غلامرضا بني اسدي
23 خرداد 1404، در تاريخ ايران ماندگار شد. تاامروز نه يک سال که به اندازه قرني برما گذشت. واقعيتي را تجربه کرديم که اگر بسانِ«درس -رفتار»به آن نگاه کنيم ما را يک صده جلو ميبرد. اين گونه ميتوان از هزينههاي سنگيني که پرداختهايم به بهرههاي کلان هم برسيم. در اين يک ساله و در گذر از دو جنگ که در نوع خود ميتوانستند هر کشوري را فرو پاشند ما به انسجامي رسيديم که دنيا بايد با محاسبهاي نو به ايران نگاه کند. اين که مجبور ميشوند با پذيرش واقعيتي به نام ايران که از جنگي وجودي سربلند بيرون آمده، پاي ميز مذاکره بنشينند، خود مبين پيروزي ماست. پيروزيي که با قدرت ديپلماسي پس از ميدان و خيابان بايد مستند و محقق گردد. براي اين مهم بايد به قوه عاقله نظام فرصت تصميم و تدبير بدهيم. با تدبير ميشود تصميمهايي گرفت که موفقيت را با هزينه کمتر به دست آورد. عقلانيتِ مجرب و امانتداري کمال يافتهاي که در سطوح بالاي تصميمگيري وجود دارد ميتواند جمهوري اسلامي ايران را به سلامت از اين پيچ تاريخي عبور دهد. براي اين نياز بايد به سمت توليد قدرت ملي رفت و راه را بر توهم فروشي بست چه توهم پيروزي پيش هنگام مثل ترسِ پيشامرگ، غيرواقعي و خطرناک است. هر دو توان و ظرفيتهاي کشور را در ضريبي بالا ميفرسايد. من براي گزارههايي از اين دست که،« ما آمريکا را زمين زديم و روي سينهاش نشستيم که کار را تمام کنيم، اما ناگهان رفتيم پاي ميز مذاکره و ميخواهيم توافقي بکنيم که او بيايد و بنشيند روي سينه ما» جز همين توهم پيروزي پيش هنگام عنواني سراغ ندارم. صحنه نبرد، مختصات خاص خود را دارد. درست فهم نکنيم، به تصميم درست هم نميرسيم. کسي هم آرزوهاي و تصوراتي که در چهارچوب توهم قاب شود را به چيزي نميخرد. از هر دوسو توهم بيخريدار ميماند. هم از اين جماعتي که ما را پيروز مطلق نظامي ميپندارد و از ده قدمي، ميخهاي شل شده خيمه معاويه را ميشمارد تا آن جماعتي که چنان شب زده اينترنشنال شدهاند که هيچ صبح موفقي در اين خاک متصور نيستند. خود آمريکا و رژيم جعلي صهيونيستي هم به تجربه دريافتهاند خوابهاي خودشان و روياهايي که فروختهاند، تعبير وارونه يافته و به کابوس تبديل شده است. خودشان ميدانند اين خاکي که ميخواستند به سيلاب ببندند و از ميان ببرند به باتلاقي برايشان تبديل شده است، باتلاقي که اگر نتوانند با تسليم شدن به واقعيت انکارناپذير شکست ناپذيري ايران، خود را برهانند، ميتواند به مرداب هم برايشان تبديل شود.
هم خود بزرگ بيني غيرواقعي راه را بر موفقيت ميبندد و هم خود کوچک انگاري به شکست ميانجامد. بايد با فهم دقيق مختصات زمين و شرايط زمان، بهترين تصميم را بگيريم. انشاالله «فتحِ مبين» در اين عرصه مقدر شده باشد چنان که براي پيامبر خدا هم، نه در غزوات که در صلح حديبيه تقدير و تحرير شد. ما به عنايت خداوند و اعجاز دشمن شکنِ خون شهيدان به ويژه خون رهبر شهيد و نوگلهاي ميناب ايمان داريم....