايد وحدت، ديانت و همپذيري داشته باشند و همديگر را قبول کنند. متأسفانه آنجا نژادپرستي و قومپرستي وجود دارد. ميگويند «من طالبم، تو هزارهاي، تو تاجيکي، تو ازبکي». اين مسائل در افغانستان خيلي مشکلساز است و تعصب جاهلي هنوز هست. مردم هنوز به وحدت مشترکي بر عليه حکومت نرسيدهاند.
***
*ابتدا خودتان را کاملاً معرفي بفرماييد و اگر مسئوليتي داريد اشاره کنيد تا بعد وارد گفتوگو بشويم.
- سيد ناصر احمدي، از استان باميان هستم و مدت پنجاه سال است که در حوزه علميه قم سکونت دارم و الآن هم در دفتر حضرت آيتاللهالعظمي نوري همداني(دامظله العالي) و در بخش سؤالات شرعي فعاليت دارم.
*شما بعد از چند سال اخيراً سفري به افغانستان داشتيد؛ دستاورد اين سفر چه بود؟ ميخواهيم از وضعيت شيعيان، اوضاع و احوال حاکميت و زنان جامعه افغانستان مفصل از شما بشنويم.
- بنده بعد از مدت پنجاه سال رفتم به سرزمين افغانستان، مخصوصاً در همان محلي که به دنيا آمدم. ما در شب جمعهاي وارد شديم، آنجا نماز جماعت اقامه شد که شلوغ هم بود و بعد در روز اربعين اباعبدالله(عليهالسلام) بنده آنجا در حسينيهاي که همان سادات حسيني داشتند منبر رفتم و مورد استقبال خوبي از طرف فاميل، دوستان، خانوادههاي شهدا و از طرف مؤمنين و متدينين قرار گرفتم.
وقتي من وارد افغانستان شدم، در برخورد اولي که با من شد(که اين خيلي مهم بود براي من، چون اولاً هم نگران بودم و خيلي هم ترس و واهمه شديد داشتم که ممکن است برخورد بدي بشود)، من از هواپيما که پياده شدم و در همان گيتهايي که گذرنامهها را مهر ميزنند وارد شدم، با همين لباس روحانيت(با عبا و قبا و عصايي که در دست داشتم) در بين جمعيت انبوه بودم چون پنج هواپيما همزمان از قطر، ترکيه، هندوستان و ايران وارد شدند که ما همزمان پياده شديم و جمعيت زيادي بود. در بين اين جمعيت تنها روحاني که معمم بود و لباس داشت بنده بودم.
يکي از مسئولين همان طالبان آمد دست روي شانه من گذاشت و گفت: «مولانا تشريف بياوريد دنبال من.» گفت: «با شما کسي هم هست؟» من گفتم: «بله، دخترخانم بنده است به نام زهراي احمدي.» بدون بلندگو با صداي بلند صدا زد: «زهراي احمدي از صف خانمها بيايد بيرون.» ما دو تا رفتيم. اول واقعاً ترسيده بوديم خيلي شديد گفتيم تمام شد ديگر، حتماً گزارشي داده شده و شايد برخورد نادرستي بشود. ما که رفتيم جلو، دو تا صندلي گذاشتند يکي براي بنده و يکي هم براي دخترخانمم. گفتند: «تا زمان نوبت شما نرسيده شما احترام داريد، شما روحانيت هستيد و ما تشکر ميکنيم از شما که وارد افغانستان شديد. اين حکومت متعلق به شماست و افغانستان کشور شماست و الآن طالبان دارد حکومت ميکند. فرقي نميکند شيعه باشد يا سني. يعني شما طلبه هستيد و مولانا هستيد و خيلي خوش آمديد». همانجا نشستيم تا نوبت ما رسيد. اولين برخورد خيلي مهم بود. نوبت ما رسيد، گذرنامهاي که داشتيم را مهر زدند و بعد دو تا از افراد طالبان آمدند وسايل ما را گرفتند و تا بيرون از فرودگاه بردند و راهنمايي کردند.
