بسمالله الرحمن الرحيم
اعتراض اين روزهاي مردم، خاستگاهي کاملاً طبيعي دارد که به فشارهاي فزاينده معيشتي ناشي از برنامههاي غلط اقتصادي مربوط ميشود. دولت و حاکميت نيز اين اعتراضها را به رسميت شناخته و قول دادهاند اقداماتي براي کاهش فشارهاي معيشتي انجام دهند ولي در عمل آنچه انجام شده نتيجه عکس داده و فشار بيشتر شده است. به همين نسبت، نارضايتي مردم هم افزايش يافته و نشانهاي از پايان يافتن اعتراضات ديده نميشود.
براي دولت و حاکميت راهي غير از تسليم شدن در برابر خواستههاي صحيح و به حق مردم وجود ندارد. خوشبختانه شخص رئيس جمهور پزشکيان طرفدار جدي تعامل با مردم و رفتار مسالمتآميز است و با برخورد خشن و سرکوب معترضين موافق نيست. دولت با استفاده از اين امتياز و نقطه قوت که رئيس جمهور بر آن تأکيد دارد ميتواند با معترضين کنار بيايد و با دادن امتيازات واقعي، بنيادين و کاملاً عملي، به ناآراميها پايان بدهد و آرامش و زندگي عادي را به کشور و مردم برگرداند.
تجربه تمام ادوار تاريخي نشان داده است، قهر با مردم و سرکوب و بيتوجهي به خواستههاي صحيح آنها هرگز به نفع کشور و خود حکمرانان نبوده، نيست و نخواهد بود. اين روش غلط کاملاً مطلوب دشمنان خارجي است و فاصله ميان مردم و مسئولين را بيشتر ميکند. اين درست است که حساب اغتشاشگران بايد از معترضان جدا شود ولي سياستِ مدارا با مردم و تعامل عادلانه با آنها بايد با سرعت و قاطعيت به اجرا درآيد. چنين تعاملي ميتواند به تأمين رضايت مردم منجر شود، به دولت فرصت مديريت عادلانه و عاقلانه کشور را بدهد، اقتدار ايران را حفظ کند و نقشههاي دشمنان، که درصدد بهرهبرداري از فرصت پيش آمده براي تضعيف ايران، تجزيه آن و بازگرداندن سلطه جهنمي خود بر آن هستند، را نقش بر آب کند.
اين، يک واقعيت قطعي است و خود مردم هم ميدانند که انقلاب و فروپاشي و آشفتگي کشور به نفع هيچکس غير از دشمنان خارجي نيست. مردم معترض هم نهتنها به دشمنان خارجي اميدي ندارند بلکه با آنها کاملاً زاويه دارند. سوابق سياه، گرگصفتي و سرسپردگي تمام اجزاء اپوزيسيونهاي خارجنشين نيز براي مردم کاملاً روشن است. اعتراضکنندگان اگر هم شعاري به نفع کساني ميدهند به معناي قبول داشتن آنها نيست، هدفشان از اين قبيل شعارها نشان دادن عصبانيتشان از بيتوجهي مسئولين به شرايط سخت زندگي است.
حکمرانان ما بايد اين واقعيتها را درک کنند، صداي مردم را بشنوند و با قيد فوريت درصدد حل واقعي مشکلات معيشتي مردم برآيند.
بازگرداندن ارزش واقعي به پول ملي در رأس اقداماتي است که دولت بايد براي تعامل با مردم انجام دهد. تجديد نظر اساسي در برنامه اقتصادي به ويژه طرح خلاف کرامت اقتصاد صدقهاي، تثبيت عادلانه قيمتها، حذف حقوقهاي نجومي، عادلانه کردن حقوقها، قلع و قمع باندهاي فساد اقتصادي و رانتخواران و ويژهخواران و پايبندي به اصل شايستهسالاري در تمام انتخابها و انتصابها بايد پايههاي اصلي تعامل دولت با مردم باشند.
براي تأمين بودجه لازم جهت تجديد نظر واقعي در برنامههاي اقتصادي، راههاي زيادي وجود دارند که در اختيار گرفتن اموال بنیادها و نهادهاي ثروتمند، حذف بودجههاي دستگاههاي بيخاصيت، مهار کردن ولخرجيهاي شرکتهاي دولتي و خصولتي و چابکسازي سريع تمام بخشهاي زيرمجموعه سه قوه ازجمله آنها هستند. اکنون که زمان تصويب بودجه 1405 کل کشور است، بهترين فرصت براي انجام اين تجديد نظر وجود دارد. دولت نبايد اين فرصت را از دست بدهد.