موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13281
زيان بزرگ تأخيرها

بسم‌الله الرحمن الرحيم در جريان ناآرامي‌هاي روزهاي گذشته، اهل قلم و سخن نکات زيادي درباره چرائي اين ناآرامي‌ها نوشتند و گفتند که لازم و درست بودند ولي هنوز درباره يک نکته جاي تذکر و تأکيد وجود دارد. مخاطب اين تذکر و تأکيد مسئولين هستند که بايد گوشي شنوا داشته باشند و از فرافکني‌هاي معمول و پناه بردن به شعار و گفتاردرماني پرهيز کنند تا بتوانند کشور را از اين مرحله عبور بدهند. نکته مورد نظر، زيان بزرگي است که از تأخيرها متوجه کشور، ملت و خود حکمرانان شده و همچنان ادامه دارد. حکمرانان ما مطمئن باشند تا زماني که اين تأخيرها ادامه دارند، هيچ مشکلي حل نخواهد شد و نارضايتي‌ها ادامه خواهند داشت. جدا دانستن صف معترضين از صف اغتشاشگران، حرف درستي است ولي با اين جداسازي نمي‌توان به ناضايتي‌ها پايان داد و تا زماني که نارضايتي ادامه داشته باشد، ناآرامي هم وجود خواهد داشت. حکمرانان بايد از توسل به اقدامات موقت که مانند قرص‌هاي مُسکّن عمل مي‌کنند و به معالجه مؤثر و دائمي منجر نمي‌شوند پرهيز کنند. زيان بزرگ تأخيرها اگر تا چند وقت قبل فقط افراد بي‌تفاوت نسبت به انقلاب و نظام را دربر‌مي‌گرفت حالا به طرفداران انقلاب و نظام هم سرايت کرده و بسياري از آنها هم به صف ناراضيان پيوسته‌اند. دشمن از اين نارضايتي‌ها نهايت بهره‌برداري را مي‌کند و مهره‌هاي اجاره‌اي خود که همان اغتشاشگران هستند را بر موج به راه افتاده از نارضايتي‌ها سوار مي‌کند. مصاديق تأخيرها زيادند ولي بارزترين آنها که به راحتي قابل شناسائي و کنترلند اينها هستند. 1- تأخير در تصميم‌‌گيري‌هاي اقتصادي درست. ايران، کشوري پهناور، ثروتمند، برخوردار از منابع زيرزميني، معادن، آب و هواي متنوع و نيروي انساني فوق‌العاده بااستعداد است. اين کشور مي‌تواند با برنامه‌هاي صحيح و دقيق اقتصادي از تمام بحران‌ها عبور کند و بر تمام فشارها و محاصره‌هاي اقتصادي غلبه نمايد. حق مردم ايران نيست که با اقتصاد صدقه‌اي که اين روزها مسئولان اقتصادي آن را با آب و تاب به رخ مي‌کشند زندگي کند. روي آوردن به کالابرگ در شرايط کنوني کشور نشان‌دهنده ناتواني مديران اقتصادي دولت است. ما علاوه بر ثروت‌هاي بالقوه، ثروت‌هاي بالفعل و نقد زيادي داريم که از آنها مي‌توانيم براي غلبه بر بحران اقتصادي کنوني استفاده کنيم به اين شرط که از اقتصاددانان توانمند و باتجربه کشور بخواهيم طرح بدهند و فعالانه درصدد رفع مشکلات موجود برآيند و دولت را از گرفتار ماندن در دور باطل اقتصاد صدقه‌اي نجات بدهند. 2- تأخير در تصحيح سياست خارجي. نادرست بودن سياست خارجي دهه‌هاي اخير مورد اجماع صاحبنظران است. با اينحال هيچ نشانه‌اي از تجديد نظر در اين سياست ديده نمي‌شود و حتي هيچ ارائه‌اي براي تغيير مديريت وزارتخارجه که ضعف آن اظهر من ‌الشمس است نيز وجود ندارد. 3- تأخير در تصحيح سياست داخلي. مردم ايران با اينکه بشدت تحت فشارهاي اقتصادي و رفتارهاي غيرمنعطف بعضي دستگاه‌ها بودند، در جنگ تحميلي 12روزه وفاداري بي‌نظيري نسبت به کشور نشان دادند و همبستگي را به اوج رساندند. انتظار اين بود که مسئولان با استفاده از اين فرصت استثنائي، با اقدامات مدبرانه درصدد جذب حداکثري و زدودن کدورت‌هاي گذشته برآيند ولي متأسفانه چنين نشد و اين فرصت طلائي آنقدر ناشيانه از دست رفت که به ناآرامي‌هاي اخير منتهي شد. 4- تأخير در حل و فصل موضوع هسته‌اي. لاينحل ماندن مسأله هسته‌اي کشور براي مدت بيش از 20 سال، امري غيرطبيعي و نشانه ضعف تدبير است. اين موضوع در مقطعي به پايان خود نزديک شده بود ولي کارشکني‌هاي داخلي مانع حل نهائي آن شد. اينهم از نشانه‌هاي ضعف تدبير است. 5- تأخير در برخورد قاطع با فاسدان و مفسدان اقتصادي. بيش از دو دهه است که جامعه ما با مفاسد اقتصادي درگير است. براي برخورد با فاسدان و مفسدان اقتصادي شعارهاي خوبي داده شده ولي در عمل کار مؤثري انجام نشده است. اين تعلل و تأخير کار را به جائي رسانده که به يقه‌سفيدها هم سرايت کرده و به مرحله‌اي رسيده‌ايم که بابک زنجاني‌ها و بانک آينده‌اي‌ها به عنوان خادمان اقتصادي تقديس مي‌شوند! 6- تأخير در برخورد با دزدان سوخت و انرژي. خود مسئولان بيشتر از ديگران از قاچاق سوخت و مافياي آب و اصحاب ماينرها مي‌نالند اما براي قلع و قمع آنها کاري نمي‌کنند. اين، برخلاف سيره اميرالمؤمنين است که مي‌فرمود اموال بيت‌المال را حتي اگر کابين زنانتان کرده باشيد از شما پس مي‌گيرم و مي‌گرفت. حکمرانان ما با اينهمه تأخير، غير از مهلت دادن به دزدان بيت‌المال چه کرده‌اند؟ 7- تأخير در تعويض مسئولين نالايق. چه در سطح استاني و چه در سطح ملي، تعدادي از مديران بي‌کفايتي خود را به اثبات رسانده‌اند. تأخير در تعويض آنها برخلاف سيره عملي مولاي متقيان است. 8- تأخير در احياء پول ملي. براي ايران بزرگ، ثروتمند و آبرومند، زشت است پول ملي بي‌اعتباري داشته باشد. اعتبار پول ملي جلوي چشم حکمرانان ما مثل برفي که در برابر حرارت قرار گرفته باشد در حال آب شدن است و آنها کاري نمي‌کنند. زنهار، زنهار که اين زيان بزرگ ناشي از تأخيرها بيش از اين قابل تحمل نيست.