بيرون از فرودگاه فاميلم منتظر ما بودند و دستههاي گل به گردن ما انداختند و سوار ماشين شديم. در همين مسير همه ميگفتند:«اين حاجآقا از ايران آمدند. مبارک باشد، خوش آمديد. از جمهوري اسلامي ايران آمديد و افتخار آورديد در کشور افغانستان». آنها خيال کردند که من مثلاً طلبه ايراني هستم و همين مردمي که براي فاميلهاي خودشان آمده بودند ميگفتند: «خيلي خوش آمديد در سرزمين افغانستان.»
*وضعيت کلي مناطق شيعهنشين و نحوه اداره آنها چگونه است؟
- اما در کل، وضعيت تمام مناطق مرکزي که تشيع وجود دارد در آنجا دست خود مردم است. يعني مسئوليتهاي آنجا دست خود مردم است و با مردم همانجا کار ميکنند. از افراد و نيروهاي دولتهاي سابق(زمان جمهوريت، زمان کرزي و اشرف غني) هنوز هم هستند و فعاليت ميکنند، خود مردم هم ميشناسند و آنها کار ميکنند. اما در جاهاي مهم و مراکز مهم، طالبان خودشان حضور دارند و مخصوصاً جاهايي که شيعهها نبودند و من کاري که داشتم و آنجا ميرفتم، آنها خيلي با استقبال گرم بلند ميشدند و ميگفتند: «حضرت آقا، مولانا! ما در اختيار شما هستيم، چه ميخواهيد؟» برخوردشان اينطوري بود.
اما در کل ماهيت طالبان فرق نکرده است. اما اين [برخورد خوب] بهخاطر نظام مقدس جمهوري اسلامي است که در اينجا يک حربه بسيار محکم و جايگاه عالي تشيع در جهان اسلام است.جمهوري اسلامي ايران الآن الگوي همه مسلمانان جهان شده است؛ يعني واقعاً اين نگاه هست. امام و رهبر معظم انقلاب افتخار آفريدهاند. همانطور که امام راحل انقلاب کرد و آن انقلاب يک انفجار نور بود که در ايران به وجود آمد و دنيا را فراگرفت، شهادت رهبران مقاومت هم واقعاً توجه همه ملتها را جلب کرده است. مخصوصاً ملت افغانستان (از شيعه و سني) ميگويند ما افتخار ميکنيم که در برابر دشمن غداري مثل آمريکا و اسرائيل، تنها کشوري که ايستاده جمهوري اسلامي است؛ و بقيه نوکرِ آمريکايند. اين ديدگاه در بين مردم(مؤمنين از تشيع و تسنن) وجود دارد.
در بين خود طالبان هم همين نگاه نسبت به ايران هست. اما چون افراد خاص طالبان با من برخورد نکردند، من هم صحبتي با آنها نکردم.
*پس از ديدگاه کلي اين وضعيت را ميبينيد؟
- بله، از ديدگاه کلي من اينطوري برخورد آنها را ديدم که مردم دررابطه با نظام مقدس جمهوري اسلامي واقعاً افتخار ميکردند و حتي وقتي نام رهبري را ميبردند اشک ميريختند!(سني و شيعه). چون من در استان غزنين هم رفتم که کلاً سني هستند. حتي بالاي قبر سنايي غزنوي(که يکي از شعراي معروف است) رفتم، فاتحه خواندم. از ديدگاههاي اهلسنت و جماعت، وقتي من بهعنوان يک روحاني شيعه با همين لباس رفتم، با احترام برخورد ميکردند؛ يعني صف ميکشيدند و با احترام نگاه ميکردند. حتي زنها ميآمدند از پشتبامها نگاه ميکردند! اينجا در غزنين که من رفتم هم برخورد اينگونه بود.
اما ديدگاه طالبان با خانمها همان ديدي است که متأسفانه دارند خيلي برخورد خوبي با خانمها ندارند. مخصوصاً در جاهايي که تفريحگاهها يا زيارتگاهها است. مثلاً من رفتم دره «بند امير» که يک تفريحگاه عمومي است. روز جمعه فاميلها گفتند آنجا برويم. زن و بچه و سه چهارتا ماشين ما آنجا رفتيم. منتها خانمها را همان هيأت امر به معروف و نهي از منکري که طالبان دارند، شلاق ميزدند! يعني خانمها را واقعاً با شلاق ميزدند و اذيت ميکردند اگر مثلاً روپوش نداشتند.
