موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13285
حرف اصلي اينست

بسم‌الله الرحمن الرحيم

مگر از رئيس‌ جمهور آمريکا و نخست‌وزير رژيم صهيونيستي انتظاري غير از تحريک براي ايجاد اغتشاش و کشته‌سازي و تخريب وجود دارد؟!

حرف اصلي اين نيست که چه کسي تحريک کرده، بايد پرسيد چه کسي زمينه تحريک‌پذيري را به وجود آورده؟

اگر مردم مشکل معيشتي نداشته باشند، جوانان بي‌کار نباشند، مرد خانه شرمنده زن و بچه‌هايش نباشد، ده‌ها ميليون نفر زير خط فقر نباشند، اعتياد بيداد نکند، امثال بابک زنجاني‌ها و متوليان بانک آينده و چاي دبش با آنهمه فسادي که کرده‌اند در برابر چشم مردم فقير مانور قدرت ندهند و فاصله طبقاتي در جامعه‌اي که نام و عنوان نظام اسلامي را بر خود دارد غوغا نکند، آيا باز هم کسي براي ترامپ و نتانياهو تره خُرد مي‌کند و با تحريک آنها مرتکب قتل و آتش‌سوزي و تخريب مي‌شود؟! روشن است که اگر بساط فساد اقتصادي جمع شود، باندهاي مافيائي قلع و قمع شوند و ثروت کشور عادلانه ميان مردم تقسيم شود، زمينه‌اي براي تحريک‌پذيري از دشمنان اين کشور وجود نخواهد داشت. بنابراين، بايد به سراغ سياست‌هاي غلط و سياست‌سازان غلط رفت و يقه آنها را بايد گرفت.

کشوري که يکي از ثروتمندترين کشورها در بخش نفت و گاز و معادن و نيروي انساني است، چرا بايد صاحب بي‌ارزش‌ترين پول ملي باشد؟ وقتي مي‌بينيم و مي‌شنويم فلان فرد تحريک شده حاضر شد با گرفتن 10 ميليون تومان بانک آتش بزند، آيا نبايد اين واقعيت تلخ را درک کنيم که اين فقر است که حرف اول و آخر را در ناآرامي‌ها مي‌زند؟! وقتي در اسناد به دست آمده از حوادث اخير مي‌بينيم فلان جوان حاضر شده با ريخته شدن هزار دلار به حسابش بازار فلان شهر را به آتش بکشد نبايد بفهميم اين ما خودمان هستيم که براي دشمنان اين کشور و اين ملت سرباز ساخته‌ايم؟! وقتي مي‌بينيم براي به دست آوردن امکان اقامت در خارج از کشور، افرادي حاضر مي‌شوند مسجدها و حسينيه‌ها را به آتش بکشند و قرآن را بسوزانند، نبايد به اين نتيجه برسيم که ما جا را براي شهروندان تنگ کرده‌ايم و عشق وطن را از قلب آنها زدوده‌ايم و آنها را حتي نسبت به مقدسات هم بي‌تفاوت کرده‌ايم؟!

نسبت به اين پيامدهاي اجتناب‌ناپذير بارها در همين روزنامه و در سرمقاله‌هاي متعدد هشدار داده‌ايم و نوشتيم از انقلابِ لشکر گرسنگان بترسيد ولي افسوس که گوش شنوائي نبود. از خطر فاصله طبقاتي نوشتيم، از فاجعه‌اي که حقوق‌ها و پاداش‌هاي نجومي به بار خواهند آورد نوشتيم، از خطر بي‌عدالتي‌ها نوشتيم، از ناديده گرفتن فساد و چپاول و رانت‌خواري‌هاي نورچشمي‌ها و دانه‌درشت‌ها نوشتيم و از فساد بزرگ فاميل‌بازي و دور شدن از شايسته‌سالاري بيم داديم ولي افسوس که گوش شنوائي نبود و پيش‌بيني‌ها درست از آب درآمدند و شد آنچه نمي‌بايست مي‌شد. اينها هستند عواملي که زمينه را براي به وجود آمدن موج‌ها فراهم مي‌کنند و البته که دشمن با استفاده از فرصت بر موج سوار مي‌شود و اهداف خود را دنبال مي‌کند. بنابراين، زمينه‌سازان به وجود آمدن موج‌ها را بايد شناسائي و دست آنها را بايد از اداره کشور قطع کرد.

هنر اين نيست که کارگزاران با سياست‌هاي غلط و عملکردهاي اشتباه خود زمينه را براي ناآرامي‌ها فراهم کنند و سپس موج‌سواران را به مجازات برسانند. هنر اينست که با سياست‌هاي درست و عملکردهاي صحيح و بموقع، اجازه ندهند موج به وجود بيايد.

فلسفه وجودي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي اين بود که آحاد مردم در سايه عدالت زندگي مرفهي داشته باشند و فارغ از غدغه‌هاي مادي راه رسيدن به اوج معنويت را در پيش بگيرند. جامعه امروز ما چنين جامعه‌اي نيست. حرف اصلي اينست.