در آن مکاني که زيارتگاهي آنجا هست و اين خانمها ميخواستند آنجا را زيارت کنند، نميگذاشتند که حضور پيدا کنند. تا ساعت پنج يا شش اينها حق نداشتند که وارد شوند. بعد از ساعت شش مثلاً زن و مرد آزاد بودند که آن زمان تاريک ميشد آن منطقه هم برق و امکاناتي ندارد و هوا خيلي تاريک ميشد. در آنجا هفتبند طبيعي(آب راکد طبيعي) با آبشارهاي خيلي خوب و آب زياد هست که قايقها روي آن حرکت ميکنند. يکي از جاهايي که من ديدم خانمها مورد اذيت و آزار قرار گرفتند، آنجا در تفريحگاه بود.
*يعني اجازه ورود به تفريحگاهها را نميدادند؟
- بله. يکي از جاهايي که بنده در کابل رفتم، مرکزي به نام ابوالفضل است. اين مرکزي که به نام ابوالفضل ياد ميشود را آقاي مهرعلي احمد (حجت کابلي) بهخاطر شيعهها به وجود آوردند که مردم در روزهاي جمعه بيايند در اين تفريحگاه (زن، مرد، پير، جوان) و از غصه زندگي که خسته ميشوند هم تفريح کنند و هم عبادت کنند چون يک مسجد بزرگي آنجا دارند و مکاني را هم به نام بابالحوائج ابوالفضلالعباس نامگذاري کردهاند. قطعاً چند شهيد در آنجا دفن هستند، اما به نام ابوالفضلالعباس است. در اينجا خانمها را اصلاً نميگذارند وارد شوند! با شلاق و تازيانه و برخورد شديد مانع ميشوند چون زنها مخصوصاً نذورات و خيرات زياد ميآورند و اين نذورات را از دستشان ميگيرند و پرتاب ميکنند! برخوردشان با خانمها خيلي بد است.
در مسأله درس و بحث و مدرسه هم خدمت شما عرض شود که متأسفانه الآن طالبان تمام مدارس شيعه در سرتاسر افغانستان را بستهاند. مخصوصاً مدرسه «خاتمالنبيين» که حضرت آيتالله محسني قندهاري آن را به وجود آورده بودند(که هم دانشگاه دارد، هم حوزه علميه و هم مسجد). اين حوزه علميه را طالبان بستند. تلويزيون «تمدن» را که نتيجه و ثمره خونهاي شهداي شيعه بود و مسائل شرعي و فقهي تشيع را پخش ميکردند و نمايندگي از تشيع داشت، بستند. تلويزيون تمدن را چنان بستند که تمام اسباب، ابزار و آلاتشان را هم بردند! مدرسه خاتمالنبيين را هم قفل زدند و خودشان يک شخصي را بهعنوان مسئول دانشگاه آوردند.
*پس فقه جعفري هم ممنوع شده است؟
- بله، فقه جعفري در تمام حوزههاي علميه ممنوع شده است. حتي در باميان که حضرت آيتاللهالعظمي سيستاني در آنجا حوزه علميه بزرگي را ساختهاند. در همه حوزههاي تشيع، فقه جعفري را ممنوع ساختهاند و تنها فقهي که بايد درس گفته شود فقه حنفي است. شيعيان در امور مذهبيشان آزاد نيستند. در ايام محرم آزاد نبودند و بعد از ايام محرم هم در مسائل مذهبي(مثل اربعين سالار شهيدان) نتوانستند با مردم بيرون بيايند. يعني برخورد شديد است.
الآن طالبان متأسفانه رويکرد بدي در افغانستان نسبت به تشيع دارد. باوجود اينکه نيروهاي تشيع تابهحال هيچ مخالفتي با طالبان نکردهاند و احزاب تشيع مثلاً در قصبات، دهات يا کوهها قيام نکردهاند چنين چيزي وجود ندارد. نسبت به تحصيل خانمها هم(چه شيعه و چه غيرشيعه) تا کلاس هفتم ممنوع است.
متأسفانه، در همان دشت برچي که ما بوديم(در چند روزي که در همانجا بوديم)، در همانجا هم بمبگذاري شد؛ در مدرسه حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعليها) که حدود پنجاه و هفت کودک هفتساله در آنجا درس ميخواندند و همه هم شيعه بودند. حالا چقدر کودک شهيد شد را اعلام نکردند، اما از راديوهاي خارجي اطلاع پيدا کرديم که حدود پنجاه و هفت زخمي شديد بر جاي گذاشته است. در همان منطقهاي که ما بوديم باز هم يک بمبگذاري شد که ما نفهميديم چند نفر شهيد شدند. در همان منطقهاي که ما بوديم دوازده نفر را در حضور جمع تيرباران کردند بهخاطر اينکه ميگفتند اينها دزد بودهاند و براي ايجاد امنيت اين کار را کردند!
امنيت اينطوري است. من در همان زماني که آنجا بودم، هم بدخشان عليه طالبان قيام کرده بود و هم افرادي در پنجشير و جاهاي مختلف افغانستان عليه طالبان قيام کرده بودند. الآن هم جنگ شديدي بين پاکستان و افغانستان در جريان است.
*آيا طالبان فشاري براي تخليه مناطق شيعهنشين هم آوردهاند؟
- بله. از جمله برخوردهاي زشت و بدي که طالبان داشتند، مناطق شيعهنشين را کلاً گفتند تخليه کنيد. از جمله شهري به نام «شهرک سبز»(شهرک حاج نبي) که کلاً شيعه هستند. منزلهاي خيلي مجلل و خوبي ساختند و مؤمنين رفتند آنجا جا گرفتند. گفتند چون دولتهاي قبلي اينجا را در اختيار اينها گذاشته، از لحاظ شرعي مشروعيت نداشته و بايد همه تخليه شوند! اينها کجا بايد بروند؟ در غزني هم که رفتيم، در منطقهاي که کلاً شيعه بودند، گفته بودند بايد از آنجا بيرون بروند. يعني مناطقي را که جاي خوب، پر از آب و حاصلخيز است و باغات خوبي دارد، با زور دارند ميگيرند.
*پس وضعيت معيشت شيعيان سخت شده است
- بله متأسفانه کار نيست. کلاً نهتنها شيعيان، بلکه سنيها هم اصلاً کاري در کابل وجود ندارد. از همان گاريهاي دستي که دارند بالأخره سيبزميني يا ميوهجاتي ميفروشند. از همان درآمد کمي که دارند، باز همانها را هم نميگذارند در خيابانها باشند به بهانه سد معبر از همانها هم پول ميگيرند.
آب در کابل نيست، برق نيست، امکاناتي وجود ندارد و مخصوصاً جويها پر از لجن و کثافت است. وقتي در راه ميروي، بوي مشمئزکننده اين جويهاي آب و لجنها آدم را ناراحت ميکند. شب مثلاً در جايي ميخواهي بخوابي، وقتي باد ميزند بوي زباله ميآيد. اين وضعيت کابل است که من ديدم. هيچ ساختوسازي نشده جمعيت زياد شده اما ساختوساز وجود ندارد. تمام جادهها خاکي است. ما از کابل تا منطقه خودمان(منطقهاي به نام گز) که رفتيم، کلاً خاک بود. تمام پلها، پلکها و مسير راهها را در جنگ با حکومتهاي قبلي تخريب کرده بودند و اين جادهها و پلها خراب شده است. در حدود دو ساعت راه را انسان با سختي ميرود.
اين وضعيت افغانستان است. خداوند يک فضلي کند که اين مردم بالأخره رهايي و نجات پيدا کنند. اين طالبان هم نميتواند ناجي مردم افغانستان باشد ناجي مردم افغانستان اول خودشاناند که بايد وحدت، ديانت و همپذيري داشته باشند و همديگر را قبول کنند. متأسفانه آنجا نژادپرستي و قومپرستي وجود دارد؛ ميگويند «من پشتونم، تو هزارهاي، تو تاجيکي، تو ازبکي». اين مسائل در افغانستان خيلي مشکلساز است و تعصب جاهلي هنوز هست. مردم هنوز به وحدت مشترکي بر عليه حکومت نرسيدهاند.
حتي زناني که از تحصيل منع ميشوند هم چارهاي ندارند و نميدانند چهکار کنند. هيچ مرکزي براي خانمها وجود ندارد که بچههايشان را آنجا ببرند. همين چند روز قبل ميگفتند که گشت امربهمعروف و نهيازمنکر طالبان در مزارشريف شديد شده است. حتي خانمهايي که چادري دارند، چادرشان را بلند ميکنند که ببينند زير چادر پوشيده است يا لخت است! اينطوري برخورد ميکنند. نميدانم اينها از چه نسلي هستند؟ از چه طايفهاي هستند؟ مگر انسان نيستيد؟
*آيا اين برخوردها فقط با شيعيان است يا با اهل سنت نيز همين برخورد را دارند؟
- شيعه و سني فرقي نميکند. دستگيرشان ميکنند به بهانه اينکه «شما حجاب نداريد» يا «شما مخل امنيت هستيد». به اين بهانهها اينها را ميبرند و بعد به عقد همان طالبان درميآورند! اين وضعيتي است که من ديدم.
*چقدر آمريکا آنجا نفوذ دارد؟ ساير دولتهاي غربي چطور؟
- من اينطوري بگويم که همين طالبان، ماهي پنجاه ميليون دلار از آمريکا ميگيرند! چقدر نفوذ داشته باشد به نظر شما؟ يعني الآن مصرف و خرج طالبان را آمريکا تأمين ميکند، ذخاير و معادنش را هم آمريکا و روسها ميبرند. پس آمريکا و طالبان آسايش و رفاهي براي افغانستان نياوردهاند. در زماني که کل ناتو آمده بود در افغانستان، تمام امکانات و حتي خاک افغانستان را بردند. چه زماني که اشرف غني و کرزي آمدند(که باز نماينده آمريکا بودند) و چه الآن که طالب آمده (که نماينده آمريکاست)، وضع همين است.
*نگاه مردم شيعه و سني افغانستان به حضرت امام و جايگاه امام خميني چگونه است؟
- جايگاه حضرت امام (رضوانالله تعالي عليه) مانند خورشيد و آفتاب است. آفتاب چگونه ميتابد؟ آفتاب در همهجا ميتابد؛ آنجايي که تابيدن وجود داشته باشد و موانعي نباشد. حضرت امام در کل جهان هستي کسي بود که نظام مقدس جمهوري اسلامي را به وجود آورد و توانست به جهان بفهماند که اسلام هم ميتواند حکومت کند، اسلام هم ميتواند سياست کند، اسلام ميتواند در برابر استعمار بايستد و در برابر استبداد بايستد. ملت بزرگ ايران هم که الآن در مقابل استکبار ايستاده، از همان درسها و الگوهايي است که امام به ملت ايران و کل مسلمين جهان دادند.
*رفتار طالبان با خانمها بسیار بد است. خانمها را به خاطر اینکه روپوش ندارند شلاق میزنند!
*طالبان تمام مدارس شیعه را در سراسر افغانستان بستهاند. تلویزیون تمدن را که مسائل شرعی تشیع را پخش میکرد بستند و تمام وسائلش را بردند
*تدریس فقه جعفری در افغانستان ممنوع است و به دستور طالبان فقط فقه حنفی تدریس میشود
*مناطق شیعهنشین به دستور طالبان تخلیه میشوند. خانههایشان را از آنها گرفتند و آنها نمیدانند به کجا بروند
*برخورد خشن با خانمها شامل شیعه و سنی میشود. به بهانه اینکه حجاب ندارید دستگیرشان میکنند و میبرند و به عقد طالبان درمیآورند
*طالبان ماهی 50 میلیون دلار از آمریکا میگیرند و مثل زمان اشرف غنی و کرزی نماینده آمریکا هستند. ذخایر و معادن افغانستان را هم آمریکائیها و روسها میبرند